داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در این داستان «شوان» گربه سفید، پشمالو، یکچشم و زیبایی است که پشت صورت جدیاش قلبی از طلا دارد. در این داستان که در دو فصل تنظیم شده داستانهای کوتاهی به نگارش در آمده است که در هر داستان شوان درگیر یک اتفاق جالب میشود. یکبار به جستوجوی کار میگردد و بار دیگر با مرد ماهی فروش آشنا میشود و در نهایت نیز به خانه یک مادربزرگ میرود تا یک زندگی تازه را آغاز کند. نکته مهم در هر کدام از این داستانها تذکر یک نکته اخلاقی - اجتماعی در آن است.