تابستان میآید با روزهای بلند و خورشیدی که مهربانتر از همیشه میتابد. نیمکتهای مدرسه خالی میشوند. بعضی از بچهها مسحور جعبههای جادویی میشوند؛ جعبههایی که این روزها شکل و اندازهشان فرق کرده، آنقدر که میشود آنها را در جیب گذاشت و با خود برد. بعضی از بچهها هم یار مهربان را از یاد نمیبرند و میخواهند روزهای کشدار فصل گرم را در دنیای داستان و رمان بگذرانند اما برسر دوراهی هستند و نمیدانند ایرانیها را انتخاب کنند یا خارجیها را؟ آیا برایشان فرقی میکند؟ کیوان مهتدی، سرپرست نشر دیبایه معتقد است ناشر برای آگاهی از سلیقه و انتخاب مخاطب باید بازارسنجی داشته باشد درحالی که اکنون چنین امکانی وجود ندارد و ناشران نمیتوانند رفتار مخاطب را بسنجند. او ضمن تاکید بر اینکه نمیشود استقبال مخاطب را پیشبینی کرد میگوید: «گاهی روی اصول پیش میرویم تا یک خروجی ایرانی با کیفیت خوب داشته باشیم اما استقبال صفر است. مثلا ما در نشر دیبایه، قصههای صمد بهرنگی را با تصویرگری فرشید مثقالی و قیمت پایین منتشر کردیم. از همه امکانات استفاده کردیم و انرژی زیادی گذاشتیم اما از آن استقبال نشد در حالی که ترجمه آثار اندرو کلمنس با همان تصویرگری کتاب اصلی فروش بسیار بالایی دارد.» طبیعی است که نیازها و سلیقه کودک با نوجوان متفاوت است. ورود به دنیای نوجوانی با تغییرات قابلتوجهی همراه است. مهتدی در این باره توضیح میدهد: «از سن ده سالگی مخاطب دچار تغییر مهمی میشود و دیگر آن فضای شاد کتابهای کودک با قطع رحلی را نمیخواهد بلکه مایل است کتاب بزرگسال بخواند. در چنین شرایطی باید آثاری منتشر کرد که مناسب سن او بوده و به قدر کافی جذاب باشد. در میان رمانها و داستانهای خارجی نمونههای فراوانی هستند که ناشر و مخاطبان را جذب خود کردهاند اما نمونههای ایرانی که بتوانند با آنها رقابت کنند بسیار اندکند.» مهتدی عقیده دارد برای چنین کارهایی باید کار تیمی انجام داد و میتوان از آثار خارجی هم ایده گرفت اما نباید فراموش کرد که مشکل سرمایهگذاری وجود دارد. اکنون ناشران معروف هم گاهی به زبان توجه نمیکنند و میخواهند در زمانی کوتاهی آثار را ترجمه و وارد بازار کتاب کنند. نویسندگانی که از هم خبر ندارند مژگان کلهر، مترجم و نویسنده نامآشنایی که هم برای کودک هم نوجوان آثار بسیاری منتشر کرده ضمن اشاره به بازار گرم و متنوع ترجمه و تیترها و تصاویر جذاب آثار خارجی درباره گرایش ناشران به ترجمهها میگوید: «شاید برای اینکه کتابهای ترجمه ارزانتر درمیآیند خیلی طرفدار دارند از طرفی ممیزی در ترجمهها خیلی کمتر است.» نویسنده مجموعه داستان «به آینه نگاه نمیکنم» عقیده دارد در زمینه تالیف به ویژه کودک خیلی کار نشده و کار جدی گرفته نشده است. او میگوید: «البته انتشار مجموعه رمانهای کودک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حرکت خوبی بوده و ناشران دیگر هم حالا خواهان تالیف هستند. اگر کارهای فارسی زیاد باشند بچهها میخوانند. رمانهای کانون را اعضای کتابخانهها میخوانند اما وقتی در دسترس نیستند ترجمه را انتخاب میکنند.» در دنیای امروز تبلیغ نقش مهمی در صنعت نشر دارد اما در کشور ما تبلیغ و اطلاعرسانی بسیار کمرنگ است تاجایی که نه تنها خوانندگان بلکه خود نویسندگان هم در جریان کارهای منتشر شده دوستان و همکارانشان نیستند. نویسنده ماهیگیر و بهار به نقش نهادهایی مانند انجمن نویسندگان کودک اشاره میکند و میگوید: «انجمن خیلی کارها میتواند بکند مثلا پیام کوتاه بفرستد و جدیدترین آثار منتشر شده را معرفی کند. نویسندگان باید کارهای هم را بخوانند و از یکدیگر طرفداری کنند و رقابت سالم داشته باشند اما تبلیغات برای کتابهای فارسی بسیار ضعیف است و از ظرفیتهایی مانند شبکههای مجازی استفاده نمیشود.» وقتی روی کتابی نوشته میشود برنده جایزه خوانندگان یا نیوبری، فروش بالا میرود پس اگر در ایران هم جایزههای گوناگونی برگزار شوند، هم نویسندگان برای نوشتن تشویق میشوند هم خوانندگان انگیزه بیشتری برای مطالعه کتابهای جایزه گرفته پیدا میکنند. در سالهای اخیر از مجموعههای چندجلدی استقبال خوبی شده و ناشران هم ترجیح میدهند چنین آثاری را منتشر کنند تا به سود بیشتری برسند. مجموعه پنج جلدی «دیزی» یکی از این مجموعههاست که کلهر آنها را ترجمه کرده است. به باور او نویسندگان ایرانی هم میتوانند مجموعههایی تالیف کنند در صورتی که ناشر با آنها قرارداد ببندد و بابت انتشار جلدهای بعدی به آنان اطمینان دهد. نویسندگان خوب کم داریم به عقیده خسرو رحمتاللهی، مدیر بازرگانی انتشارات محراب قلم، انتخاب کتاب بستگی به مخاطب دارد ولی خرید ترجمه بیشتر است و دلیلش، در دسترس نبودن رمان ایرانی است. او ضمن تاکید بر اینکه نویسنده قهار خیلی خوب کم است و فعال نیستند میگوید: «محراب قلم هم ادبیات کهن منتشر میکند، هم آثار ترجمه شده. هزینه ترجمه، تصویرگری و لیآوت کتابهای خارجی کمتر است اما کار ایرانی علاوه بر تالیف گاهی به پژوهش نیز نیاز دارد که اینها هزینه کار را بالاتر میبرد با این حال از کارهای تالیفی هم استقبال میکنیم.» ترجمهها از میان بهترینهای جهان انتخاب میشوند بنابراین از نظر کمی و کیفی نسبت به آثار ایرانی وضعیت بهتری دارند. هرچند غالبا این آثار از زبان انگلیسی ترجمه میشوند و کمتر شاهد ترجمه آثاری از زبانهای دیگر هستیم. معمولا کتابها از ترجمه انگلیسی به فارسی برگردانده میشوند که این کار لایهای به فاصله میان نویسنده و مخاطب اضافه میکند اما با توجه به زمان کم و شتاب برای رسیدن به سود مالی چه برای نویسنده چه ناشر ترجمههای انگلیسی همچنان حرف اول را میزنند. بچهها چه میخوانند؟ وقتی سراغ مخاطبانی که برای خرید کتاب به کتابفروشیها آمدهاند میروم، نظرات متفاوتی میشنوم. برای بعضی از آنان، ایرانی یا خارجی بودن تفاوتی ندارد. مانند محمد شاهرخی ۱۵ ساله که کتابهای مارک تواین مانند «تام سایر» را دوست دارد و بیشتر خارجی خوانده چون دوستان و خانوادهاش آنها را معرفی کردهاند. مهسا خلیلی ۱۶ ساله هم همراه مادرش آمده و از او راهنمایی میخواهد تا برای نخستینبار رمان بخرد. مهسا، کلاسیکهای خارجی را انتخاب کرده و فکر میکند برایش جذابتر باشند. محمد مهدی امیرخانی ۱۴ ساله حرفهایتر کتاب میخواند و به ژانر وحشت و رمانهای علمی تخیلی علاقه دارد و خارجیها را ترجیح میدهد چون موضوع و مفهوم آنها برایش جالبتر است. او نمونههای ایرانی را ندیده یا تعریف آن را نشنیده است، به توصیه دوستانش کتاب انتخاب میکند و از اینترنت هم کمک میگیرد. مونا صالحی افشار ۱۵ ساله اصلا خارجی نخوانده اما علاقه بسیاری به آثار سیامک گلشیری دارد و میخواهد جلد پنجم مجموعه «خون آشام» او را بخرد هرچند کتابهای طنز ایرانی را هم دوست دارد. مبینا طهماسبی ۱۲ ساله هردو را دوست دارد. به ادبیات کلاسیک مانند کلیله و دمنه و قصههای هزار و یک شب علاقه دارد. این آثار برایش جذابتر هستند چون دوست دارد بداند زندگی در گذشته چگونه بوده است البته مادرش هم به او در انتخاب کتاب کمک میکند و معتقد است کتاب نباید فقط سرگرمکننده باشد. باید واقعی و ملموس و در عین حال آموزشی باشد. خودش هم گاهی کتابهایی را که برای دخترش میخرد میخواند. مادری که منتظر است کتاب را از دست دخترش بگیرد و همان لحظههایی را تجربه کند که او سپری کرده. به نظر میرسد آنچه بیش از همه مخاطب را بر سر دوراهی انتخاب قرار میدهد، ایرانی یا خارجی بودن آن نیست. مساله این است که نوجوانان معمولا آشنایی چندانی با نویسندگان و فضای کتابهای موجود در بازار ندارند. آنها یا از دوستانشان راهنمایی میگیرند یا از خانوادههایشان. استفاده از فهرستهایی مانند لاک پشت پرنده میتواند به آنها کمک کند اما این فهرستها معمولا به یک دوره زمانی محدود میشوند و یک فاصله انتشار خاص را دربرمیگیرند چون باید بهروز باشند. گاهی ناشران با راه اندازی سایت و خبرنامه اطلاعاتی درمورد محصولات هنری خود در اختیار مشتریان قرار میدهند اما متاسفانه توجه چندانی به تبلیغات و اطلاعرسانی نشان داده نمیشود و هنوز فاصله زیادی میان مخاطب و ناشر و پدیدآورندگان وجود دارد که آنها را بر سر دوراهی انتخاب نگه میدارد.