رويايي نوشتن را هيچ وقت فراموش نكردم
08/09/1397 10:4

حسینی گفت: در این سی و چند سالی که در این حوزه فعالیت می کنم خیلی چیزها تغییر کرده است اما چند چیز در من باقی مانده است، یکی استمرار در کار است و رویای نوشتن را هیچ وقت فراموش نکردم؛ دوم اینکه نوشتن برای من صرف درد و دل کردن نبود یا اینکه بنویسیم تا حالم خوب شود و دوست ندارم ادبیات را به این بخش ساده و بازاری تغییر دهیم.

 

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست نقد كتاب «بي‌باد، بي‌پارو» با حضور فريبا وفي نويسنده، مژده سالاركيا و مريم حسيني به عنوان منتقد عصر روز چهار شنبه هفتم آذر ماه در دانشكده ادبيات دانشگاه الزهراء برگزار شد.

 

در ابتداي اين نشست مريم حسيني استاد دانشگاه و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهراء، درباره فريبا وفي گفت: او داستان‌نويسي را از جواني آغاز كرد و داستان‌هايش مطابق مرسوم در مجلات داستان‌نويسي دهه 60 منتشر مي‌شد. وفي علاوه بر مجموعه داستان مجموعه رمان‌هايي نيز نگاشته است. مجموعه رمان‌هاي او به زبان‌هاي انگليسي، ايتاليايي، فرانسوي، آلماني نروژي و اسپانيايي و تك داستان‌هايش به زبان‌هاي روسي، ژاپني، عربي، سوئدي، تركي و ايسلندي ترجمه شده است.

 

وي همچنين درباره آثار وفي بيان كرد: اولين رمان وفي «پرنده من» در سال 1381 منتشر شد و با استقبال زيادي روبه‌رو شد. اين كتاب برنده جايزه بهترين رمان سال 1381، سومين دوره جايزه هوشنگ گلشيري، دومين دوره جايزه ادبي يلدا شد؛ همچنين «پرنده من» در مهرگان ادب و جايزه ادبي اصفهان نيز مورد تقدير قرار گرفت.

او در ادامه افزود: وفي رمان «ترلان» را در سال 1382 منتشر مي‌كند كه از سوي بنياد ادبي مهرگان تقدير مي‌شود. همچنين جايزه ليت پروم آلمان را براي رمان «ترلان» از آن خود كرده است. رمان «روياي تبت» پس از «پرنده من» بسيار مورد توجه قرار گرفت. فضاي زنانه و خروج از هنجاري كه در كنش قهرمان داستان شكل گرفت در آن دهه براي ما جذاب بود. از رمان‌هاي ديگر او نيز مي‌توان به «ماه كامل مي‌شود» و «رازي در كوچه‌ها» اشاره كرد. مجموعه داستان‌هاي وفي نيز «در عمق صحنه»، «حتي وقتي مي‌خنديم»، «در راه ويلا»، «همه افق»، «بعد از پايان» و آخرين اثر او مجموعه داستان «بي‌باد، بي‌پارو»ست كه بحث امروز درباره آن است. گفتني است كه اين مجموعه داستان نامزد جايزه جلال آل احمد نيز بود.

روياي نوشتن را هيچ‌وقت فراموش نكردم

در ادامه اين نشست فريبا وفي اظهار كرد: من داستان‌نويسي را از زمان دبيرستان و حتي قبل‌تر از آن شروع كردم؛ درواقع نويسندگي، با نوشتن انشاهاي خوب آغاز شد. اولين داستانم را براي يك مجله آدينه فرستادم، تقريبا دو ماه بعد، زماني كه اين مجله را خريدم در بخش پاسخ به پرسش‌ها دنبال جوابي بودم مبني بر اين كه اثر را رد كرده باشند و اميدي به منتشر شدنش نداشتم؛ همينطور كه صفحات را ورق مي‌زدم داستانم را ديدم، آن روز بهترين روز زندگي من بود كه پس از آن اعتماد به نفسي در من شكل گرفت.

 

وي همچنين بيان كرد: من داستان‌هايم را براي مجلات و نشريات مي‌فرستادم و بازخوردها خوشايند بود. اولين داستانم «در عمق صحنه بود» كه توسط نشر چشمه چاپ شد و پس از آن وارد عرصه حرفه‌اي نويسندگي شدم. در اين سي و چند سالي كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنم خيلي چيزها تغيير كرده است و به طبع نظرات من نيز درباره بسياري از چيزها تغيير كرده است؛ اما چند چيز در من باقي مانده است، يكي استمرار در كار است و روياي نوشتن را هيچ‌وقت فراموش نكردم؛ دوم اين كه نوشتن براي من صرف درد و دل كردن نبود يا اينكه بنويسم تا حالم خوب شود و دوست ندارم ادبيات را به اين بخش ساده و بازاري تغيير دهيم. هميشه فكر مي‌كنم ادبيات رهايي بخش است و براي زندگي همه آدم‌ها لازم است و براي من هم جدي بود.

 

پس از صحبت‌هاي فريبا وفي، مريم حسيني مطلبي از ميلان كوندرا و ريچارد رورتي را خواند تا اهميت رمان را از زبان آن‌ها بيان كند.

 

ارتباط بين اعضاي خانواده بر اساس گفت‌وگو شكل مي‌گيرد

در ادامه اين نشست مژده سالاركيا درباره ساختار و فرهنگ و اهميت خانواده در داستان‌هاي «بي‌باد، بي‌پارو» اظهار كرد: داستان‌هاي اين مجموعه به نحوي از زندگي روزمره وام گرفته‌‌اند، درواقع گويي نويسنده رابطه بين داستان و زندگي را خوب درك مي‌كند و بر اساس آن استعاره  خوب مي‌سازد يعني واقعيت نيست بلكه چيزي شبيه به واقعيت است. داستان‌هاي مجموعه «بي‌باد، بي‌پارو» همانطور كه از اسم آن مشخص است داراي تحرك بيروني نيست و بيشتر جوشش دروني دارد.

 

او در ادامه افزود: در تعبير تصوير روي جلد كتاب هم مي‌توان گفت كه گويي همه قصد دارند تغيير محيط و مكان بدهند اما درگير زندگي باقي مي‌مانند. آدم‌هاي داستان پر از حرف‌اند و مي‌خواهند صحبت كنند اما زماني كه گفت‌وگويي شكل مي‌گير چيزي را بيان نمي‌كنند. اين كتاب داراي ايجاز و تلخي

ص است و از مفاهيم سياسي، فلسفي و اخلاقي پرهيز مي‌ك

 

اين داستان‌ها اطلاعاتي از حرفه افراد نداريم و فقط مي‌دانيم برخي از شخصيت‌ها شاغل هستند اما آن چيزي كه درباره همه آن‌ها مي‌دانيم اين است كه در چه خانواده‌اي زندگي مي‌كنند.

 

اين منتقد همچنين بيان كرد: خانواده يك نهاد اجتماعي است و عوامانه‌ترين تعريف آن اين است كه براي بقاي نسل شكل مي‌گيرد و افراد را براي مسئوليت پذيري آماده مي‌كند؛ به عقيده  اريش فروم، علت اصلي شكل‌گيري خانواده پاسخ‌گويي به عميق‌ترين نياز بشري است و اين نياز بشري غلبه كردن بر جدايي و تنهايي خودش است، بهترين شكل يگانگي و همرنگي با ديگري در غالب خانواده رخ مي‌دهد. به نحوي افراد قصد دارند زندگي انفرادي را كنار بگذارند و به وصال دست پيدا كنند.

 

سالاركيا درباره اين مجموعه داستان گفت: ما براي شناخت شخصيت‌هاي يك داستان بايد بتوانيم شبكه روابط اجتماعيشان را درك كنيم؛ اكثر شخصيت‌هاي اين داستان با جايگاهشان در خانواده شناخته مي‌شوند. تضاد اصلي داستان هم در همين محيط شكل مي‌گيرد؛ محيط غير از زمان و مكان فرهنگ را نيز دربرمي‌گيرد. هرچيزي كه يك شخص فكر مي‌كند و انجامش مي‌دهد به فرهنگش بر مي‌گردد، فرهنگ به افكار و رفتار جهت مي‌دهد.

 

او در ادامه اظهار كرد: ارتباط بين اعضاي خانواده بر اساس گفت‌وگو شكل مي‌گيرد، گفت‌وگو علاوه بر نشان دادن ساختار خانواده، فرهنگ آن را نيز نشان مي‌دهد. مقصود ما از ساختار، جايگاه هر فرد در خانواده، قدرت فرد تصميم گيرنده، وظايف و چگونگي ارتباط بين اعضاي خانواده است؛ در مقابل منظور از فرهنگ خانواده نوع فعاليت‌ها، نوع زندگي، نقش‌ها و شيوه‌هاي فرزندپروري است.

 

زن‌ها ديگر دغدغه‌ پنهان كردن چيزي را ندارند

وي درباره بانوان مجموعه داستان «بي‌باد، بي‌پارو» بيان كرد: در اين مجموعه با زن‌هايي مواجه مي‌شويم كه انگيزه‌هاي نسبتا مشابهي دارند و به نحوي از گذشته فرار مي‌كنند و اين فرار با تغيير محيط آن‌ها همراه است. مي‌توانيم بگوييم زماني كه شخصيت‌ها قدرت تغيير ساختار و فرهنگ خانواده را ندارند و در قسمت‌هايي از اين مجموعه داستان به پرخاشگري روي مي‌آورند پس قصد مي‌كنند محيط را تغيير دهند و براي ترك محيط برنامه‌ريزي مي‌كنند؛ شخصيت‌ها با محيط خود وفق پيدا نمي‌كنند و به دنبال تغيير آن هستند.

 

مژده سالاركيا در ادامه گفت: نكته ديگري كه در اين داستان‌ها مي‌توان درباره‌شان حرف زد بحث فرزندپروري است. فرزندپروري تحت تاثير طبقه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي شكل مي‌گيرد؛ شخصيت رواني و اجتماعي فرزند در اين ساختار شكل مي‌گيرد و هر چقدر فرهنگ خانواده غني‌تر باشد، مادر خانواده هر چقدر در فضاهاي خارج از خانواده بيشتر فعال باشد و اطلاعات بيشتر داشته باشد گفت‌وگو در ميان اعضاي خانواده جايگاه بهتري پيدا مي‌كند.

 

 سالاركيا نمونه‌هايي از گفته‌هايش را از مجموعه داستان «بي‌باد، بي‌پارو» بيان مي‌كند.

 

وي همچنين بيان كرد: در جايي از بلقيس سليماني خواندم نويسنده محصول تجربه‌هاي انساني است. به اين معني نيست همه آنچه را كه مي‌نويسد خودش تجربه كرده باشد، يعني همه آثاري كه نوشته مي‌شود درباره انسان و براي انسان است و درك درون مايه يك اثر نيازمند ارتباط بين اثر و جهان بيرون است. داستان‌هاي اين مجوعه از افرادي حرف مي‌زند كه به نحوي مي‌خواهند فرد ديگري شوند و از اين مرزهاي محدود كننده مادي و معنوي رهايي يابند. دغدغه‌ها به گفت‌وگو بدل نمي‌شود چون شخصيت‌ها مجال بروز خود را نمي‌يابند.

مژده سالاركيا در پايان گفت: نكته متفاوتي كه اين اثر وفي نسبت به ساير آثار ديگر او دارد اين است كه زن‌ها ديگر دغدغه‌ پنهان كردن چيزي را ندارند بلكه در پي ديده شدن هستند. عنوان كتاب نشان دهنده يك نوع زنجير است؛ ما قصد رفتن داريم اما بدون پارو و بدون باد كه كسي نمي‌تواند قايق را به حركت درآورد. در داستان‌ها شخصيت‌ها بيشتر ديگر خواه هستند تا خود‌خواه و به همين جهت نمي‌توانند از سنت‌ها رها شوند و وظايفشان را زير پا بگذارند. اگر هم بروند باز تكه‌اي آن‌ها را به گذشته وصل مي‌كند.

 

مريم حسيني در ادامه جلسه نقد آخرين مجموعه داستان فريبا وفي بيان كرد: در برخي از داستان‌هاي مجموعه «بي‌باد، بي‌پارو» شاهد مهاجرت شخصيت‌ها به كشورهاي مختلف هستيم. بحثي كه مي‌توانيم داشته باشيم يك نوع مهاجرت اجباري است كه در كتاب شاهد آن هستيم. همچنين در اين مجموعه داستان‌هايي شبيه به داستان هزار و يك شب داريم و اين كه شهرزاد يكي از شخصيت‌هاي آن است برايم جالب بود. گفتني است در اين مجموعه داستان شاهد واقعيت زندگي بانواني از سه نسل هستيم كه فريبا وفي آن را به تصوير كشيد.

 

فريبا وفي در پايان گفت: من فكر مي‌كنم عنصر آگاهي و حساسيت در همه داستان‌هاي من وجود دارد؛ اين‌ها خوب ديدن را مي‌دانند و به نظر من زني كه نتواند خوب ببيند نمي‌تواند پذيراي هيچ تغييري باشد.

جلسه نقد مجموعه داستان «بي‌باد، بي‌پارو» با گفت‌وگو و اظهار نظر برخي از حاضرين در مراسم به پايان رسيد.