داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
«رباجو» هر روز در مراتع غبارآلود پرسه ميزند، هر جنبندهاي را به كمند ميكشد و گيتار ميزند. وقتي رباجو، اين دختر جوانِ شيطان در مخمصهاي گرفتار ميشود تنها موجودي كه ميتواند كمكش كند يك وزغ شاخدار مزاحم است، اما شرط كمك او اين است كه دختر اول سه خواسته ي او را برآورده كند... .