داستانهای فارسی - قرن 14 داستانهای مذهبی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14 داستانهای مذهبی - قرن 14
جنگ بدر به پایان رسیده بود و مشرکان دچار خسارت بسیار شده بودند و عدۀ زیادی از آنان نیز به اسارت مسلمانان درآمده بودند. نزدیک خانۀ کعبه در حجر اسماعیل، "صفوان بن امیه" و "عمیر بن وهب" با هم به گفتوگو نشسته و نقشهای کشیدند. عمیر تصمیم گرفت به بهانۀ آزادی پسرش نزد حضرت محمد (ص) رفته و ایشان را با ضربۀ شمشیر به قتل برساند و صفوان هم به او قول داد که سرپرستی خانوادهاش را به عهده بگیرد و قرضهایش را ادا کند. عمیر به مدینه رفت و به دنبال حضرت محمد (ص) میگشت که عدهای از مهاجران او را شناخته و به علت حمل شمشیر به او مشکوک شدند و پس از تعقیب وی، او را دستگیر کرده و به نزد پیامبر (ص) بردند. عمیر اظهار کرد که برای آزادی پسرش به آنجا رفته است، ولی پیامبر (ص) از راز او و صفوان پرده برداشت. آگاهی پیامبر (ص) به تمامی جزییات گفتوگوی آن دو، عمیر را به تعجب واداشت و او با قلبی متاثر، حقیقت گفتار پیامبر (ص) را پذیرفت و به اسلام گروید. "شکوفه بر شمشیر" همراه 14 داستان کوتاه دیگر در کتاب حاضر به چاپ رسیده است. عناوین برخی داستانها عبارتاند از: صندوق سبز؛ نور امید؛ فردای روشن؛ با قلب کوچک مادر؛ و شقایقها.