داستانهای تربیتی پرندگان - داستان
داستانهای تربیتی پرندگان - داستان
داستان درباره مرغ سقایی است که درگوشهای از آبگیری مصفا و سرسبز زندگی میکند. او یک روز به قصد دیدن دوستش ـ سینه سرخ ـ از آبگیر خارج میشود و در سر راهش دشت خشکی میبیند که گلها و درختانش پژمرده شدهاند. مرغ سقا در آن جا فرود میآید و ناخواسته در دام گرفتار میشود. اندکی بعد سینه سرخ، به نزدش آمده، او را نجات میدهد. مرغ سقا از آن روز به بعد هر روز منقارش را از آب پر کرده، به دشت خشک میبرد تا آن جا را سرسبز و شاداب نماید. گروه سنی "ب" مخاطبان این داستان مصور و رنگی هستند.