افسانههای عامه
افسانههای عامه
در این کتاب مصور و رنگی، حکایت پسر جوانی به نام "عرشیا" برای گروه سنی "الف" و "ب" و "ج" بازگو میشود. مادر او به شدت مریض است و کسی حاضر نیست به او کمک کند. او که به شدت ناراحت است، در کنار چشمهای شروع به گریه کردن میکند که ناگهان ماهی زیبایی با پولکهای طلایی از آب بیرون آمده و با دادن یک پولک طلایی به عرشیا از او میخواهد تا آرزویی کند.