ورود ثبت نام

ماوراءالنهر در همه تاریخ پیشتازی خود را در پاسداشت زبان فارسی حفظ کرده است | خانه کتاب و ادبیات ایران
09:11 - 1401/06/30 | بازدید 277

در «سمینار شعر و ادب فارسی در جهان ایران‌شناسی» مطرح شد؛

ماوراءالنهر در همه تاریخ پیشتازی خود را در پاسداشت زبان فارسی حفظ کرده است

ابراهیم خدایار در«سمینار شعر و ادب فارسی در جهان ایران‌شناسی» بیان کرد: سرزمین ماوراءالنهر که به حق باید آن را «مادرشهر» سرزمین ایران بدانیم، الهام‌بخش تمام ملت‌های فلات ایران است. ماوراءالنهر در همه تاریخ پیشتازی خود را در پاسداشت و حفظ زبان فارسی و هویت ایرانی حفظ کرده است.

به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، «سمینار شعر و ادب فارسی در جهان ایران‌شناسی» به‌مناسبت روز شعر و ادب فارسی از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران با همکاری انجمن ایران‌شناسی ایران، دوشنبه (بیست و هشتم شهریور ماه ۱۴۰۱) با حضور  محمود جعفری دهقی، ابراهیم خدایار، محمد زیار، علی اکبر سام خانیانی، احسان الله شکراللهی، سید سعید فیروزآبادی و علیرضا قیامتی برگزار شد.

 

سعدی شاعر همه انسان‌ها با همه زبان‌ها 

محمود جعفری دهقی در این سمینار با اشاره به برخورد مغرب زمین با فرهنگ و ادب پارسی بیان کرد: توجه به فرهنگ و تمدن ایران سابقه ای بسیار کهن دارد؛ نخستین بار در هزارۀ اول پیش از میلاد ایرانیان مکتب خاصی از فلسفه، نجوم، پزشکی و مباحث فرهنگ و ادب را در این سرزمین بنیاد نهادند که از ترکیب تمدن‌ ساکنان فلات ایران (تمدن‌های شهر سوخته، کاسی‌‌ها، ایلامی‌ها، اورارتوها و ...)، مهاجران آریایی به فلات ایران و تمدن همسایگان میانرودانی تشکیل شد. مغان ایرانی این مکتب را به‌ویژه در عصر هخامنشی به مغرب زمین انتقال دادند. فلاسفه آتن از این مکتب و جهان‌بینی ایرانیان گزارش داده‌اند. موضوعات یکتاپرستی، آفرینش به دو شکل مینوی و مادی، جدال خیر و شر، فرشکرد و جهان پسین از اندیشه‌های ایرانی نشات گرفته بود. این احتمالا نخستین برخورد با فرهنگ و تمدن ایرانی بود.

 

 

جعفری دهقی ادامه داد: برخورد دوم مغرب‌زمین افزون‌بر آشنایی رومی‌ها با آیین‌های مهری زمانی بود که در عهد خسرو اول انوشیروان گروهی از فیلسوفان رومی به دربار او پناهنده شدند و خسرو با تشکیل حلقه‌های فلسفی به معرفی حکمت‌های ایرانی پرداخت. در همین روزگار آیین مانوی نیز مخفیانه ترویج می‌شد. اما برپایی دانشگاه جندی‌شاپور فرصت دیگری بود تا جهانیان با فرهنگ و ادب ایرانی آشنا شوند. در ایران دوران اسلامی، برپایی بیت‌الحکمه‌ها و ترجمه آثار علمی و ادبی از زبان‌های سانسکریت، یونانی، سریانی و پهلوی به‌زبان عربی و ظهور افرادی چون بوعلی سینا، فارابی، بیرونی و شاگردان آن‌ها نظیر سیداسماعیل جرجانی موجب شد که آثار ایرانی به زبان‌های لاتین و دیگر زبان‌ها ترجمه و مورد استفاده آن‌ها قرار گیرد؛ این مرحله‌ای دیگر از برخورد تمدن غرب با فرهنگ و تمدن ایرانی بود. اما از حدود قرن هفدهم میلادی نگرش تازه‌ای از سوی ایران‌شناسان نسبت به ایران، ادبیات و تاریخ آن ایجاد شد. این نگاه با توجه به نگرش فلاسفه عصر روشنگری در سده‌های هجدهم میلادی روشن‌تر و مثبت‌تر بود. توجه به زبان فارسی و یادگیری آن و نیز فرهنگ و ادب فارسی حاصل همین دوران است. توجه به خانواده زبان‌های هند و اروپایی و متعاقب آن زبان‌های ایرانی و نیز ادیان و سنت‌ها و فرهنگ ایران دوباره احیا شد و کسانی نظیر «تاورنیه» و «شاردن» آن را به تحسین نگریستند. از سوی دیگر، ترجمه «هزار و یکشب» در آغاز قرن هجدهم توسط «گالان» و تالیف نامه‌های ایرانی «منتسکیو» به جذابیت ایران و ایرانیان در نگاه ایران‌شناسان افزود. از همین زمان شعر و ادبیات فارسی به جهان غرب به گونه‌ای تازه معرفی شد و موجب تحسین و حیرت جهانیان شد. 

 

وی عنوان کرد: در واقع دیرینه‌ترین آشنایی ایران‌شناسان با آثار ادبی زبان فارسی با ورود مسیونرهای مسیحی به مشرق‌زمین و از جمله در عصر صفوی به ایران آغاز شد. بدیهی است که نخستین گام در جهت آشنایی با فرهنگ و اندیشه ایرانیان آموزش زبان فارسی بود. در همین اوان نمایندگان سیاسی سرزمین‌های اروپایی و سیاحان و تاجران نیز روانه ایران شدند. در طی سده‌ها روابط فرهنگی با اروپا، متفکران آن سامان با ادبا و شعرای بزرگ ایرانی آشنا شدند اما روانی و شیوایی آثار سعدی موجب شد که این شاعر نخستین و برجسته‌ترین شاعران جهان در سراسر این کره خاکی مورد توجه و علاقه خاص و عام شود و او را به عنوان شاعر همۀ انسان‌ها با هر زبان و فرهنگی معرفی کند. اما آشنایی ایران‌شناسان انگلیسی با ادبیات فارسی از راه هند گسترش یافت. دورانی که زبان فارسی به عنوان زبان رسمی دربار هند به کار می‌رفت و گردانندگان کمپانی هند شرقی برای شناخت بیشتر هند ناچار به آموزش زبان فارسی بودند. در این زمان آثار شاعران فارسی در هند منتشر می‌شد. پس از  آشنایی با این آثار، ترجمه و تحقیق در ادبیات فارسی از سوی کسانی چون «ماهان» و «لمسدن» آغاز شد و چندی بعد راه آن به انگلستان گشوده شد و اهمیت شاعران و بزرگانی چون فردوسی و دیگر شاعران ایرانی برای آنها آشکار شد. سِر ویلیام جونز در سال ۱۷۷۱ دستور زبان فارسی را تألیف کرد و در آن به نمونه‌ای از اشعار سعدی اشاره کرد. 

 

 

عضو هیات علمی گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران همچنین بیان کرد: در سده‌های هفده و هجده میلادی توجه ایران‌شناسان به ادبیات فارسی و در وهله نخست به گلستان سعدی، کلیله و دمنه، رباعیات خیام، غزلیات حافظ، شاهنامه فردوسی و در مرحله دوم به مثنوی مولوی، خمسه نظامی و منطق‌الطیر عطار معطوف شد. از جمله، آثار سعدی به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و فرانسه ترجمه و منتشر شد. «سرویلیام جونز» از ایران شناسان شهیر قرن هجدهم در انگلستان، با ترجمه آثار شاعران ایرانی، متفکران مغرب زمین را با آثار این بزرگان آشنا کرد. وی نخستین کسی است که در انگلستان درباره فردوسی و شاهنامه سخن گفت. او داستان رستم و سهراب را به انگلیسی ترجمه کرد. در پی نهضت ایران‌شناسی، ایران‌شناسان این سامان به ترجمه، تصحیح و معرفی شاهنامه فردوسی پرداختند. «جوزف چمپیون» شاعر انگلیسی در سال 1875 بخش‌هایی از آغاز شاهنامه را به شعر ترجمه  و در کلکته منتشر کرد. «مَتیو لومسدِن» خاورشناس اسکاتلندی و دانش‌آموخته «کینگز کالج» در «آبردین» اسکاتلند بود. او صاحب‌کرسی استادی زبان‌های عربی و فارسی در در کالج فورت ویلیام در هند بود.

 

ادبیات و فرهنگ شرق، فرهنگ نور و زیبایی است

جعفری دهقی اظهار کرد: «لومسدن» نخستین شخصیت تاریخ است که با استفاده از ماشین چاپ به کمک حروف سربی، اقدام به چاپ متن شاهنامه در سال ۱۸۱۱ میلادی کرد. پیش از این تاریخ، تمام شاهنامه‌های موجود در جهان، دستنویس بودند. او این کار را از طریق مقابله ۲۴ نسخه دستنویس شاهنامه با یکدیگر انجام داد و در شهر کلکته هند، آن را منتشر کرد. «ترنر ماکان» مترجم و زبان‌شناس زبان فارسی و مترجم فارسی بود و به‌عنوان فرمانده لشکر بریتانیا در هند خدمت می کرد. تصحیح او از شاهنامه فردوسی نخستین تصحیح در اروپا بود که بر پایه ۱۷ نسخه خطی کامل و چهار نسخه ناقص خطی از شاهنامه تهیه شده است. «جیمز اتکینسون» محقق زبان و ادبیات فارسی و مترجم رستم و سهراب فردوسی و لیلی و مجنون نظامی است. «اتکینسون» در 9 مارس  سال1780 در دورهام به دنیا آمد و در اوقات فراغت خود به فراگیری زبان فارسی پرداخت و در سال 1810 ترجمه منظوم خود را از داستان رستم و سهراب آغاز کرد. او در سال 1818 معاونت زبان فارسی را در کالج فورت ویلیام بر عهده گرفت. او و گروه هم‌عصرش غالبا شاهنامه را با آثار حماسی یونان باستان چون «الیاد» هومر و شاعرانی همچون «شکسپیر» مقایسه می‌کردند.

 

وی همچنین بیان کرد: «مَتیو آرنولد» شاعر و نویسنده نامدار قرن نوزدهم و در شمار پیروان مکتب رمانتیک انگلیس بود. «آرنولد» که ادبیات و فرهنگ شرق را فرهنگ نور و زیبایی می نامید تحت تاثیر شاهنامه فردوسی بود. او با مطالعه ترجمه فرانسوی شاهنامه که اخیرا توسط «ژول مول» صورت گرفته بود به داستان رستم و سهراب دل بست. به طوری که در سال 1853 سروده‌ای آزاد با نام رستم و سهراب را به دوستش کالریج تقدیم کرد. او بیشتر تحت تاثیر بازی سرنوشت بود که در داستان رستم و سهراب نقش کلیدی داشت. اگرچه سروده آرنولد از رستم و سهراب تا حدی متاثر از سبک هومر بود اما در معرفی حکیم توس به دنیای انگلیسی‌زبانان بسیار مؤثر بود.

 

این استاد دانشگاه ادامه داد: ادوارد براون در جلد دوم تاریخ ادبیات خود اهمیت شاهنامه را در سرزمین‌‌های ایرانی که زبان فارسی در آن رواج دارد مبتنی بر غرور ملی ایرانیان نسبت به این کتاب می داند که نماینده مجد و عظمت قومی ایرانیان است. «ساموئل رابینسون» افزون بر انتشار کتاب زندگی و آثار فردوسی در سال 1867 در لندن در سال 1873 کتاب زندگی و آثار شاعر ایرانی نظامی و تحلیل قسمت دوم اسکندرنامه ترجمه «ویلیام باخر» را از آلمانی به انگلیسی ترجمه کرد. «سر ادموند گوس» کتابدار موزه بریتانیا و شاعر و منتقد سرشناسی بود. او شعر فردوسی در تبعید را در سال 1885 منتشر کرد. در شرح او از زندگی فردوسی نقل قول‌های نادرستی نیز وجود دارد. از جمله اینکه یوسف و زلیخا را به او نسبت می دهد.  «ادموند» و «آرتور وارنر» دو برادری بودند که در سال 1923 ترجمه کاملی از شاهنامه را به نظم آزاد انگلیسی در آوردند. این اثر در مجموعه آثار کلاسیک شرق چاپ و منتشر شد. این ترجمه با آنکه زبانی خشک و قدیمی دارد نسبتا موفق بوده است. هوشنگ رهنما ترجمه رستم و سهراب برادران «ورنر» را در نشر هرمس منتشر کرده است و بر آن است که در این ترجمه نباید به دنبال معادل‌های واژه به واژه بلکه باید به جستجوی روح و انرژی عاطفی آن باشیم.

 

جعفری دهقی بیان کرد: «روبن لِوی» استاد دانشگاه کمبریج بود و در سال 1967 خلاصه‌ای از شاهنامه را به شعر آزاد برگرداند. اولین کتاب او، ادبیات فارسی (۱۹۲۳) زمانی نوشته شد که او هنوز در آکسفورد مدرس بود. تواریخ بغداد (۱۹۲۹) گزارشی از قرون وسطی مسلمانان و خلافت عباسی بود. او همچنین ترجمه‌ها و ویرایش‌های انتقادی متون، از جمله متن فارسی قرن یازدهم میلادی قابوس نامه (آینه‌ای برای شاهزادگان، ۱۹۵۱) و قصه‌های مرزبان‌نامه (۱۹۵۹) را تصحیح و منتشر کرد. او بسیاری از بخش‌های پراحساس و مهم شاهنامه را ترجمه نکرد و در عوض به ترجمه صحنه جنگ‌ها و لشکرکشی‌های شاهان پرداخته است. در واقع تصویری که از شاهنامه به دست داده حماسه‌ای ساده از فتوحات ایرانیان و شکست دشمنان آنها بوده است و از جنبه‌های متعالی قهرمانان و عواطف آنها تهی است. 

 

مدیر انجمن ایران‌شناسی ایران عنوان کرد: جری کلینتون امریکایی دو داستان مهم شاهنامه، یعنی داستان رستم و اسفندیار و رستم و سهراب را به شعر آزاد انگلیسی ترجمه کرده است. یکی با عنوان «در چنگ اژدها: داستان رستم و اسفندیار از شاهنامه فردوسی» و دیگری: تراژدی رستم و سهراب از حماسه ملی ایرانیان. «کلینتون» در تحلیل تراژدی رستم و سهراب نقش تقدیر را بسیار مؤثر می‌داند. افزون بر این، قصد سهراب در سرنگونی دو شاه یکی کیکاوس و دیگری افراسیاب و سپردن شاهی ایران به رستم و کسب تاج و تخت افراسیاب را موجب نابودی هردو پهلوان می داند. زیرا در تفکر ایرانیان برانداختن پادشاه گناهی نابخشودنی است. با این همه او در جای دیگری از این تراژدی، آز و زیاده‌خواهی رستم را عامل این فرجام غم‌انگیز می‌داند. «دیکدیویس» استاد دانشگاه دولتی «اوهایو» و شاعر و مترجمی توانا است که افزون بر ترجمه خلاصۀ منظوم شاهنامه، به ترجمه آثاری نظیر منطق‌الطیر عطار و ویس و رامین گرگانی و رباعیات خیام به شعر انگلیسی پرداخته است. ترجمه سه جلدی او از شاهنامه همراه با مینیاتورهای زیبایی از سده‌های 14 تا 16 منتشر شده است. جلد نخست با عنوان شیر و تخت از آغاز شاهنامه تا پایان داستان رستم و سهراب، جلد دوم با عنوان پدران و پسران به داستان سیاوش، فرود، اکوان دیو، بیژن و منیژه، ناپدید شدن کیخسرو، رستم و اسفندیار و سرانجام مرگ رستم می‌پردازد. جلد سوم با نام غروب امپراتوری از داستان هما و پسرش داراب آغاز می‌شود و به پادشاهی یزدگرد فرجام می‌یابد. تحلیل‌های «دیک دیویس» از شخصیت‌های شاهنامه و داستان‌های آن یکی از بهترین آثار در این زمینه به شمار می‌رود. «حماسه و نافرمانی» آخرین اثری است که از این ایران‌شناس به فارسی ترجمه شده است.

 

 

 

جعفری دهقی ادامه داد: «جان نات»، منطق‌الطیر عطار را از روی ترجمه فرانسوی«گارسن دوتاسی» به انگلیسی ترجمه کرد. نیکلسون راینلد الین چون از بسیاری جهات مترجمی موفق و علاقه مند به کار ترجمه بوده، توانست از نظم و نثر شرقی ترجمه‌های خوبی ارائه دهد از جمله ترجمه اشعار عطار و حافظ و مولوی که بسیار به اصل اثر نزدیک هستند. از آثار «نیکلسون» در زمینه ادبیات فارسی و عرفان اسلامی، ترجمه تذکره‌الاولیا از عطار است که جلد اول آن در سال 1905 میلادی و جلد دوم در سال  1907 میلادی منتشر شد. تذکره‌الاولیای تصحیح نیکلسون در ایران با مقدمه قزوینی به کوشش احمد آرام منتشر شده است. «آرتور جان آربری» متخصص در زبان و ادبیات فارسی و عربی بود. او گزیده‌های منطق‌الطیر را به زبان انگلیسی ترجمه کرد. «آربری» این گزیده را از ویرایش و تصحیح «رینولد نیکلسن» انتخاب کرد. وی در پیشگفتاری که بر این کتاب نگاشت ابتدا مختصری درباره ریشه‌های تصوف، تصوف در ایران و پدید آمدن ادبیات صوفیانه در ادبیات فارسی بحث کرد و سپس به معرفی تذکره‌الاولیا پرداخت. وی همچنین برای آشنایی خوانندگان غربی، در ابتدای شرح حال هر صوفی زندگینامه‌ای مختصر از آن صوفی و سپس کتابشناسی آثاری را که به آن صوفی اشاره کرده‌اند ذکر کرده است. «پیتر ایوری» متخصص مطالعات ایرانی است. او ترجمه‌ای از منطق‌الطیر به زبان انگلیسی انجام داده که در سال 1998 در مجموعه متون اسلامی و با مقدمه‌ای از «آنه‌ماری شیمل» منتشر شده است. «لئونارد لوئیزون» پژوهشگر امریکایی بود که در زمینه شعر فارسی و تصوف اسلامی تخصص داشت. از آثار او هنر پرواز روحانی: عطار و سنت تصوف ایرانی است که در سال 2006 تالیف شده است. «مارگارت اسمیت» متخصص در حوزه تصوف و عرفان اسلامی است و اثری دارد با نام «عرفای ایرانی: عطار». این اثر با عنوان مطالعاتی در عرفان اولیه خاور نزدیک و خاورمیانهبه فارسی ترجمه و منتشر شده است.

 

 

این استاد دانشگاه بیان کرد: رالف والدو امرسون شاعر، نویسنده و فیلسوف اهل بوستون امریکا و بانی مکتب تعالی‌گرایی (ترانسَندِنتالیسم) بود. امرسون بانی مکتب جدیدی در فرهنگ آمریکا محسوب شده و آثار او تأثیر به‌سزایی بر مشاهیر رنسانس آمریکایی مانند «والت ویتمن»، «امیلی دیکنسون»، «ناتانیل‌هاثورن»، «ادگار آلن پو» و «هرمان ملویل» داشته ‌است. «امرسون» به سعدی علاقه زیادی داشت تا جایی که نوشته‌های وی را با انجیل «متی» مقایسه می‌کرد. «امرسون» در مدح حافظ نیز مقالاتی نوشت. در اواخر جنگ جهانی دوم (۱۹۴۴) هنگامی که «مینورسکی» از مدرسه «السنه شرقیه» لندن بازنشسته شد، «آرتور جان آربری» برای تدریس زبان و ادبیات فارسی به جای او انتخاب شد. وی موفق به ایجاد کرسی مستقل زبان و ادبیات فارسی در این دانشگاه شد. «آربری» همچنین انجمن خاورشناسان بریتانیا را تشکیل داد. تسلط به زبان‌های شرقی بویژه عربی و فارسی موجب شد که «آربری» آثار گرانبهایی در این زمینه تدوین کند. ترجمۀ او از قرآن کریم در زمرۀ بهترین ترجمه‌های قرآن به شمار می‌رود. افزون بر این، ترجمه و توضیح دو باب اول گلستان سعدی در شمار آثار ارزنده او در کنار تحقیقاتش راجع به نظم و نثر فارسی است. او اهل لندن بود که تحصیلاتش را در «ترینیتی» کالج لندن تکمیل کرد. در خلال جنگ جهانی دوم مدتی در ایران به سر برد. در دانشگاه لندن و کمبریج تدریس کرد. سال‌ها به تدریس ایران‌شناسی در آنجا و سپس در دانشگاه تورنتو پرداخت. وی بوستان سعدی را به انگلیسی ترجمه کرد. وی همچنین مقاله بوستان را برای ایرانیکا تدوین کرده است.

 

وی همچنین گفت: «لوئیس» معاون مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه شیگاگو است. پایان‌نامه دوره دکتری لوئیس درباره حکیم سنایی، برنده جایزه بهترین رساله سال از سوی بنیاد مطالعات ایرانی در سال ۱۹۹۵ شده ‌است. لوئیس از برجسته‌ترین مولوی‌پژوهان غرب است. کتاب محققانه و حجیم او درباره مولانا با نام «مولانا: دیروز تا امروز، شرق تا غرب» که نخستین بار در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، تا به‌ حال چندین جایزه دریافت کرده ‌است. اگرچه عموماً در آمریکا «کلمن بارکس» را به ‌عنوان مولوی‌شناس به حساب می‌آورند، اما باید یادآور شد که به‌خاطر تسلط بر زبان فارسی، تحقیقات مولوی‌پژوهی «فرانکلین دین لوئیس» و «ویلیام چیتیک» بسیار گسترده‌تر و اصیل‌تر است. «لوییس» مقاله گلستان سعدی را برای دانشنامه ایرانیکا تدوین کرده است. نخستین بار «ویلیام جونز» انگلیسی بود که سیزده غزل حافظ را در سال 1770 ترجمه کرد. پس از آن بسیاری از ایران شناسان نظیر دوفرمری، نیکلا، شارل دوویلر، روژه لسکو،‌هانری ماسه و ونسان مونتی نیز در ترجمه شعر حافظ کوشیدند اما توفیق دلخواهی به دست نیاوردند و این به واسطۀ ابهام شعر حافظ بود. افزون بر این، موسیقی شعر حافظ قابل ترجمه نیست. همچنین، اشارات دینی و اساطیر شعر حافظ برای ایران شناسان چندان قابل درک نبود.

 

 

محمود جعفری دهقی در پایان بیان کرد: «جان ریچاردسن» اهل ادینبورو اسکاتلند بود. نمونه‌ای از شعر فارسی از غزلیات حافظ از جمله آثار اوست. «الکساندر راجرز» از مترجمان شعر فارسی بود. او از ماموران بریتانیا در هند بود. هنری «سولیوان جارت» دیوان حافظ را تصحیح و در لندن منتشر کرد. «رینولد نیکلسون» به راهنمایی ادوارد براون با ادبیات فارسی آشنا شد. او در کنار ترجمۀ آثار مهم نظم و نثر فارسی به ترجمۀ حافظ نیز پرداخته است. «آرتور جان آربری» استاد زبان فارسی در دانشگاه لندن و جانشین «مینورسکی» بود. او افزون بر نگارش مقالات در بارۀ حافظ، دربارۀ ویلیام جونز و توماس‌هاید که از حافظ شناسان آن دیار بودند نیز مقاله نوشت.

 

پیشتازی ماوراءالنهر در پاسداشت و حفظ زبان فارسی و هویت ایرانی

ابراهیم خدایار؛ عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس در این سمینار، درباره جهان ایران‌شناسی در آسیای مرکزی و سایه‌سار زبان فارسی، سخن گفت. وی در ابتدا به خوانش بخشی از  اشعار عبدالله سبحان؛ شاعر ازبکستانی، پرداخت:

«در این زمین مرغ زبان پارسی هر صبح خواندن داشت

در این زمین مرغ زبان پارسی هر صبح می‌خواند

 ای مرغ خوشخوان لانه‌ات را دیده‌ام

در بیشه‌زار زیست، در چنگ کاری سبز

خواهم که از باد حوادث مانَد آن کاج عزیز من

مار سیاه مکر بر شاخش نپیچد تن

زیرا که بی بانگ خوش آن مرغ، دنیایی ندارد رنگ

زیرا در اقلیم نگاه ملتی، بی چهچهش فصل زمستان است

زیرا که آن هم از عطای پاک یزدان است

گنج گرانقدر نیاکان است»

 

خدایار اظهار کرد: شاعر در این شعر نیمایی، زبان پارسی را عطای پاک یزدان و گنج گرانقدر نیاکان خود مطرح و زندگی بدون این زبان را در تمام فصل‌ها برای هم‌وطنان خود زمستان می‌داند. زبانی که از آغاز یک صبح تا‌ پایان صبحی دیگر ادامه پیدا می‌کند که می‌توانیم این دو صبح را، صبح ابد و صبح ازل بدانیم.

 

این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: مترجمان ماوراءالنهری تفسیر طبری، یک برداشت ازلی‌انگارانه از حضور زبان فارسی در ماوراءالنهر دارند. گویی این شاعر ازبکستانی این برداشت ازلی‌انگارانه را به‌صورت ذاتی در شعر خود منتقل کرده است. از ارتباط این دو صبح و مرغ خوشخوان می‌توان این برداشت را داشت.

 

وی همچنین با اشاره به اینکه ترجمه قرآن کریم به فارسی در بین مترجمان نخست قرآن رایج بوده، گفت: منصور بن نوح سامانی، علمای ماوراءالنهر را جمع می‌کند و از آنها فتوا می‌گیرد که آیا می‌توان قرآن را به زبان فارسی ترجمه کرد؟ این علما فتوا می‌دهند که می‌توان قرآن را به زبان فارسی ترجمه کرد. تا اینجا این یک فتوای دینی است. در ادامه گزارش مترجمان یاد شده یک دلیل مهم می‌بینیم که جز با معیارهای اساطیری، فهمیدنی و قابل تحلیل نیست.

 

خدایار در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره‌ای به نظریه ناسیونالیستی درباره اقوام و زبان‌ها، بیان کرد: «آنتونی اسمیت»؛ جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز بریتانیایی ناسیونالیست، کتابی با عنوان «ناسیونالیسم: نظریه، ایدئولوژی، تاریخ» دارد. او در این کتاب معتقد است «تا مادامی که بنیادهای مقدس ملت دوام دارند و ماتریالیسم و فردگرایی سکولار، باورهای اصلی به اجتماعی تاریخ و سرنوشت تاریخی را ویران نکرده‌اند، ناسیونالیسم به‌مثابه‌ ایدئولوژی سیاسی، به‌مثابه فرهنگ عمومی و به‌مثابه‌ مذهب سیاسی به حیات خود ادامه خواهد داد و هویت ملی همچنان به‌عنوان یکی از سنگ بناهای نظم جهانی معاصر باقی خواهد ماند.»

 

وی ادامه داد: عده‌ای در غرب، موجودیت و ملت‌سازی در برخی کشورها ازجمله ایران را بدون ورود تمدن غرب به این سرزمین‌ها نادیده گرفته‌اند، درحالی‌که این کشورها از قبل ملت‌سازی ویژه خود را داشتند. این ملت‌ها چهار عامل مقدس را در استمرار و بقای ملت‌های خود موثر می‌دانند: 1- اعتقاد به برگزیدگان قومی 2- دلبستگی به سرزمین مقدس 3- خاطرات مشترک از دوران طلایی 4- کیش مردگان باشکوه (آدم‌هایی ایثار می‌کنند و از خودشان می‌گذرند تا ملت‌شان رقم بخورد).

 

این استاد دانشگاه توضیح داد: از این منظر سرزمین ماوراءالنهر که به حق باید آن را «مادرشهر» سرزمین ایران بدانیم، الهام‌بخش تمام ملت‌های فلات ایران است. ماوراءالنهر در همه تاریخ پیشتازی خود را در پاسداشت و حفظ زبان فارسی و هویت ایرانی حفظ کرده است. 

 

شاهنامه فردوسی بر بلندای حماسه‌های جهان ایستاده است

در ادامه این سمینار علیرضا قیامتی در کلیپی که برای این سمینار ارسال کرده بود بیان کرد:  زبان و ادب فارسی به گواهی دوست و دشمن بر تارک فرهنگ و ادب  جهان می درخشد. کمتر زبان و ادبیاتی در جهان وجود دارد که به اندازه زبان و ادبیات فارسی اینگونه محبوب عامه مردم باشد و نظر خاورشناسان بزرگی را به خود جلب کرده باشد. در کمتر زبان و ادبیاتی می‌توانیم این همه گونه گونه‌های دل‌انگیز و زیبا را ببینیم. اگر قرار باشد سخن بزرگان و دانشمندان جهان را در ستایش ادب فارسی بگویم کتاب‌های زیادی منتشر خواهد شد. آنچه درباره زبان و ادبیات فارسی بزرگ و ستودنی است این است که به تعبیر ادوارد براون «کمتر زبان و ادبیاتی در جهان به اندازه ادبیات فارسی این همه کانون مهرورزی، پیام‌آور اخلاق، نیکی و راستی بوده است». با وجود اینکه ادوارد براون با زبان‌های شرقی(چینی، هندی، عربی، اردو و...) آشنایی داشت اما دل بسته زبان فارسی بود. زبان و ادبیات فارسی سرآمد است و بر چِگاد زبان، ادبیات و فرهنگ جهان می درخشد.

 

قائم‌مقام خردسرای فردوسی افزود: در همه گونه‌های زبانی و ادبی می‌بینیم که جایگاه ادبیات فارسی درخشان است؛ شاهنامه فردوسی بر بلندای حماسه‌های جهان ایستاده و پیام‌آور صلح و دوستی است. آزادگی‌ها، یاری ستمدیدگان، سترگی انسان‌مدارانه و نوع دوستانه در شاهنامه مایه سرافرازی ایران و ایرانی است. با وجود اینکه شاهنامه یک حماسه است و حماسه کتاب جنگ، دلاوری، گردن فرازی یک ملت است اما شاهنامه بزرگترین دادورز و منشا خِرد و صلح است و کمتر حماسه ای به اندازه آن پیام مهرورزانه دارد. پیام‌های انسانی و اخلاقی شاهنامه جدای از هر مرز و تفاوت‌های نژادی، مذهبی، قومی و زبانی است. عرصه ادبیات غنایی ما همچون لیلی و مجنون، خسرو و شیرین و... در جهان درخشان و در صدر ایستاده اند و خالی از پیام‌های مهرورزانه نیستند بلکه سخنان انسان‌دوستانه و اخلاق‌مدارانه در آنها دیده می‌شود. ادبیات عرفانی نیز سرشار از مفاهیم مهرورزانه است؛ خداوندگار عرفان حضرت مولانا بزرگترین پیام‌های عشق، مهرورزی و آزادگی را به جهانیان اعلام کرد. ابیات دل‌انگیز و آزاداندیشانه مولانا همچنان برای جهانیان آرمان است. این ابیات گواه آزاداندیشی مردی است که در اوج درگیری‌ها و کشاکش‌های مذهبی این چنین سخن می گوید:

 « اگر مر تو را صلح آهنگ نیست

مرا با تو ای جان سر جنگ نیست

تو در جنگ آیی روم من به صلح

خدای جهان را جهان تنگ نیست

جهانیست جنگ و جهانیست صلح

جهان معانی به فرسنگ نیست»

قیامتی همچنین عنوان کرد: هر گوشه‌ای از ادبیات عرفانی را نگاه می‌کنیم سترگی‌ها و ابیات درخشان را می‌بینیم؛ بوستان، گلستان و حتی شاهنامه بزرگترین اندرزنامه در ادبیات اخلاقی هستند. اندرزنامه‌های زبان فارسی و زبان‌های باستانی ایران سرآمد است و همه پژوهشگران به جایگاه آنها باور دارند و معتقدند نخستین و کهن‌ترین اندرزنامه‌های جهانی‌اند. رد پای این اندرزنامه‌ها در همه جای ادبیات ما از رودکی تا فردوسی، خیام، عطار، سنایی و سعدی دیده می‌شود؛ سعدی بزرگترین شاعر و معلم اخلاق در جهان است و کسی در دنیا نیست که پیام‌های او را نشنیده باشد؛ «بنی آدم اعضای یکدیگرند/که در آفرینش ز یک گوهرند». سعدی به همه سفارش می‌کند:

 «حذر کن ز درد درون‌های ریش / که ریش درون عاقبت سر کند

مزن تا توانی دلی را به هم/ که آهی جهانی به هم بر زند»

 

این استاد دانشگاه فرهنگیان مشهد در پایان گفت: روز به روز زبان و ادبیات فارسی و گنجینه‌های اخلاقی و انسانی آن بر جهانیان بیشتر آشکار می‌شود. اگر زبان فارسی مانند گذشته زبان سیاست، اقتصاد، علم و بین‌المللی بود مانند زمانی که ابن بطوطه از غربی‌ترین نقطه جهان اسلام به شرقی‌ترین نقطه حرکت می‌کرد و با زبان فارسی با دیگران ارتباط برقرار می‌کرد. در این صورت سخنان سعدی، خیام، فردوسی، عطار، مولانا و... بیشتر بر تارک جهان دیده می شد و جهانیان چکیده و عصاره انسانیت را به کمال و تمام در آنها می‌دیدند.

 

 

زیبایی زبان و ادب فارسی، جهان‌ایرانی است

سید سعید فیروزآبادی؛ عضو هیأت علمی دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی نیز در بخش دیگری از سمینار «شعر و ادب فارسی در جهان ایران‌شناسی»، گفت: زیبایی زبان و ادب فارسی، جهانِ ‌ایرانی است که با این زبان عجین است. با جهانی روبه‌رو هستیم که تأثیر خود را بر تاریخ، حماسه‌سرایی و حتی ادبیات درباری برجای گذاشته است.

 

وی افزود: کشورهای مختلف هرجا که با ایران و فرهنگ فارسی مواجه شدند، برداشت‌های خود را از آن داشتند. ازجمله «سر ویلیام جونز» که دریچه ایران‌شناسی را از شبه‌قاره گشود. آشنایی آلمانی‌ها و کشورهای آلمانی‌زبان، بیشتر بر پایه کشور عثمانی و زبان عثمانی است. در دوره‌هایی شاعران عثمانی یا هندی، شعرهایی به زبان فارسی می‌سرودند و به آن افتخار می‌کردند. این دوره طلایی 800-900 ساله اوج گستردگی قلمرو زبان فارسی است و از شمال چین آغاز و به میانه‌های اروپا می‌رسد، نشان از فرهنگ بالایی دارد که در آن دوره طلایی جاری است.

 

این استاد دانشگاه اظهار کرد: آلمانی‌ها در بدو امر از طریق سفرنامه‌ها با ایران آشنایی پیدا کردند و از قرن شانزدهم شروع به نوشتن سفرنامه‌هایی کردند. «آدام اولئاریوس» در مشهورترین سفرنامه‌های آلمانی‌ها درباره ایران، به سعدی و حافظ و همچنین بسیاری از شاعران ایرانی اشاره می‌کند. این سفرنامه‌نویس در برگشت به کشورش به درخواست حاکم، ترجمه‌ای از «گلستان سعدی» انجام می‌دهد. جالب اینجاست که «آدام اولئاریوس»، سه سال در اصفهان ساکن و فارسی را آموخته بود. این ترجمه از «گلستان سعدی»، ظرف مدت دو سال، 15 نوبت تجدیدچاپ و به فرانسه نیز ترجمه می‌شود.

 

فیروزآبادی در توضیح این مسأله که چرا اثر سعدی برای ترجمه انتخاب شده، گفت: از کلام سعدی آنچه به ذهن من می‌رسد، یکی جهان‌وطنی (یعنی نگاه حکیمانه به همه جهان داشتن) و دیگری طنز فاخر اوست که در آن همه نکته‌ها و ویژگی‌ها را بیان می‌کند. «آدام اولئاریوس»، بعدها «بوستان سعدی» را نیز ترجمه کرد که از محبوبیت زیادی برخوردار نبود، چون مردم بیشتر به کلام حکیمانه باور و توجه داشتند.

 

این عضو هیأت علمی دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی، در ادامه با اشاره به دوره «باروک»، افزود: در دوره «باروک» این اعتقاد وجود داشت که همه فانی هستیم و جهان نیز گذراست. در این دوره با تأثیرپذیری از سفرنامه «آدام اولئاریوس»، نمایشنامه «کاترین گرجی» خلق شد که شخصیت اصلی آن، شاه عباس صفوی است.

 

وی همچنین درباره ویژگی‌های عصر روشنفکری در ادبیات آلمانی، بیان کرد: در این عصر، ورود مدرنیته و تفکر کانتی را داریم که به جهان از دیدگاه دیگری نگاه کرد. به‌نوعی با آوردن مثال از جهان‌های دیگر، قصد مقایسه آنها با مسیحیت را دارد و می‌خواهد دیگری را به رخ بکشد. از این دوره به شرق به‌عنوان مهد فلسفه توجه شد و تمدن ایرانی را یکی از بزرگترین تمدن‌های بشری دانستند. در این دوره به سه زبان فارسی، ترکی و عربی توجه ویژه‌ای می‌شود و ترجمه‌های بسیاری نه تنها در آلمان که در فرانسه و کشورهای دیگر انجام گرفت.

 

فیروزآبادی با اشاره به شروع دوره رمانتیک از آغاز قرن نوزدهم، ادامه داد: در این دوره، نگاه رمانتیک و رویایی نسبت به ایران در ذهن اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها شکل گرفت. در این دوره بهترین ترجمه غزلیات حافظ به زبان آلمانی از سوی «یوزف فون‌هامر پورگشتال» انجام شد که آغاز یک گفت‌وگو با حافظ است. «گوته» شاعر نامدار آلمانی در آغاز جنبش رمانتیک، یک مثال بی‌بدیل برای کسانی است که به سمت ادبیات مشرق‌زمین می‌آیند. در سال 1818، یک شاعر جوان انقلابی که به زبان‌های شرقی علاقه‌مند بود، 32 غزل از دیوان شمس را ترجمه می‌کند. او در این اثر به زیبایی کلام مولانا توجه کرده است. این شاعر جوان، با این اثر قالب غزل را وارد ادبیات آلمانی می‌کند.

 

این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به اینکه ادبیات معاصر فارسی هم در کشورهای آلمانی‌زبان طرفداران خاص خود را دارد، گفت: در ادبیات آلمانی، شعرهای استاد شهریار ترجمه نشده است، اما در کتاب «تاریخ تکامل ادبیات فارسی» از بزرگ علوی که از قبل مشروطه شروع و تا 1340 می‌رسد، سه صفحه به استاد شهریار اختصاص دارد.

 

هندوستان بزرگترین عرصه زبان فارسی در طول تاریخ

در ادامه احسان الله شکراللهی ابیاتی از شهریار که بیانیه برای هم‌زیستی با عالم  است خواند:

«به جنت جنگ شیطان بود و آدم

خدا هم عذرشان را خواست از دم

فرود آوردشان در خاک ، فرمود

جهنم یا بهشت اینجاست باهم

اگر صلح و صفا، دنیا بهشت است

اگر جنگ و جدل ، دنیا جهنم»

وی در ادامه به تاثیر زبان فارسی و ایران‌شناسی در هندوستان اشاره کرد و گفت: از دوران حضور محمود در دیار هندوستان، زبان فارسی شکل زبان رسمی به خود گرفت و به مرور هر کدام از دولت‌های اسلامی که در آن دیار تشکیل شد زبان فارسی را به عنوان زبان دولتی و دیوانی اعلام کردند. این موضوع تا دوران «گورکانیان» ادامه داشت؛ «گورکانیان» در هند با چهار نام گورکانیان، مغولان، تیموریان و بابریان معروف بودند. گورکان در زبان ترکی مغولی به معنای داماد است و شاهان این سلسله معتقد بودند ملکه باید ایرانی باشد. برخلاف ذهنیتی که ما از مغولان داریم مغولانی که از مسیر افغانستان به هند رفتند تربیت شده فرهنگ ایرانی بودند و درکشان این بود که ملکه باید ایرانی باشد تا شاهزاده را طبق آداب ایرانی تربیت کند. تاج محل در هند نواده اعتماد‌الدوله تهرانی است.  بنابراین زبان فارسی در هند رشد کرد هر چند در این میان نباید جایگاه علما، عرفا و دانشمندان را نادیده بگیریم.

 

رئیس مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی دهلی نو  بیان کرد: بزرگترین عرصه ای که زبان فارسی در طول تاریخ به خود دید هندوستان بود و اسلام بر بال و پر زبان فارسی به این خطه وارد شد. بنابراین زبان فارسی علاوه بر لایه‌های سلطنتی و دیوانی وارد لایه‌های مردمی نیز شد و عارفان بزرگی مانند «میرسیدعلی همدانی» با هفتصد پیشه ور ایرانی به سمت کشمیر می رود؛ بنابراین به کشمیر ایران صغیر می گویند و عشق و رویای آنها ایران است و سعی می‌کنند بسیاری از آداب ایران را حفظ کنند. «میر مومن استرآبادی» دانشمند، عالم و ریاضی‌دان، حیدرآباد را تاسیس می کند؛ شهری که به لحاظ شهرسازی دقیق ترین نقشه‌های معماری هندوستان را به نام خود ثبت کرده است. در گوشه گوشه هندوستان آثار و علائم ایران شناسی را می بینیم و اکثر بناها حاکی از معماری ایرانی و اسلامی است. در کتیبه‌های تاج محل اسم «عنایت خان شیرازی» دیده می‌شود.

 

شکراللهی افزود: در دوران صفویه عملکرد شاهان صفویه به گونه ای بود که شاعران رنجیده خاطر شدند و بسیاری از بهترین شاعران ما طی قرن‌های دهم و دوازدهم به هندوستان رفتند و سبک جدیدی از ادبیات فارسی با عنوان سبک هندی تشکیل دادند؛ سبکی که آنگونه که باید در ایران شناخته شده نیست. سبک هندی دو شاخه دورخیالی و نازک‌خیالی دارد؛ به دلیل جایگاه صائب تبریزی، عرفی شیرازی و مشیری نیشابوری توانستیم با سبک نازک‌خیالی ارتباط برقرار کنیم اما در سبک دورخیالی نیاز بود دامنه، واژگان و مضامین خاص دور خیالی را بهتر بشناسیم اما چون این شناخت وجود نداشت این سبک پس زده شد. حتی ملک الشعرا بهار سبک هندی را تضعیف زبان فارسی معرفی می‌کند درحالی که اینگونه نیست.  این اشعار  بیدل دهلوی «در زندگی مطالعه دل غنیمت است/ خواهی بخوان و خواه مخوان ما نوشته‌ایم»، «به دل گفتم ‌درین مکتب که دارد درس آرامش/ نفس در سرمه خوابانیده ‌گفت‌: استاد خاموشی»، « چشم ‌وا کن هر طرف یارست و بس/ هر چه خواهی‌ دید، دیدارست‌ و بس»  اوج دادن به ادبیات فارسی است. این شعرهای بیدل دهلوی برای ما ایرانی‌ها قابل فهم‌تر است و با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کنیم. اگر با  فضای فکری، واژگان و اصطلاحات سبک هندی آشنایی داشته باشیم ابیات دور خیالانه بیدل نیز برای ما قابل فهم خواهد بود.  

 

وی تصریح کرد: هندی‌ها در خدمت به زبان فارسی در فرهنگ‌نویسی،  دستورنویسی، تذکره‌نویسی زبان فارسی، شرح متون ادب فارسی و... کارهای بزرگ و مهمی انجام داده‌اند و نسبت به ما ایرانی‌ها پیشی گرفته‌اند. همزمان با ورود صنعت چاپ به هندوستان اولین روزنامه زبان فارسی با عنوان «مرات الاخبار» در آنجا منتشر شد. اما انگلیسی‌ها با سیاست، دقت و مطالعه زمینه‌ای فراهم کردند که زبان فارسی رونق خود را در هندوستان از دست داد. آنها در ابتدا زبان انگلیسی را یاد گرفتند و به ظاهر آن را ترویج کردند اما بعد‌ها به تدریج منابعی برای آموزشی زبان فارسی به هندی‌ها معرفی می‌کردند که از طریق آنها امکان آموزش و یادگیری زبان فارسی امکان پذیر نبود. انگلیسی‌ها به هندی‌ها القا کردند که زبان اردو را به عنوان زبان ملّی خود انتخاب کنند اما  هندی‌ها نمی‌دانستند زبان اردو متن ندارد و پیشینه متنی برای پشتیبانی آن  نیز وجود ندارد.

 

احسان‌الله شکراللهی در پایان گفت: امروز  از سراسر دنیا گروه و مدرسه آموزش زبان فارسی داریم؛ بر اساس آخرین آمار مرکز تحقیقات دهلی نو 132 گروه آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های مرکزی و کالج‌ها وجود دارد و 250 استاد دانشگاه زبان فارسی در دانشگاه‌های مرکزی تدریس می‌کنند. بیش از هفت هزار و 200 دانشجوی زبان فارسی در آنجا مشغول به تحصیل هستند. این وسعت و امکان عظیم در اختیار ما قرار دارد تا دوباره زبان فارسی را در هندوستان زنده کنیم.

 

در «گلستان سعدی» هم حکمت و هم زیبایی وجود دارد

در بخش دیگری از این سمینار، محمد زیار؛ رئیس دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی درباره ردپای زبان و ادبیات فارسی در کشورهای فرانسه‌زبان، اظهار کرد: در فرانسه شاید بیشتر و بهتر از هر کشور دیگری، مکاتب و جریان‌های ادبی، با هم ارتباط جدلی و دیالکتیک دارند. بعد از رنسانس در اروپا، فرانسوی‌ها در زمینه ادب و هنر یک اتفاق تازه را رقم زدند که همزمان با روی کار آمدن لویی چهاردهم است. این پادشاه دستور داد تا ادبیات و هنری در شأن این تمدن ایجاد شود. آنها با همه مظاهر قرون‌وسطی قهر و به دنبال طرحی نو بودند. به همین دلیل ادبیات بسیار غنی در قرون وسطی بناچار کنار گذاشته شد تا ادبیات جدید در این کشور به‌وجود آید.

 

وی افزود: فرانسوی‌ها برای ساختن این ادبیات جدید، به الگو نیاز داشتند که در این زمینه دو گزینه پیش‌روی ادیبان و نظریه‌پردازان فرانسوی قرار داشت: 1- رویکرد به جایی که نسبت به آن آشنایی داشتند. 2- رویکرد به مشرق زمین. مرکز تمدنی نزدیک به خودشان، به یونان باستان با فرهنگ و تمدنی غنی برمی‌گشت. گزینه دیگر، رویکرد به مشرق‌زمین و به‌ویژه جهان ایرانی و فارسی‌زبان بود. «آموزش» و «پسند آمدن» دو هدفی بود که ادبیات کلاسیک فرانسه دنبال می‌کرد که هر دو خاصه در آثار سعدی دیده می‌شود. در «گلستان سعدی» هم حکمت و هم زیبایی وجود دارد. بی‌دلیل نیست که اولین اثر مشرقی که به فرانسه ترجمه می‌شود، منتخبی از «گلستان سعدی» است. در این مسیر آثار دیگری از جمله «انوار سهیلی» اثر شیخ حسین واعظ کاشفی که برداشتی از «کلیله و دمنه» بود نیز در اوایل صفویه از ادبیات فارسی به فرانسه ترجمه می‌شود. ژان دولا فونتن؛ یکی از بزرگان ادبیات کلاسیک، از منتخب «گلستان سعدی» و «انوار سهیلی» بهره‌های بسیار می‌برد. تعداد بسیار زیادی از حکایت‌های دولا فونتن، ترجمه حکایت‌های کتاب «انوار سهیلی» و دو حکایت نیز از «گلستان سعدی» است.

 

رئیس گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه آزاد اسلامی، همچنین گفت: دوره دیگر در ادبیات فرانسه، زمانی است که از مجرای روشنگری عبور و دنبال ادبیاتی هستند که این اندازه خردزده و علم‌زده نباشد و به دنبال رمانتیسم می‌گشتند. ادبیات رمانتیک که از اواخر قرن هفدهم با سرنگون شدن فواره خردگرایی، آرام آرام ساخته می‌‌شود. افرادی مانند ژان ژاک روسو، شاتو بریان و تعدادی از نویسندگان سوئیسی، مقدمه و پایه‌های رمانتیسم را به‌وجود آوردند. این زمان حدود سال‌ 1801 یا 1805 است. این دوره زمانی است که فرانسوی‌ها به ادبیات شرق این‌بار با اولویت نخست نگاه می‌کنند. یعنی این دفعه ادبیات رمانتیک به‌نوعی از ادبیات شرق ساخته می‌شود و به سراغ شاعران صوفی، فیلسوف، عارف و حماسه‌سرایانی مثل فردوسی می‌روند. بنابراین اگر دوره قبلی، دوره «انوار سهیلی» و «گلستان سعدی» بود، این دوره، دوره «شاهنامه فردوسی» و غزلیات سعدی، مولانا و عطار است.

 

زیار در ادامه سخنان خود، بیان کرد: سال‌های 1805 و 1806، «پیر آمده ژوبر» از دانش‌آموختگان مدرسه جوانان مترجم در فرانسه، به گشت‌وگذار در کشورهای ایران و ارمنستان پرداخت و در سال 1821 «سفرنامه ایران و ارمنستان» را منتشر کرد. او در این سفرنامه، از دو غزل که در واقع یکی از آنها تلفیقی از ابیات سه غزل حافظ و دیگری یک غزل کامل حافظ بوده، برداشت کرده و خیلی سعی داشته که به متن غزل نزدیک باشد. این در واقع اولین معرفی کامل قالب غزل با شکل استانداردش در زبان فرانسه است.

 

وی افزود: مترجمان دیگری نیز اشعار حافظ را ترجمه کرده‌اند که بیشتر به‌صورت نثر شاعرانه است. «آرتور گیِ» در سال 1927 ترجمه غزلیات حافظ را منتشر کرد. در بسیاری از اشعار این اثر که شامل حدود 270 غزل ترجمه شده، است، «گیِ» سعی کرده کاری را انجام دهد که «پیر آمده ژوبر» روی غزل حافظ انجام داد. «ونسان منصور مونتی» نیز 100 غزل حافظ را ترجمه کرده که برخی عینا کپی‌برداری و برخی در قالب شعر فرانسوی است.

 

رئیس دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی، گفت: لویی آراگون؛ رمان‌نویس و شاعر نامدار فرانسوی، دلبستگی عمیقی به ادبیات فارسی داشت و شیفته جامی بود. او در کتاب «مجنون لیلا» شعری با عنوان «غزل در دل شب» دارد که بیشتر شبیه مثنوی بوده و دارای 30 سطر است. تنها شباهتش با غزل فارسی، ردیف است. او سعی کرده که تِم و موضوع کاملا فارسی باشد. محتوا و موضوع این اشعار به موضوعاتی که جامی در شعرش دارد، پهلو می‌زند. در سال‌های اخیر نیز غزل «فلورانس تروکمه»  که از سال 1960 روی ادبیات سرزمین‌های مختلف کار می‌کند، تمام ویژگی‌های غزل فارسی را دارد.

 

 

علی اکبر سام خانیانی نیز در ارتباط مجازی با این سمینار  بیان کرد: پس از اسلام سیر نهضت ترجمه از آثار فارسی ساسانی یا پهلوی از فارسی به عربی صورت گرفت و بسیاری از عناصر فرهنگی ایرانی وارد ادبیات، فرهنگ، ساحت دین و اخلاق عربی شد که امروز به سادگی نمی‌توانیم آنها را از هم تفکیک کنیم. در تمدن ایرانی و در تعریف تمدن ایرانی، دین اسلام اگر مبنای عربی دارد و از یک سرزمین عربی شروع شده اما یکی از ارکان تمدن ایرانی شده است. عمدتا ارتباطات دو سده اخیر در میان کشورهای عربی از طریق عثمانی‌ها با کشور‌های عربی برقرار می شد و بسیاری از دانشمندان عثمانی و اهل فرهنگ عثمانی ایرانیان را به سرزمین و مردم عرب معرفی می‌کردند.

 

عضو هیات علمی گروه ادبیات دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند ادامه داد: فعالیت‌های سیاسی اگر بر مبنای فعالیت‌های فرهنگی باشد دل‌ها را به‌هم نزدیک می‌کند؛ دانشگاه‌ها باید خارج از حوزه سیاست و روابط سیاسی، فعالیت‌های فرهنگی خود را با کشورهای عربی تقویت کنند. در کشورهای عربی دانشمندان زیادی داریم که رابطه فرهنگ و ادبیات ایران و عرب را نه تنها پذیرفته‌اند بلکه آن را ضروری می دانند. زنده‌یاد دکتر شهیدی در مقاله‌ای به این موضوع اشاره می کند که پیش از انقلاب اسلامی ایران در دانشگاه قاهره 60درصد دانشجویان زبان فارسی را به عنوان زبان دوم خود انتخاب می‌کردند اما در دوران کنونی اینگونه نیست. زمانی بزرگترین روزنامه‌های فارسی زبان به نام «ثریا» در مصر چاپ و منتشر می‌شد. امیدوارم با توجه به پیشینه و ارتباطات وسیعی که بین فرهنگ، قومیت و تمدن عربی و فارسی وجود دارد بتوانیم انجمن استادان مستقل و انجمن تمدن اسلامی را تشکیل دهیم.

 


اخبار مرتبط
- پایان کار چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب سلیمانیه
- کتاب «پژوهشی جامع در تصوف فرقه‌ای» رونمایی می‌شود

برچسب ها
روز شعر و ادب فارسی انجمن ایران‌شناسی ایران




پر بازدیدها
بازدید 8909
خرید کتاب از کتابفروشی ها با یارانه دولت آغاز شد

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 3160
آغاز فعالیت سامانه فروش کتاب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 1967
فراخوان ثبت‌نام برای دریافت کاغذ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 1764
دوره آموزش مستندنگاری برگزار می‌شود

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 1651
انتقال سامانه‌های خانه کتاب و ادبیات ایران به زیرساخت جدید

برای مشاهده کلیک کنید