داستانهای اجتماعی داستانهای تربیتی خیالپردازی - داستان
داستانهای اجتماعی داستانهای تربیتی خیالپردازی - داستان
" سارا " دختر بچهای است که پس از مرگ پدر، به همراه مادر در محلهای قدیمی و در خانهای کوچک زندگی میکند. او بارها از مادرخواسته تا برایش عروسک بخرد، اما مادر هربار به بهانههای مختلف و در واقع به دلیل کم پولی از خرید عروسک برای سارا امتناع کرده است. تا اینکه روزی سارا هنگام عبور از جلوی مغازۀ اسباب بازی فروشی مشاهده میکند که دختر بچهای به همراه مادرش برای خرید عروسک جدیدی به مغازه آمدهاند. در این حال دختر بچه با خرید عروسک جدید عروسک قدیمی خود را به زمین می اندازد و مغازه را ترک میکند. پس از رفتن دختر بچه و مادرش، سارا به طرف عروسک رفته و آن را صاحب میشود. سارا نام عروسک را به یاد دوست قدیمیاش، نازلی میگذارد.