تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۷/۲۶ | شناسه مطلب : ۲۵۳۷۵ | تعداد بازدید :

جهان براي شكل‌گيري هويت به اساطير نياز دارد

احمد جولایی در نشست «چهار حلقه ادبی در ادبیات فارسی» مطرح کرد؛

جهان برای شکل‌گیری هویت به اساطیر نیاز دارد

احمد جولایی در نشست «چهار حلقه ادبی در ادبیات فارسی» با مطرح کردن ‌این‌که همه جهان به اساطیر نیاز دارند تا هویت اولیه‌شان شکل بگیرد، گفت: شاهنامه جزو معدود کتاب‌هایی است که اسطوره را در خود منعکس کرده است اما تنها ۲۰ درصد از این اثر به اسطوره اشاره دارد؛ برخی می‌گویند اساطیر در شاهنامه کم دیده می‌شود و دلیل این کمبود را شتابزدگی فردوسی می‌دانند و بعضی دیگر معتقدند اطلاعات به دست او نرسیده است. ولی خب در هر صورت شاهنامه اثر تاثیرگذاری است.

به گزارش روابط‌عمومی خانه‌ کتاب و ادبیات ایران، نشست «چهار حلقه ادبی در ادبیات فارسی» به همت خانه‌ کتاب و ادبیات ایران و با همکاری سازمان ادبیات و تاریخ دفاع‌ مقدس یک‌شنبه (بیست‌وپنجم مهرماه ۱۴۰۰) با حضور احمد جولایی و محمود فرهنگ برگزار شد.

 

ادبیات اسطوره، نویسنده ندارد

 درابتدای این نشست احمد جولایی با اشاره به این‌که چهار حلقه یا گذرگاه در بین مللی شکل گرفته که دارای ریشه تاریخی و کهن هستند، بیان کرد: منظورم ملیت‌هایی نیست که تازه در سازمان ملل خود را به عنوان ملت یا کشور ثبت می‌کنند و به عنوان ملت یا کشور محسوب می‌شوند. گرچه آن‌ها نیز می‌توانند در حوزه یک جغرافیای انسانی (نه ژئوپلیتیکال یا سیاسی) تحت حوزه فرهنگی زیست داشته باشند اما منظور من از این فرهنگ ملیت‌هایی است که کهن‌الگوهای قدیمی را ساختند یعنی نمونه‌هایی دارند که کم و بیش در جهان کاربرد دارد.

 

وی درباره نخستین گذرگاه یا همان ادبیات اسطوره‌ای اظهار کرد: ادبیات اسطوره‌ دارای چندین مشخصه است؛ نخست این‌که هیچکدام ساخته‌های دست بشر نیستند یا توسط افراد خاص و معین به ثبت و ضبط نرسیده‌اند. ما مشخصا نویسنده‌ای برای این نوع ادبیات نداریم و شخصیت‌های آن تقریبا الهی‌‌گونه و خدای‌گونه است؛ به عبارتی باید دارای نوعی ادبیات ایمانی اتقانی باشند. اگر به این‌ها نوعی جان‌گرایی اضافه کنیم و بگوییم طبیعت دارای نوعی جان مایه است بدین صورت می‌شود که اگر خشک‌سالی باشد نوعی دیو و اگر باران باشد فرشته پشت آن است که سبب خشکسالی یا خرمی می‌شود. پس مردم همواره تلاش می‌کنند در این گونه زندگی ضمن این‌که نسبت به عوامل محیطی شناخت پیدا کنند نیازهایی که دارند را برطرف کنند که در این حالت دست به اعمالی می‌زنند؛ بین این اعمال و نتیجه یک رابطه برقرار می‌کنند و این مسئله موجب ایجاد آیین می‌شود.

 

او با بیان اینکه اساطیر از دو منشا گیاهی و حیوانی نشات می‌گیرند، عنوان کرد: انسان برای انجام برخی از کارهای خود با برخی از حیوانات که قابل تعلیم و تربیت بودند رابطه برقرا کرد و روحیه آن‌ها را شناخت. به همین نسبت گیاهان نیز بودند و به دوشیزگانی نسبت داده می‌شدند که به دلیل حجب و حیا و ترس از تعرض به زیر زمین فرو می‌رفتند؛ یکی از نمونه‌هایی که در زبان و ادبیات ما، ادبیات عرب و یونان وجود دارد «نارسیس» است که ما به آن نرگس می‌گوییم. در بحث اسطوره‌ای جایگزینی‌هایی صورت می‌گیرد که در ایران چندین دوره این اتفاق صورت گرفته است. ممکن است در این جابه‌جایی نیز چیزهایی از خجسته به گجسته تغییر کند. همچنین در بحث اسطوره فرسایش زیادی وجود دارد.

 

ادب تاثیر چینش واژگان بر مخاطب است

این نویسنده، ادیب را همچون یک مخترع دانست و تصریح کرد: منتها مخترع با فرمول‌های جدید شی جدید می‌سازد و ادیب با واژگانی که از مادر فرا می‌گیرد به یک سرآمدگی و فرهیختگی می‌رسد. به عنوان مثال اگر ما زبان را 10 لیتر شیر در یک دیگ درنظر بگیریم وقتی شروع می‌کند به پخته شدن، ماده‌ای در قسمت بالای آن شکل می‌گیرد که ممکن است حدود 100 گرم یا بیشتر باشد را سرشیر می‌گویند اما این ماده از نظر کیفی و کمی و تغذیه‌ای از تمام آن 10 کیلو سر است. در دوران زیست حافظ همه فارسی حرف می‌زدند اما چند نفر همچون او می‌توانستند شعر بگویند؟ به واقع این شگفت‌کاری‌هایی است که فقط یک شاعر و ادیب می‌تواند آن را داشته باشد.

 

وی افزد: دکتر ندا طاها از ادب تعریفی دارد و می‌گوید: ادب تاثیر چینش واژگان بر مخاطب است. یعنی حافظ بر کلمات شیرازی چیزی نمی‌افزاید و از همان کلمات استفاده می‌کند اما نوع چینش واژگان توسط حافظ متفاوت صورت می‌گیرد که این همان ادبیت است. در شخصیت‌های ادبیات اسطوره‌ای نه قید زمان دارید نه قید مکان و همچنین انسان‌ها در این دوره ادبی عددی حساب نمی‌شوند و اشاره‌ای به شخصیت و فردیت آن‌ها ندارند. ادبیات کلاسیک یونان نیز از شناخت طبیعت آغاز می‌شود.

 

او با مطرح کردن ‌این‌که همه جهان به اساطیر نیاز دارند تا هویت اولیه‌شان شکل بگیرد، اظهار کرد: شاهنامه جزو معدود کتاب‌هایی است که اسطوره را در خود منعکس کرده است اما تنها 20 درصد از این اثر به اسطوره اشاره دارد؛ برخی می‌گویند اساطیر در شاهنامه کم دیده می‌شود و دلیل این کمبود را شتابزدگی فردوسی می‌دانند و بعضی دیگر معتقدند اطلاعات به دست او نرسیده است. ولی خب در هر صورت شاهنامه اثر تاثیرگذاری است.

 

افسانه‌ها خرده فرهنگ هستند

جولایی با اشاره به این‌که نمایش به معنی بازسازی حادثه‌ای است که اتفاق می‌افتد، می‌توانست اتفاق بیافتد یا اتفاق افتاده، درخصوص رابطه نمایش آیینی با نمایش اساطیری بیان کرد: به طورکلی احتیاج به یک شخصیت داشتیم که این کاراکتر می‌توانست میرنوروزی و... باشد که این‌ها همه گواهی‌دهنده نوعی تغییر فصول و حالت‌های جدید و احیا شدن است که خود به خود با جشن همراه می‌شود. ما هیچ نوع کارناوالی نداریم که موسیقی نداشته باشد. این‌ها همه به صورت خام، نمایش یا نمایش‌نامه نیستند اما ظرفیت بسیار بالایی برای تبدیل به نمایش شدن دارند.

 

او افسانه را دومین حلقه ادبی خواند و مطرح کرد: افسانه‌ها خرده‌فرهنگ‌هایی هستند که حول اسطوره شکل می‌گیرند و مرزی میان رمانس و واقعیت خشک اسطوره به شمار می‌روند. در اسطوره انسان جایی ندارد اما در این مرحله انسان یک گام پیش آمده است و به محیط اطراف خود آشناتر شده و شخصیت‌ها ضمن داشتن وجوه انسانی، ترکیبی از انسان و اساطیر هستند و گویی خلط ژنتیک شکل گرفته است. در دوره افسانه سطح آگاهی تغییر کرده و نیازهایشان نیز دگرگون شده و حال بارقه‌ای از نور در حیات بشر صورت گرفته است.

 

وی در ادامه گفت: وقتی نیاز انسان تغییر کرد خلق کاراکتر و شخصیت در ادبیات نیز تغییر کرد و نیمه انسان و نیمه خدا شکل گرفت. اصولا در این دوره شخصیت روی زمین نیست و با فاصله و دور از مردم عادی زندگی می‌کند. همچنین انسان درباره مرگ و میر بحث می‌کند و سوال از چگونگی متولد شدن و مردن دارد. شخصیت‌های ادبی که در دوره افسانه خلق می‌شوند نه کاملا الهه هستند نه کاملا زمینی. همچنین میرا هستند؛ به عنوان نمونه پسر رستم می‌میرد اما در عوض عمر طولانی دارد. نیروهای پنهان یا آشکاری هم وجود دارد که از آن‌ها حمایت می‌شود. معمولا در ساختار افسانه‌ها گره‌افکنی قوی و محکمی وجود ندارد و اصولا ساده هستند و بخش پهلوانی در این نوع قصه‌ها زیاد دیده می‌شود.

 

این پژوهشگر با اشاره به این‌که رمانس معنی عاشقانه، دلخواه و... دارد، تصریح کرد: بخش رمانس بیشتر شائبه شعری دارد چون در شعر یک نوع ظرافت ادبی به کار می‌رود، نوعی فرهیختگی زبانی دارد و گزینش واژگان با دقت بیشتری صورت می‌گیرد یا به عبارتی ادبیت شعر باید نسبت به سایر پدیده‌های ادبی بیشتر باشد. این دوره شامل آثار غنایی، حماسی و تعلیمی بوده و کسانی چون رودکی، ناصرخسرو و... از این دوره هستند. در این دوران انسان از آگاهی بیشتری برخوردار است و از پدیده‌های علی و معلولی یا زاد و ولد اطلاعات بیشتری دارد.

 

وی افزود: در این دوران شخصیت‌ها دیگر نیمه خدا و نیمه انسان نیستند و وجه نیمه خدایی بر وجه انسانی قالب شده و انسان وارد گود می‌شود. در دوره رمانس انسان، محور است اما نه انسان به ماهو انسان امروزی بلکه انسانی شاخص. شخصیتی که در این دوره شکل می‌گیرد را در ادبیات شوالیه گویند. در ساختار رمانس بیشتر به مکان نزدیک اشاره دارد و خبری از مکان دور و بیابان لم‌یزرع نیست. عشق، ناکامی، شرف، مال‌اندوزی، نیکی، بدی و عاقبت کار نیز در آثا این دوره وجود دارد.

 

احمد جولایی در پایان سخنان خود با بیان این‌که این حلقه‌ها در بین ادبیات ملل مختلف یکسان طی نمی‌شد، گفت: دوره ادبی رمانس ما هزار سال است و بیشترین تولیدات ادبی ما نیز محصول همین هزار سال است. در حقیقت در ادبیات ما گذار از حلقه دوم به سوم چیزی حدود هزار سال زمان برد اما برای عبور از حلقه رمانس به رمان تنها 50 سال طی کردیم. در این ایام حوادث جهان نیز سرعت بیشتری گرفته است و به دلیل جنس روحیه‌ای که نویسندگان پیدا کردند گذار به مرحله بعد سرعت یافت. از سوی دیگر وجود مدرسه‌ای چون دارالفنون و بحث ترجمه ادبیات داستانی و سرگذشت‌ها، سفرنامه‌نویسی، رمان تاریخی، مشروطیت، روزنامه و... نیز تاثیر بسزایی داشت و ساده‌گویی و فرصت قصه‌گویی افزایش یافت.


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *