تاريخ محلي كه بي‌جانبداري نوشته شود مغتنم است
20/11/1397 16:49

کاوه بیات گفت: تاریخ‌های محلی در عین اهمیتی که دارند با حب و بغض عجیبی همراه است. اما کتابی که بی‌جانبداری نوشته شود مغتنم است. صحبت از یک منطقه وسیع است که از نظر جغرافیای ایلی متنوع است و در خود طوایف هم رقابت‌هایی بر سر قدرت است که موضوع را پیچیده می‌کند.


به گزارش روابط عمومي موسسه خانه ؛ نشست معرفي و بررسي كتاب «نوسازي و جامعه ايلي؛ بوير احمد در دوره پهلوي» با حضور نويسنده كتاب محمد مهدي روشنفكر و كاوه بيات و نيكنام حسيني پور به عنوان كارشناس، چهارشنبه، 17 بهمن 1397 در سراي اهل قلم برگزار شد.

در ابتداي نشست، غلامرضا عزيزي كه گردانندگي جلسه را بر عهده داشت، با اشاره به اينكه ساختار جامعه ايران به گونه‌اي بود كه تا دوره پهلوي حكومت‌هايي كه بر سر كار آمدند، بر اساس ساختار ايلي بود، گفت: حكومت مركزي مقتدر كه در دوره رضاشاه شكل گرفت، كار خودش را با سركوب ايلات و جنبش‌ها، لشكركشي به كهگيلويه و بوير احمد و... آغاز كرد. و دولت مركزي در اين زمينه كوشش كرد. اما نكته جالب در نشست امروز اين است كه تمام  سخنرانان با جوامع ايلي پيوستگي سببي و نسبي دارند.
 
در ادامه نويسنده در خصوص ويژگي‌هاي كتاب گفت: قبل از هر چيز از استاد بيات به خاطر آراء و آثارش كه خيلي در تاليف اين كتاب به من كمك كردند، تشكر مي‌كنم. اين كتاب چند ويژگي دارد؛ اول اينكه يك بستر جامعه‌شناسي محلي دارد. دوم استفاده از اسناد است و سومين مطلب كه خيلي مهم است؛ بدون هرگونه تعصب قومي و جغرافيايي و ايلي اين كار را دنبال كردم و خيلي هم با خودم كلنجار رفتم.

محمد مهدي روشنفكر افزود: سال 88 كار ديگري در قالب نقد منابع تاريخي استان كهگيلويه و بوير احمد انجام دادم كه متاثر از منابع ايدئولوژيكي و آموزه‌هاي قرآن بود. و ويژگي ديگر كتاب، پرهيز از درگيري‌هاي درون ايلي و برون ايلي و حكومت بود. به همين خاطر، سه موضوع غالب، بحث سلب قدرت، سربازگيري و خلع سلاح بود. البته جاهايي كه حكومت اول و دوم پهلوي، خدمات عمراني يا آموزشي ارائه داده بود هم مورد توجه قرار گرفت تا انصاف رعايت شود.
 
در ادامه كاوه بيات گفت: تاريخ‌هاي محلي در عين اهميتي كه دارند با حب و بغض عجيبي همراه است. اما كتابي كه بي‌جانبداري نوشته شود مغتنم است. صحبت از يك منطقه وسيع است كه از نظر جغرافياي ايلي متنوع است و در خود طوايف هم رقابت‌هايي بر سر قدرت است كه موضوع را پيچيده مي‌كند. به همين دليل تدوين تحولات اين دوره خيلي سخت است. در اين كتاب، چند دوره تاريخي مهم مورد بحث قرار گرفته است. البته به تحولات عمده اي نظير جنگ‌ها و درگيري‌ها كمتر پرداخته شده است.

دوره‌هايي كه مورد بحث قرار گرفته،  آرامش نسبي فارس در دوره اول رضا خان است كه تمركز اصلي روي تحولات ايلي شمال و شمال غرب كشور بود. گريزي به خوزستان زده شد با بزرگنمايي و سياه‌نمايي عجيب و غريب. در اين دوره، فارس و كهگيلويه و بوير احمد با حفظ آرامش امكان لشكركشي به خوزستان را فراهم كردند. بعد از اين دوره نوبت به عشاير جنوب رسيد و خوانين عمده‌شان احضار و بركنار شدند. و دوره سياهي از نظر  فشار ايجاد مي‌شود. به دليل طولاني شدن جنگ و اين كه در مقابل حكومت مركزي نمي‌توان زياد مقاومت كرد، با كدخدا منشي اين شورش‌ها خاتمه پيدا كرد و نوبت به سياست اسكان مي‌رسد.

از سال 1310 به بعد به وزارت كشور واگذار شد كه مقداري با عملكرد نظاميان متفاوت بود. اما بعد از بركناري رضاشاه ما با واكنش خودجوشي در برابر آنچه گذشت مواجه هستيم. در برخي جاها هم به اندازه‌اي اين‌ها نمايان شدند كه ديگر توان واكنش نداشتند. از سال 1320 تا كودتاي 28 مرداد اين حالت خودسري و سيال به حال خودش باقي است.
 

اين پژوهشگر و مولف حوزه تاريخ در ادامه افزود: در اين دوره ما شاهد گره خوردن تحولات سراسري مملكت هستيم. ايلاتي كه با نهضت ملي شدن نفت همراه بودند در همان مراحل اول سركوب شدند. و حتي به خدمت ايلات شاه‌پرست هم رسيده شد. اين نظام يكجا نشين كمر به امحال زندگي ايلي و عشايري بسته بود. آخرين چشمه‌اي كه بسته مي‌شود چشمه قائله جنوب و واكنش نيروهاي محافظه‌كار است. در مجموع مي‌توان گفت كه حوزه پرپيچ و خمي است و بازيگر زياد دارد. ما در اين دوره ماخذ و منابع كم داريم.

شايد يكي از بهترين و قديمي‌ترين منابع اين حوزه كه نشان مي‌دهد چندان تغيير هم نكرده‌ايم، كتاب «كهگيلويه و ايلات» محمود باوند است. محمود باوند، درجه دار  سابق كه بعد به شركت نفت مي‌پيوندد و گزارش خيلي خوبي مي‌نويسد كه سال 1324 منتشر
شده است. گزارشش مدل گزارش‌هايي بوده كه كاركنان انگليسي تهيه مي‌كردند و خيلي سيستماتيك و خوب است. دو كتاب در اين زمينه از هيبت‌الله و يعقوب غفاري داريم كه از لحاظ جامعه‌شناسي نگاه كرده‌اند و ارزشمند هستند. كتاب اسناد سلطان‌علي سلطاني است كه به نوعي كارگزار و نماينده دولت مركزي محسوب مي‌شد و... در كنار اين‌ها، بخش عمده اسناد ما، اسناد نظامي است كه تحت كنترل ارتش است. اسناد نظامي دوره رضاشاه شناسايي شده و هست. اما در دسترس نيست.

براي ارائه كار جامعي در مورد ايلات، هنوز حلقه‌هاي تكميل نشده داريم. با اين حال ما شاهد كتابي هستيم كه سعي كرده از اين دوره چهل و پنج ساله يك تصويري به دست دهد. دوره‌اي كه در حال گذار از يك نظام سنتي به يك نظام جديد در چارچوب شكل‌گيري دولت مدرن در ايران هستيم. يكي از ويژگي‌هاي اين كتاب اين است كه تمام آراء و ارزيابي‌ها را شامل مي‌شود. اما در اين زمينه، خيلي هم نمي‌توان بي‌طرف بود. ديدگاه آقاي روشنفكر در اين كتاب يك ديدگاه مدرن و غالب هست. ديدگاهي كه از دوران تجدد مد نظر بوده است. اگر مرام‌نامه احزاب دوران مشروطه را ببينيد، متوجه مي‌شويد در اين‌كه ايلات و عشاير ما بايد به رعيتي گماشته شوند، متفق‌القول هستند. اخيرا در كتاب «احسان خردمند» بحثي مطرح مي‌شود كه مي‌گويد؛ «يكي از بزرگ‌ترين خطاهاي بشر، پشت سر گذاشتن شكار و گردآوري و گام نهادن در مرحله كشاورزي است.»

وي افزود: بعد از شهريور 1320 ما با يك واكنش مواجه بوديم و برخي از كارگزاران به حكومت پهلوي گفتند كه سياست اسكان، سياست خيلي خوبي بود، ولي خيلي بد اجرا شد. نظامنامه دارد اما برنامه ندارد. در دوره پهلوي ما با گروهباني طرف هستيم كه خدايي مي‌كند. اين مساله نياز به نقد دارد. در حكومت نظامي شما امكان دسترسي به عدليه هم نداريد. البته يك‌سري از ارزيابي‌ها در همين كتاب مغفول مانده است. يكي از بحث‌هاي مطرح در اين دوره، بحث اسلحه و تداركات نظامي است. در منابع نظامي و رسمي خيلي به اين مساله اهميت داده مي‌شود. آقاي روشنفكر خيلي در اين حوزه بي‌طرف نوشته است. اين كتاب، مفصل است و سرهم بندي نيست. برايش زحمت كشيده شده است. با محلي‌ها مصاحبه شده است. اسناد ديده شده است.

در ادامه جلسه، نيكنام حسيني پور، مدير عامل خانه كتاب، با تشكر از نويسنده كتاب، گفت: من متعلق به بافت ايلي همان منطقه هستم و مي‌دانم كه هنوز در زير پوست آن منطقه، نگاه‌هاي ايلي و عشايري وجود دارد. به نظر مي‌رسد اگر رضا شاه هم نبود، ضرورت نوسازي در آن زمان مطرح شده بود و هر كس ديگري هم كه بود اقداماتي در اين زمينه انجام مي‌داد. نكته ديگري كه در مورد بوير احمد مي‌توان گفت اين است كه به نظر مي‌رسد محيط جغرافيايي بر خوي و طبيعت افراد هم تاثير گذار بوده است. روح كوهستان منجر به ايجاد نوعي روح حماسي شده است.

وي افزود: در مورد خوانين بوير احمد و مسائلي كه ميان بختياري‌ها و قشقايي‌ها و بوير احمدي‌ها  بوده، معمولا قشقايي‌ها و بختياري‌ها هميشه نگاهي به حكومت مركزي داشته‌اند. اما در بوير احمدي‌ها اين نكته ديده نمي‌شود. به نظر مي‌رسد كه نوسازي بافت اجتماعي، ضرورت‌هايي را براي جامعه امروز ايجاد مي‌كند. در حالي كه هنوز بافت ايلي در آن منطقه حاكم است. البته منطقه سي‌سخت در اين نوسازي پيشگام بوده است. در مجموع مي‌توان گفت كه جاي چنين كتاب‌هايي در فضاي علمي ما خالي است.