داستانهای آموزنده علایم راهنمایی و رانندگی - داستان
داستانهای آموزنده علایم راهنمایی و رانندگی - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني آموزنده و تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (الف) و (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در يک روز که هوا خوب بود، «سارا» به همراه خواهر بزرگش به خريد ميروند. همينطور که دارند راه ميافتند، يکدفعه يک بچه کبوتر از روي درخت جلوي پاي «سارا» ميافتد. «سارا» بچه کبوتر را از روي زمين برميدارد و نازش ميکند و بعد بالا را نگاه ميکند تا ببيند مادر بچه کبوتر کجاست تا او را پيش مادرش ببرد.