داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در خانهای متروک، قدیمی و خاموش، آواز پرندگان در باغ خانه، آسمان را پر کرده است. آثاری از حیات در خانه دیده نمیشود. جووانی در باغ با تفنگی در دست، بیصدا پشت بام را نشانه گرفته است. او چون پلنگی در کمین شکار نشسته است. همزمان با شلیک تفنگ، پرندگان از شاخهها به هوا میپرند و شکار که یک گنجشک است، روی پشتبام میافتد. جوان تفنگ خود را به زمین میگذارد و به پشتبام میرود و پرندة کشته شده را کنار تفنگ پرت میکند. جوانک آرام از لب بوم، به سمت دیوار حصار باغ میپرد تا از آن پایین بیاید، اما به دیوار نمیرسد و به زمین کنار تفنگ و شکارش میافتد و به نظر میرسد زنده باشد. جز آواز پرندگان صدایی شنیده نمیشود. در این کتاب داستانهای کوتاهی با عنوانهای سیاهیلشکر (قطعه)، بام شهر، شکلات، ترکه، جواب، گریفلین، انتظار، و خبر به نگارش درآمده است.