داستانهای آمریکایی - قرن 20م.
داستانهای آمریکایی - قرن 20م.
براي رسيدن به بام «كسل» از شهر «كسل راك»، سه راه وجود دارد؛ «جاده 117»، «جاده پلزنت» و «پلههاي خودكشي»؛ در تابستان سال 1974 «گوئندي پترسون» 12 ساله از پلهها بالا ميرود؛ پلههايي كه توسط ميلههايي نگه داشته شده و به صورت زيگزاگي تا بالاي صخره ادامه دارد. او هر روز از اين پلهها بالا ميرود و به صداي داد و فرياد بچههايي كه در زمين بازي، بازي ميكنند گوش ميدهد و از دوردست صداي برخورد چوبهاي آلومينيومي بيسبال را به توپ ميشنود. يك روز او غريبهاي را آن بالا ميبيند و به او ميگويد: «هي دخترجان چند دقيقه بيا با هم حرف بزنيم» و عجيبترين اتفاقات زندگي گوئندي در آن لحظه رقم ميخورد.