سعید اقبالکتابچی در نشست تاریخ شفاهی کتاب گفت: با همه مشکلاتی که در حوزه نشر وجود دارد باز هم اگر به عقب برگردم کار نشر را ادامه خواهم داد. اگر عاشق واقعی هستید وارد کار نشر شوید.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب، جلسه دوم گفتوگو با سعید اقبالکتابچی، مدیر انتشارات اقبال از سلسله نشستهای «تاریخ شفاهی کتاب» شنبه (21 مردادماه) در سرای اهل قلم خانه کتاب به دبیری نصراله حدادی برگزار شد.
در ابتدای این نشست، اقبال با بیان اینکه سیاست کلی و تصمیم انتشارات اقبال بر چاپ کتاب های مرجع و تفاسیر بود، گفت: خانواده ما فکر می کرد ساختار اساسی و فرهنگی یک ملت با چاپ کتاب های اساسی و اصولی درست می شود.
وی در خصوص گزینش کتاب در انتشارات اقبال توضیح داد و گفت: محتوای کتاب ها از سوی خودم و چند نفر دیگر بررسی می شود. اگر کتاب تخصصی باشد از دیگران هم کمک می گیریم. ما کتاب را بر اساس نقش آن در ارتقاء دانش و مشهور بودن مولف یا مترجم آن گزینش می کنیم.
اقبال با اشاره به شیوه قرارداد بستن با مولفین و مترجمین گفت: به صورت درصدی از 7 تا 12 درصد قرارداد می بستیم.آثار ترجمه شده را یا به صورت صفحه ای با به صورت قیمت پشت جلد قرارداد می بستیم.
وی بیان کرد: انتشارات ما از دیرباز به چاپ کتابهای کاظمزاده ایرانشهر اهتمام داشته و چندی پیش نیز برخی از کتابهایش مانند «اصول اساسی فن تربیت» و «اصول اساسی فن روانشناسی» را بازچاپ کرد، این کتاب ها خواهان و علاقمندان خودش را دارد و کتابخوان های قدیمی و محققین به دنبال این نوع از کتاب هستند.
اقبال با اشاره به چاپ تقویم نجومی در انتشارات اقبال گفت: چاپ تقویم یکی از ابتکارات پدر بزرگم« حاجمحمدحسین اقبال» در انتشارات ما بود. پدر بزرگم و حاج مصباح با همکاری هم تقویم نجومی را درست کردند. هرچند گاهی اشتباهاتی در این تقویمها راه پیدا می کرد اما این اتفاق بسیار کم پیش می آمد. در چاپ قرآن هم ممکن است اشتباهات راه پیدا کند و گاهی یک اعراب اشتباه نوشته شود.
مدیر انتشارات اقبال گفت: در دوران قدیم حروف چینی به صورت دستی انجام می شد؛ معمولا حروف چین ها افراد بسیار عاشق و دلسوزی بودند. کار ابتدا غلط گیری می شد و به چاپخانه ارسال می شد. سپس آن را به دست ناشر می دادند و در نهایت مسئولیت محتوای کتاب بر عهده نویسنده بود.
اقبال درباره تغییر نام انتشارات اقبال توضیح داد و گفت: ابتدا نام «کتابخانه اقبال»برای انتشارات ما انتخاب شد؛ آنزمان چاپ کتاب چندان انگیزه مادی نداشت و بیشتر افرادی که به این حوزه وارد میشدند، ابتدا علاقه شخصی آنها باعث کار در حوزه کتاب می شد. اما بعدا در دهه 40 و 50 کتاب دچار تحول اقتصادی شد و انتشارات ما از چاپخانه، انتشارات و کتابفروشی برخوردار بود، پس نام کتابخانه برداشته شد و به «سازمان انتشارات اقبال» تغییرنام پیدا کرد. بعدا و به ویژه پس از انقلاب که بازار کتاب دچار رکود شد و ما از آن مجموعه منظم برخوردار نبودیم، پس به انتشارات «اقبال» تغییر نام دادیم.
وی ادامه داد: در سال های 65-60 فشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حذف عنوان لاتین از لوگوی کتابفروشیها باعث شد، نام لاتین اقبال از آرم انتشارات حذف شود. این اقدام باعث ناراحتی ما شد؛ چرا که وجود نام لاتین در لوگوی کتابفروشی میتوانست برای ایرانشناسان خارج از ایران جلب توجه بیشتری کند.
اقبال به تعداد کتاب های منتشر شده از سوی انتشارات اقبال اشاره کرد و گفت: از 115 سال پیش تاکنون طبق آمار سال گذشته، بیش از دو هزار عنوان کتاب داریم اما طبق آماری که خانه کتاب اعلام کرده تعداد کتاب های ما به هزار و 500 عنوان می رسد. بعد از اتحادیه ناشران، موسسه خانه کتاب به عنوان سومین خانه ناشران به شمار میآید و ما در این موسسه میتوانیم گلایهها و دردهایمان را در حوزه نشر بیان کنیم. در حال حاضر در حال آماده سازی و انتشار حدود 10 جلد کتاب هستیم.
وی با تاکید بر اینکه قداست کتاب را نباید با کالاهای دیگری مقایسه کرد، گفت: کتاب در حال حاضر برای طبقه کتابخوان گران است. حذف یارانه کاغذ موجب گرانی کتاب و کاهش شمارگان کتاب شد و نتوانست سرانه مطالعه را افزایش دهد. اگرچه وضعیت اقتصادی کشور در سالهای 90 و 92 نیز به وسیله بعضی تصمیمگیریها موجب اثرات سوئی در اقتصاد کشور شد. مطالعه در ایران کم است و ما ارزش کتاب را درک نکرده ایم. توسعه کتاب و کتابخوانی باید در آموزش و پرورش برنامه ریزی شود. ما در گذشته، در مدرسه درس های جنبی داشتیم. به نظرم باید در مدارس زنگ مطالعه یا حتی مطالعه آزاد زیر نظر معلمان و کارشناسان برگزار کنند تا ارتباط دانش آموزان با کتاب برقرار شود.
اقبال به فعالیت اتحادیه ناشران و کتابفروشان اشاره کرد و گفت: این اتحادیه از قدیمی ترین اتحادیه های کشور است. از سال 1337 که خیلی از صنوف اتحادیه نداشتند کتابفروشی ها اتحادیه داشتند و به دنبال منافع صنف بودند. این اتحادیه در رفع مشکلات موفق بود و در انسجام نقش مهمی داشت. یکی از امتیازات اتحادیه این بود که همه کتابفروشی ها باید عضو آن می شدند.
این پیشکسوت حوزه نشر ادامه داد: در بعضی از دوره ها مالیات می دادیم و زیر فشار پرداخت مالیات بودیم. اما در دوره آقای خاتمی با اکثر ناشران مدارا می شد تا اینکه در دولت نهم و دهم وضع تغییر کرد و در دولت یازدهم اوضاع روانتر شد.
اقبال اظهار کرد: وقتی کتابی از انتشارات اقبال را در جایی می بینم بسیار خوشحال می شوم و افتخار می کنم. در خارج از کشور هم بعضی از کتاب های خودمان را می بینم. در کنار همه اینها اگر کتاب های ما در انبار بماند بسیار غم انگیز و ناراحت کننده است. با این اوصاف تاکنون کتابی را خمیر نکردیم.
وی بیان کرد: اگر خرید کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کمک ناشران خصوصی منجر شود و سلیقه و تبعیض در کار نباشد، میتواند حرکت مفیدی تلقی شود و گرهای از کار ناشران بگشاید، اما باید گفت که چنین خرید کتابی با کار کارشناسی باشد.
اقبال با اشاره به آینده نشر کاغذی گفت: با توجه به اینکه کتابخوانی در جامعه ما ضعیف است، وجود فضای مجازی به نشر صدمه می زند، بنابراین آینده نشرکاغذی ضعیف و کم رنگ است. در حال حاضر بعید است که نسل ششمی باشد که کار انتشارات اقبال را ادامه دهد. وضعیت ما در نشر کتاب به شکلی است که به زور میتواند تکافوی خرج انتشارات باشد و تنها از راه فروش کتاب می توان یک درآمد متعارفی داشت. با همه مشکلاتی که در حوزه نشر وجود دارد باز هم اگر به عقب برگردم کار نشر را ادامه خواهم داد. نباید به امید کسب درآمد به سمت نشر آمد بلکه اگر کسی علاقهمند و مشتاق این حوزه باشد شاید بتواند موفق شود. اگر عاشق واقعی هستید وارد کار نشر شوید.
اقبال از انتشارات زوار، طهوری، گنج دانش به عنوان ناشران خوب نام برد و گفت: قبل از انقلاب انتشارات ابن سینا، پدیده، خیام، امیر کبیرو... جزو انتشارات خوب بودند.