روانشناسی
روانشناسی
در اين کتاب، دکتر ويليام گلاسر با معرفي روانشناسي جديد به شرح ناتواني گسترده افراد در نحوه سازگاري و يافتن تفاهمها ميپردازد. او اذعان دارد اين ناتواني سرمنشأ تمام ناراحتيهاي بشر است و براي پيشرفت در روابط انساني، بايد از تنبيه در رابطه خودداري کرده و روانشناسي کنترل بيروني را از بين ببريم. بهعنوانمثال، اگر هماکنون در يک رابطه ناخوشايند قرار داريد، احتمالاً يکي يا هر دوي شما از روانشناسي کنترل بيروني استفاده ميکنيد. دکتر گلاسر بهوضوح نشان ميدهد که تنبيه و طرد شدن رايجترين ابزارهاي روانشناسي کنترل بيروني محصولي بنام خشونت و سرکشي را توليد ميکند. تنبيه خشنترين و ناکارآمدترين روش تغيير و اصلاح رفتار است. تنبيه محرکي آزارنده بعد از يک رفتار نامطلوب است که به نتايج دردناکتر و وخيمتر منجر ميشود. او پا را فراتر گذاشته و نشان ميدهد که احساس بدبختي هميشه مربوط به يک رابطه ناخوشايند فعلي است و برخلاف باور عمومي، مشکلات هميشه به حال حاضر مربوط ميشوند و هرگز چيزي به گذشته ارتباط ندارد زيرا هيچکس نميتواند آنچه ديروز اتفاق افتاده را تغيير دهد.