داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
نويسنده در رمان پيش رو در عين پايبندي به واقعگرايي، روحي متافيزيکي را احضار ميکند که در آن چهرههاي عجيبي از شخصيتهايش پنهان شدهاند. چهرههايي که با جلو رفتن داستان از سايه بيرون ميآيند. يک پليس خسته و توبيخ شده درگير ماجراي ناپديد شدن مردي ميشود که پايش را به ويلايي بزرگ باز ميکند. ويلايي که بر اساس نگاهي آرماني ساخته شده و ساکنانش را گرد هم آورده است. همزمان عشقي قديمي در اين ميانه ظهور ميکند که عامل اصلي رفتارهاي قهرمان نويسنده است. رمان با اتفاقهاي ريز و درشت غيرقابل پيشبيني جلو ميرود و اتاقي که کسي نبايد وارد آن شود.