نوشتن هنر زنانه است
07/04/1397 8:29

رامبد خانلری، دبیر مجموعه «سمر» در نشست تحلیلی این مجموعه گفت: سال‌هاست که پرفروش‌ترین کتاب‌ها را خانم‌ها نوشته‌اند؛ بنابراین باید قبول کنیم که نوشتن یک هنر زنانه است. یعنی خانم‌ها با اینکه برای داستان نوشتن، کار سخت‌تری نسبت به آقایان دارند؛ اما موفق‌تر بوده‌اند.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست تحليلي درباره داستان‌هاي «سمر» با حضور احسان رضايي، رامبد خانلري و عبدالرسول شاكري چهارشنبه(6تيرماه) در سراي اهل قلم موسسه خانه كتاب برگزار شد.

در ابتداي اين نشست، رامبد خانلري، گفت: مجموعه «سمر» مجموعه‌اي از داستان‌هاي دوستاني است كه خيلي دوست داشتم در زماني مناسب، كتابم با كتاب‌هاي اين افراد در مجموعه‌اي منتشر شود. در واقع اين مجموعه‌اي، متشكل از آثار نويسندگاني است كه من قبل از آغاز به‌كار اين مجموعه طرفدارشان بودم.اين مجموعه قرار است با همين سازوكار ادامه پيدا كند. تا به اينجا نيز ما نسخه سياه كه داستان‌هاي گونه وحشت و وهمي است را منتشر كرده‌ايم. در نسخه خاكستري، كتاب‌هاي اجتماعي آمده است و در نسخه قرمز، مخاطب با داستان‌هاي جنايي، معمايي و هيجاني روبه‌رو است. همچنين در آينده نسخه‌هاي ديگري نيز اضافه خواهد شد كه از اين بين مي‌توانم به نسخه نارنجي اشاره كنم كه شامل داستان‌هاي فانتزي است.
 

وي با بيان اينكه در ادبيات ما يك‌سري آفت وجود داشت، گفت: مثلا وقتي به داستان ايراني برمي‌خوريم، يا با داستاني روبه‌رو هستيم كه خيلي شبيه به داستان ترجمه است يا خيلي شبيه به نسل طلايي داستان‌نويسي ماست. در چنين وضعيتي خيلي دوست داشتم كه داستان رو به جلو داشته باشيم؛ يعني داستاني كه در زندگي امروز رخ دهد. براي مثال ما از 24 ساعت، چهار ساعت در اينستاگرام وقت مي‌گذرانيم اما در داستان هنوز جرائت نداريم كه اسمي از اينستاگرام و فيس‌بوك بياوريم.
خانلري با اشاره به رو به جلو بودن مجموعه «سمر» اظهار كرد: من دوست داشتم مجموعه رو به جلو تشكيل دهيم، به همين دليل به سراغ دوستاني آمدم كه داستان‌هاي رو به جلو داشتند. آن مجموعه «كارگاه داستان نو واژه» به‌شدت مجموعه رو به جلويي بود؛ چراكه اگر شما همين الان به آن مراجعه كنيد، فكر مي‌كنيد كه با تاريخ شفاهي يك دوره روبه‌رو هستيد. اين مجموعه يك ويژگي داشت و آن اين بود كه به شدت زنانه بود. به همين خاطر من نسخه خاكستري را بيش از هركسي حق نويسندگان خانم مي‌دانم.
 

وي ادامه داد: دلم مي‌خواهد يك حرف خطرناك بزنم كه شايد عده‌اي به من فحش بدهند اما بايد بگويم كه نوشتن هنر زن‌هاست. ما وقتي مي‌گويم «او رفت» يعني آن مرد رفت و يك خانم براي نوشتن، قبل از هر چيزي بايد با جنسيت مردانه زبان مبارزه كند. از طرفي شما بياييد و كتاب‌هاي پرفروش چند سال اخير ادبيات را بررسي كنيد و ببينيد كه كتاب‌هاي پرفروش ادبيات را چه كساني نوشته‌اند.
 

وي با به نقش زنان در ادبيات امروز گفت: سال‌هاست كه پرفروش‌ترين كتاب‌ها را خانم‌ها نوشته‌اند؛ بنابراين بايد قبول كنيم كه نوشتن يك هنر زنانه است. يعني خانم‌ها با اينكه براي داستان نوشتن، كار سخت‌تري نسبت به آقايان دارند؛ اما موفق‌تر بوده‌اند. در نتيجه براي دنبال كردن اين حركت ما بايد در ايران خانم‌هايي كه رو به جلو مي‌نوشتند را پيدا مي‌كرديم
احسان رضايي ديگر سخنران اين نشست در توضيح انتظارات يك فرد كتاب‌خوان از يك مجموعه گفت: صحبت‌هايم را از آنجا شروع مي‌كنم كه من به‌عنوان يك كتاب‌باز از مجموعه چه مي‌خواهم و چه توقعاتي دارم. همه ما مي‌دانيم كه عمر كتاب از عمر انسان بيشتر است و همه آنهايي كه با كتاب سروكار دارند، دوست دارند كه خودشان را به يك شكلي در كتابخانه‌هاي ديگران ماندگار كنند. براي مثال ناشران تلاش مي‌كنند، كاري انجام دهند كه كتاب‌هايشان در كتابخانه‌ها با كتاب‌هاي ساير ناشران متفاوت باشد. براي مثال همه كتاب‌هاي نشر ماهي يك عطف نارنجي رنگ دارند تا همه ما هر جا آنها را ديديم متوجه شويم كه اين كتاب‌ها متعلق به نشر ماهي است.
وي ادامه داد: يكي از هدف‌هاي مجموعه‌سازي نيز همين است؛ يعني كتاب‌هايي با يك سري شكل و شمايل خاص و متفاوت كه در كتابخانه‌اي باشند تا از نظر اقتصادي علاقه‌مندان براي كامل كردن مجموعه تلاش كنند. حال اگر ظاهر را كنار بگذاريم، بحث محتواست كه مجموعه را متفاوت جلوه مي‌دهد. ما بازار كتابي داريم كه خودش خيلي به اين موضوع كه چه كتابي خوب است و بايد چاپ شود، اهميت نمي‌دهد و بيشتر به اين نگاه مي‌كند كه چه كتابي بيشتر فروخته مي‌شود.

 
وي اظهار كرد:‌ من از پنج كتاب اين مجموعه سه اثر را خوانده‌ام و متوجه شدم كه ما با يك ادبيات قصه‌گو طرف هستيم كه به داستان تعريف كردن اهميت بيشتري نسبت به بازي‌هاي فرمي مي‌دهد و همان‌طور كه رامبد خانلري گفت، ما شاهد داستان‌هايي هستيم كه به زندگي امروز مربوط است.

وي افزود: معمولا در كشور ما ساخت سري‌هاي كتاب عمر طولاني ندارد و شايد موفق‌ترين كار انتشار كتاب‌هاي نويسندگان روس به زبان فارسي بود. در حال حاضر نيز شايد موفق‌ترين مجموعه، متعلق به جهان كتاب و مجموعه «نقاب»‌ باشد كه تا به امروز 65 عنوان منتشر كرده است.با همه اين تفاسير با اينكه كتاب‌هاي پليسي جهان كتاب از نويسندگان بسيار مطرحي بود، اما بسياري از ما آن كتاب‌ها را نخوانده‌ايم.
 

رضايي در مقايسه مجموعه‌هاي منتشر شده ايراني با خارجي گفت: در بحث مجموعه‌هاي ايراني كار سخت‌تر نيز مي‌شود؛ چراكه در مجموعه‌هايي كه ما از آثار خارجي منتشر مي‌كنيم، بسيار گزيده كار هستيم و بهترين‌ها را انتخاب مي‌كنيم و دست‌مان براي انتخاب بسيار باز است اما در ادبيات داخلي به اين شكل نيست و ما تعداد زيادي نويسنده داريم كه مي‌خواهيم از آنها كتاب منتشر كنيم اما نمي‌دانيم كه عيار آنها چقدر است و آيا مخاطب از آنها استقبال مي‌كند يا خير.
 

اين نويسنده در پايان گفت: من معتقدم كه تبليغات ضعيف بوده است و آن طور كه بايد و شايد كتاب در بازار ديده نشده است. ما در اين مجموعه با صداي تازه داستان‌‌نويسي روبه‌رو هستيم؛ قصه‌هايي كه بازتاب زندگي امروز هستند. من ويژگي‌هاي ظاهري اين مجموعه را دوست دارم. هم قطع و هم جلد و هم فونت كتاب متفاوت است. براي اين كتاب فونت خاصي طراحي شده كه من آن را دوست ندارم اما اين دليل نمي‌شود كه از ارزش كار بكاهم. طرح جلد را دوست دارم؛ گرافيك ميني‌مال دارد و خيلي شبيه به كتاب‌هاي پنگوئن است.

در ادامه اين نشست، عبدالرسول شاكري با اشاره به رمان فارسي گفت:‌ واقعيت اين است كه پيش از مشروطه، پيدايش رمان فارسي تحت تاثير گرايش‌هاي روشنفكري در ايران بوده است و طي يك صده گذشته ادبيات فارسي و رمان و داستان كوتاه بيشتر تحت‌تاثير سياست بوده است. اگر ما نگاهي به رمان‌‌هاي معروف دهه 30، 40 و 50 بيندازيم، اقبال جامعه بيشتر تحت تاثير فضاي سياسي و گفتمان چپ بوده است.

وي ادامه داد: بنابراين مي‌توان گفت كه رمان فارسي بيشتر در قلمرو نسل گذشته قرار مي‌گيرد كه بيشتر نگاه چپ داشته‌اند. براي مثال از ميان اين نسل مي‌توان محمود دولت‌آبادي را نام برد كه هنوز در حال چاپ كردن كتاب است. اگر از آن آثار فاصله بگيريم يكي از مهم‌ترين آثار «سورمه‌سرا»ي خانلري است كه ضمن پايبندي به همه استانداردهاي رمان مدرن و  ژانر وحشت، كاملا فارسي است.
 

اين مدرس دانشگاه در توضيح يكي از كتاب‌هاي اين مجموعه با عنوان «سورمه‌سرا» گفت:‌ «سورمه‌سرا» داستان سفري است به جهان مردگان، مكان اصلي قبرستاني دورافتاده به نام «سورمه‌سرا» است. راوي در اين كتاب رنگ سورمه‌اي را دوست دارد و سياهي شب در سورمه‌سرا نيز سورمه‌اي است. قبرستان در برهوت است اما سقف خانه‌هاي اطراف شيرواني است. رمان قصه رابطه مرد و زني است. زن در سال 1364 به دنيا آمده و در سال 1389 مرده است و هنگامي كه رويدادهاي اين كتاب روايت مي‌شود، سه سال و هفت ماه و يازده روز از مرگ زن مي‌گذرد.

وي در پايان گفت:‌ راوي و شخصيت اصلي اين كتاب با سفر به سرزمين مردگان مي‌كوشد همسر خود را براي يك بار هم كه شده دوباره ببيند و با او رودررو سخن بگويد. روايت اين رمان همانند همه رمان‌هاي مدرن كاملا ذهني است و مخاطب اين رمان نه واقعيت كه بازتاب آن را در ذهن راوي مي‌بيند و مي‌شنود؛ به همين دليل در اين رمان ماهيت ذهنيتي مبنا دارد.