تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۰/۰۹ | شناسه مطلب : ۲۶۵۸۷ | تعداد بازدید :

نقش‌آفريني شهروند آگاه در مسائل يكي از دستاوردهاي خواندن اين‌ كتاب است

زیباکلام در نشست نقد و بررسی کتاب «چگونگی علم؛ آنچه باید درباره علم بدانیم» مطرح کرد؛

نقش‌آفرینی شهروند آگاه در مسائل یکی از دستاوردهای خواندن این‌ کتاب است

سعید زیبا کلام عضو (هیئت علمی دانشگاه تهران) گفت: یکی از دستاوردهای خواندن‌ کتاب «چگونگی علم؛ آنچه باید درباره علم بدانیم» این است که شهروند آگاه باید در مسائل حضور پیدا کند و نقش‌آفرین باشد.

به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست نقد و بررسی کتاب «چگونگی علم؛ آنچه باید درباره علم بدانیم» اثر هری کالینز و ترور پینچ با ترجمه مرتضی هادی جابری مقدم (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران) با حضور سعید زیبا کلام عضو (هیئت علمی دانشگاه تهران) و غلامحسین مقدم حیدری(منتقد، استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)  در خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.


در ابتدای این نشست مرتضی هادی جابری مقدم با بیان این‌که شخصیت محوری این کتاب هری کالینز (جامعه‌شناس علم انگلیسی) است گفت: کالینز در معرفی خود سه جمله می‌گوید؛«من استاد علوم اجتماعی هستم، نزدیک به سی سال درباره فلسفه علم کار کرده‌ام و در سال 1912 جز آکادمی علم انگلیس شده‌ام». سه کتاب با عنوان سه‌گانه گالم منتشر شده است؛ نخستین «دکتر گالم»، دیگری «گالم افسار گسیخته» و سومین کتاب «سرچشمه‌های علم» است که چهارده بار تجدید چاپ شده است و من این توفیق را داشته‌ام که ویراست دوم را به فارسی ترجمه کنم.


وی در معرفی «ترور پینچ» نویسنده دیگر این کتاب گفت: «ترور پینچ» استاد برجسته دانشگاه کرنل است که تمرکزش بر علم، تاثیر علم و کاربران بر فناوری است. کتاب را به 9 قسمت می‌توان تقسیم کرد؛ درواقع هفت روایت از قله‌های علم است و یک بخش ابتدایی و انتهایی هم دارد. این کتاب را از هرجایی می‌توان آغاز کرد و خواند.


عضو هیئت علمی دانشگاه تهران افزود: موضوع محوری کتاب درباره علم است و در آن با علم مناقشه‌برانگیز به جای علم روزانه مواجه هستیم. کتاب، علم را به این دوگانه تقسیم می‌کند و نکته قابل توجه در این دوگانه این است که ما به سراغ علم مناقشه‌برانگیز رفته‌ایم چون عموم شهروندان نیاز دارند درباره علم مناقشه‌برانگیز بدانند.  


وی یادآور شد: کالینز و پینچ به جایی که علم با زندگی روزمره آدم‌ها مرتبط می‌شود اشاره می‌کنند و موضوع انتخابات را مثال می‌زنند و معتقدند در زمان انتخابات گروهی می‌گویند باید به سراغ انرژی‌های پاک برویم و گروه دیگر نظر دیگری را مطرح می‌کنند. اینجا علم در زندگی عادی مردم وارد می‌شود. شهروند باید بداند اینها چیست که بتواند انتخاب کند. علم جزو فرهنگ امروزی ماست؛ بنابراین لازم است نقاط و توقف‌هایی که قله است را بشناسیم و جاهای بحث‌برانگیز را ببینیم.


جابری مقدم افزود: نویسندگان هفت نقطه قله را برشمرده‌اند و  معتقدند که فقط پیروزی‌ها را انتخاب نکرده‌اند بلکه به سراغ شکست‌ها هم رفته‌اند و ماجرای انتقال حافظه، نسبیت و... را مورد بررسی قرار داده‌اند. روش‌شان نسبی‌انگاری است و در بستر تاریخ علم کار می‌کنند و سراغ اسناد و روایت‌ها می‌روند. همچنین به زیبایی تفکیک قائل می‌شوند و از تاریخ علم در کتاب‌های درسی شروع می‌کنند تا به تاریخ انتقادی می‌رسند. همچنین معتقدند علم را باید از طریق مصادیقش برای عموم مردم و دانشجویان حوزه علم توصیف کرد.

 

کتاب می‌تواند جریانی در مطالعات علم تلقی شود
در ادامه این نشست، غلامحسین مقدم حیدری با اشاره به این که کتاب «چگونگی علم؛ آنچه باید درباره علم بدانیم» به یکی از مکتب‌های مهم جامعه‌شناسی علم می‌پردازد گفت: هیچ کس قبل از نویسندگان، مناقشاتی که در این کتاب آمده را ندیده بود؟ چرا این دو نفر به آن پرداخته‌اند؟ مگر «مرتون» این موضوع ها را ندیده بود؟ چگونه است این دو نفر به این موضوع می‌پردازند؟ این مکتب به شدت تحت تاثیر «ویتگنشتاین و وینچ» است. ما خیلی از چیزها را می‌بینیم اما متوجه آنها نمی‌شویم. بنابراین نویسندگان وقتی در تاریخ علم می‌گشتند این مناقشات را ‌دیدند و مسلماً کوهن را که متاثر از ویتگنشتاین است، خوانده‌اند.


استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: کتاب مجموعه یک مطالعه موردی نیست بلکه می‌تواند جریانی در مطالعات علم تلقی شود. در فلسفه عادت کرده‌ایم که در علم نظریه‌پردازی کنیم، در فلسفه علم یعنی science مرتب نظریه‌پردازی کردیم و هنوز هم انجام می‌شود. این نظریه‌پردازی‌ها به کجا می‌روند؟ نوع الگوهای علم‌گراها (ساینتیست‌ها) را در فلسفه به کار می‌بریم. ساینتیست‌ها با اتم مواجه هستند اما در فلسفه با زندگی مردم مواجه هستیم. بنابراین ما فقط می‌توانیم آن را توصیف کنیم نه تبیین. به نظر می‌رسد کوهن، کالینز و پینچ این کار را انجام می‌دهند.

 

غلامحسین مقدم حیدری در پایان سخنان خود گفت: ویتگنشتاین می‌گوید فیلسوفان به سمت کار آنتروپولوژی بروند و این به این معنی نیست که فلسفه از بین برود بلکه به این معنی است که بیرون‌تر باستیم و مسائل را ببینیم که کوهن این کار را می‌کند. کالینز و پینچ هم مانند کوهن عمل می‌کنند و زمانی که گالم را می‌نویسند درواقع دارند توصیف می‌کنند. بنابراین ما می‌توانیم مطالعاتی درباره science داشته باشیم که آن را توصیف کنیم. از این رو دیگر نیاز نیست دنبال مناقشات بریم و به دنبال آنها باشیم. این یک نوع جدید از مطالعات علم است. ما خیلی نمی‌بینیم که درباره مکاتب علمی همایش برگزار شود اما درباره کار اینها وجود دارد که به نظر می‌رسد این نوع کارها بسیار می‌تواند روی اجتماعات علمی تاثیرگذار باشد.

 

شهروند آگاه باید در مسائل حضور پیدا کند

سعید زیباکلام دیگر سخنران این نشست سخن خود را با مخاطبان این کتاب آغاز کرد و گفت: نویسندگان چندین بار مخاطبان را به ما معرفی می‌کنند که بسیار مهم است و آن شهروندان آگاه است از آن جهت که بتوانند تصمیم‌های آگاهانه و هدفمند درباره جهت‌گیری و اهداف پژوهش‌‌های علمی اتخاذ کنند. بنابراین می‌خواهیم شهروندان آگاه را به چگونگی علم و فناوری آگاه کنیم.


به گفته این استاد دانشگاه، پژوهشگرانی بر این تصوراند که حوزه علمی سراپا ملاحظات سرد، غیر شخصی خودکارگونه هستند. این کتاب این حس را دارد که حرارت و هیجانات انسانی را به شما نشان می‌دهد. اینگونه نیست که سرد باشد بلکه مدام در حال درگیری است. بنابراین کلی از هیجانات در آزمایش‌سازی و... وجود دارد و حوزه علم یک حوزه سرد و منجمد نیست. برای مروجان و مبلغان علم تمایلی وجود دارد، این قبیل شهروندان که علم را کمتر خدای‌گونه ببینند و بیشتر موجودی بدانند که باید مدام مراقبش باشند. عموم اهل کتاب باید بدانند علم چگونه کار می‌کند؟ سازوکارهای آن چیست؟

زیباکلام یادآور شد: برای دانشجویان علوم مهندسی و علوم پایه و دانشجویان علوم انسانی و اجتماعی و مجموعاً برای شهروندان آگاهی که در جامعه‌ای علمی زندگی می‌کنند. چه اتفاقی می‌افتد که شهروندان از افول و اوج علم آگاه شوند.  


به گفته وی، باید بدانیم سازوکارهای علم و فناوری چگونه است و تا جایی که ممکن است مانع صرف بودجه در برخی از پروژه‌ها شویم. یکی از دستاوردهای خواندن این کتاب‌ها این است که شهروند آگاه باید در مسائل حضور پیدا کند و نقش‌آفرین باشد.


زیبا کلام در ادامه افزود: یک نظریه علمی قائل است که پرتوهای گرانشی از فضا به زمین می‌تابد. در این آزمایش باید ردیابی طراحی کنید که آنها را مشخص کند که آیا وجود دارد یا ندارد. شما باید آزمایشی بسازید که کفایت‌مند باشد. برای ساختن این‌گونه آزمایش نیازمند این هستیم که ببینیم آیا آزمایش فرجام صحیح را بیان می‌کند یا خیر؟ از کجا بدانیم فرجام صحیح چیست؟ در اینجا با یک دور مواجه‌ایم.


سعید زیبا کلام در پایان سخنان خود گفت:  اما چه باید کرد؟ این یکی از مهمترین مقولات و معضلاتی است که دکتر مقدم حیدری هم به آن اشاره کرد. به‌ویژه با تصوری که ما در ایران (جامعه علمی) داریم این است که درباره آزمایش خیلی خام قضاوت می‌کنیم و تصویری فوق العاده کارتونی درباره آزمایش داریم. این را دانشمندان باید تصمیم بگیرند که نتیجه آن کفایت‌مند خواهد بود یا خیر؟ کالینز در فصل چهارم به سراغ برخی از دانشمندانی که در این زمینه با آزمایش‌هایی مواجه هستند می‌رود و نقل‌قول‌های مستقیمی از آنها می‌آورد که بسیار جالب هستند و عین عبارت‌های آنها را بیان می‌کند. یعنی در حوزه خط مقدم علم کار می‌کنند یعنی مرزهای فیزیک هستند. سه مجموعه دیگر وجود دارد که نویسندگان آنها را مطرح می‌کنند، زمانی که این‌ها را می‌خوانیم متوجه می‌شویم چقدر تلقی‌مان از علم ساده و ابتدایی است.


وی با اشاره به فصل چهارم کتاب گفت: این فصل راجع به پاستور، پوشه و درباره زایش و حیات خودجوش است که فوق‌العاده جالب است. اختلافی است که در جریان آزمایش وجود دارد. وقتی اختلاف شدید می‌شود موضوع را به آکادمی علوم پاریس انتقال می‌دهند. آکادمی رای را به نفع پاستور می‌دهد اما چرا رای به نفع پاستور داده می‌شود؟ اول این‌که این اتفاقات همزمان با بحث داروینیسم است و اعضای آکادمی علوم پاریس مذهبی هستند، دوم این‌که بعضی از اعضا از دوستان پاستور هستند.

 

غلامحسین مقدم حیدری نیز در بخش پایانی این نشست با اشاره به این‌که علم و سیاست با هم تلاقی پیدا نمی‌کنند بلکه در هم تنیده شده‌اند گفت: در صحبت‌های کالینز و پینچ، علم و سیاست در هم تنیده شده است و زندگی همین‌طور است. فایرابند در جایی می‌گوید یک سرباز که تا دقایقی قبل از تمام شدن جنگ دشمن را می‌کشد به یکباره بعد از اتمام جنگ در یک لحظه به سرباز دشمن کمک می‌کند و آن را یاری می‌دهد. او می‌گوید این کار علت ندارد؛ یعنی یک لحظه تصمیم گرفته است. علم همین یک فرم از زندگی است که سیاست در آن است. ایراد این است که نهادها در مناقشات فراموش می‌شوند؛ این‌ها بحران‌های نهادهای موجود هستند و سیاست یعنی آنچه در تناسبات اعمال قدرت لحاظ می‌شود.


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *