داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستانی که نویسنده نوشته است، در مورد دختری است که هر فصلی از زندگیاش به او صبر و استقامت و خودداری و شجاعت میآموزد و سرنوشت، او را به زنی قوی تبدیل میکند که خود او نیز متعجب میماند که خداوندا من چطور تغییر کردم و چگونهاین گونه شدهام؟ من آدم ضعیفی بودم که از خوشبختی دیگران دل گیر میشدم؛ و از شادی دوستانم گریان. خدایا من بودم که بر سر کوچکترین موضوعی آن قدر قیل و قال راه انداختم که همه را از وجود خودم پشیمان میکردم. افکارم از کودکی باعث شده بود که دختر پرخاشگری باشم و هیچ کس را دوست نداشته باشم.