مهدی گلشنی گفت: پس از سیطره تفکر پوزیتیویستی بر علوم تجربی معاصر، علامه جعفری از نخستین اندیشمندانی بود که خطر این رویکرد را گوشزد کرد.
به گزارش ستاد خبری سیاُمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، کتاب «علامه محمدتقی جعفری: سرگذشت و ایام، آراء و اندیشهها» نوشته علی جعفری، چهارشنبه (25 آبانماه 1401) با حضور مهدی گلشنی، محمدرضا اسدی و سیدمجتبی حسینی در خانه کتاب و ادبیات ایران رونمایی شد.
این کتاب حاوی زندگینامه، گزیدهای از اندیشهها، خاطرات، دستخطها و اسناد در صفحات مصور رنگی است که با همکاری دفتر نشر فرهنگ اسلامی و دفتر نشر آثار علامه محمدتقی جعفری منتشر شده است.
مسلمانی، محور شخصیت علمی و اجتماعی علامه جعفری
در ابتدای این مراسم، سیدمجتبی حسینی از شاگردان علامه جعفری ضمن گرامیداشت یاد و خاطره این عالم دینی، بیان کرد: علامه محمدتقی جعفری قبل از تمام ویژگیها و خصوصیات فردی، علمی و اجتماعی یک مسلمان بود و بقیه وجوه شخصیتی ایشان حول این محور اساسی شکل گرفت. این مسلمان، همزمان یک فیلسوف، فقیه و دانشمند است. او از معدود آدمهایی است که من هیچگاه و در هیچ شرایطی عملی مغایر با آیات قرآن و روایات اسلامی در رفتار و اندیشه ایشان ندیدم. بسیار اهل تعامل بود و دلیل جذابیت علامه جعفری برای اهالی علم و عموم مردم در درجه نخست محتوای علمی سطح بالا در طرح مسائل نبود، بلکه بیشتر به خاطر اخلاق، منش و رفتارشان جذب ایشان میشدند. او به قول و قرارهایی که میگذاشت، بسیار وفادار بود و هرگز قولی نمیداد که نتواند عمل کند.
وی با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات پیرامون ما از ناتوانی در گوش دادن به دیگران است، ادامه داد: علامه جعفری بر خلاف بسیاری از بزرگان و شخصیتهای مطرح، هنر خوب گوش دادن را بلد بود و در مواجهه با افراد با هر تفکر و اندیشهای تعصب افراطی و تفریطی نداشت و همین موضوع محبوبیت او را حتی در بین مخالفانش بیشتر میکرد. هرکسی از ما آرزو دارد که محضر بزرگانی مانند علامه جعفری را درک کند و در شرایطی که ایشان از میان ما رفته و دسترسی به وجودشان ممکن نیست، کتاب حاضر میتواند به خوبی این حس همنشینی و همراهی را بین مخاطبان ایجاد کند. بنابراین به همه کسانی که ارادتی به این دانشمند بزرگر معاصر دارند و میخواهند با آراء و اندیشهها و زندگی شخصی ایشان آشنا شوند، توصیه میکنم این کتاب را مطالعه کنند.
علامه ذوالفنون، دانشمند اخلاقمدار و عالم به زمان
در ادامه این مراسم مهدی گلشنی؛ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به ویژگیهای علامه جعفری گفت: علامه محمدتقی جعفری(ره) از نوادر عصر ما بودند و تواضع و آشنایی به مقتضیات زمان دو ویژگی مهم ایشان بود و محبوبیتشان در بین دانشجویان و جوانان الگویی تمام برای وحدت حوزه و دانشگاه است. علامه جعفری، جامع معقول و منقول و آزاداندیش و به قول مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی)، «علاّمه ذوالفنون» و از نظر اخلاقی فردی کمنظیر بود.
وی افزود: علامه جعفری از پیشگامان وحدت حوزه و دانشگاه بود. ایشان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب جلسات منظمی با دانشگاهیان و بزرگان علمی و دانشگاهی ازجمله مرحوم دکتر حسابی، مرحوم دکتر هشترودی و دکتر فضلالله رضا و سایر اندیشمندان معاصر داشت که در آن جلسات، مسائل فلسفی علوم مطرح بود. ایشان در میان علمای کشورمان بیشترین رفتوآمد را با دانشگاهیان داشت و بسیار مورد علاقه استادان و دانشجویان مسلمان بود. اگر اینگونه برخورد با دانشگاهیان از طرف حوزویان ادامه یافته بود، اینگونه شاهد جدایی دانشگاهیان از حوزویان نبودیم و حوزه بیشتر به اقتضائات زمان توجه میکرد که من این موضوع را در جلسهای با مقام معظم رهبری نیز طرح کردم. علامه جعفری مکاتبات و ملاقاتهای زیادی با دانشمندان غرب و مسلمان داشت که در آنها انواع مسائل علمی و فلسفی مطرح بود. همچنین شاهد ملاقات ایشان با پروفسور عبدالسلام در تهران بودم و بهعنوان مترجم، سخنان آنها را بههم انتقال میدادم. در آن جلسه ایشان برخی مسائل فلسفی چالشبرانگیر فیزیک معاصر ازجمله بحث نسبیت را مطرح کرد و نظر مرحوم عبدالسلام را در مورد آن پرسید و برخی مکاتبات خود با راسل را برای او مطرح کرد. علامه جعفری با دانشمندان برجستهای نظیر برتراند راسل و روژه گارودی مکاتبه داشت. ایشان در بعضی کنفرانسهای خارجی هم شرکت و سخنرانی میکرد.
چهره ماندگار فیزیک و عضو فرهنگستان علوم، با تأکید بر زمانشناسی علامه جعفری بیان کرد: علامه جعفری از همان ابتدای تحصیل در نجف، دغدغه آگاهی از مسائل مطرح در عصر خود را داشت و به مرجع عالیقدر سیدعبدالله شیرازی ضرورت پرداختن به فلسفه و علوم انسانی جدید را یادآور شد. همچنین متذکر شد که لازم است حوزههای علمیه به مسائل روز توجه کنند، به مسائل جدید اجتماعی و جهانی در فقه توجه داشته باشند و به تخصصی شدن ابواب فقه هم توجه کنند. او در این زمینه هم پیشرو بود و خودش آغازگر طرح این مسائل شد.
گلشنی ضمن تمجید از دوراندیشی علامه جعفری ادامه داد: در علوم تجربی معاصر یک تفکر پوزیتیویستی حاکم است که طبق آن فقط یافتههای مبتنی بر حواس وجود دارند و بنابراین جایی برای متافیزیک و خدا نیست. این تفکر از اواسط قرن نوزدهم حاکم شد و تا نیمه اول قرن بیستم حاکم بود و هنوز هم در غرب و جهان اسلام تعداد زیادی از عالمان پیرو آن هستند. اما در دهههای اخیر برخی از بزرگان علم از آن برگشتهاند و حتی آن را مضر برای پیشرفت علم میدانند. اما این نسیم مثبت متاسفانه هنوز به محیط علمی و دانشگاهی ما نرسیده و همچنان تفکر پوزیتیویستی بر اذهان غالب عالمان ما حاکم است. درچنین فضای فکری و علمی، علامه جعفری با دوراندیشی و سواد واقعی، خطر این تفکر را متذکر شد و جزو اولین عالمانی بود که در مورد آن روشنگری کرد. بعد از حاکم شدن تفکر پوزیتیویستی بر محیطهای علمی، عالمان فلسفه را کنار گذاشتند و گاهی خصمانه به آن نگاه کردند. بعد از آنکه معلوم شد عالمان چه بخواهند و چه نخواهند، بعضی اصول فلسفی را در علمشان بهکار میبرند، نزد نخبگان ورق برگشته و در بعضی دانشگاههای مهم جهان، نظیر ییل و کرنل در آمریکا و کمبریج و آکسفورد در انگلیس، مجامعی از عالمان و فیلسوفان تشکیل شده که مشترکاً به مسائل بنیادی فیزیک و کیهانشناسی بپردازند.
وی تأکید کرد: علامه بیش از نیم قرن پیش به نقش مهم اصول فلسفی در علوم تجربی توجه کرد و در نوشتههایش، در بحث بعضی از مسائل مهم فلسفی علوم و چالشهای آنها که بعضا متعرض دین بودند، وارد شد و مشکلات آنها را برملا ساخت. توجه به این مهم را که علم پاسخگوی سؤالات بنیادی انسان نیست، سؤالاتی از قبیل اینکه انسان بداند از کجا آمده است؟ به کجا خواهد رفت و رسالت او در این جهان چیست، حیات معقول نامید که در آن علم و دین و فلسفه جمع میشوند. ایشان علم و دین و فسفه را ارکان حیات معقول برمیشمرد. از نظر علامه، تنها یک جهانبینی جامعنگر میتواند پاسخگو باشد و این دین است که با ارائه یک جهانبینی جامعنگر ما را یاری میدهد. ایشان متذکر شد که علم نمیتواند حتی به برخی از سؤالات مطرح در خود علم پاسخگو باشد، مثلاً چرا ما جهان را میفهمیم. بهطور خلاصه، استاد محمدتقی جعفری عالمی بود آگاه به مقتضیات زمان و پیشرو در وحدت حوزه و دانشگاه که به هر سه حوزه علم و دین و فلسفه توجه داشت و آنها را وسیله رساندن انسان به یک حیات معقول میدانست.
علامه جعفری، مبتکر طرحی نو در فلسفه اسلامی
در ادامه این مراسم، محمدرضا اسدی؛ استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به تفاوت حیات و تفکر فلسفی علامه جعفری با دیگر فیلسوفان اسلامی از گذشته تا امروز، گفت: در سنت فلسفی اسلامی از زمان ابن سینا تا اندیشمندان معاصر که بر پایه «موجود به ماهو موجود» شکل گرفته که خود برگرفته از فلسفه یونان و ارسطو بود و با وجود نقدهایی که ابن سینا به این تفکر فلسفی داشت، اما خود هم بر همان محور حرکت کرد و فلسفه اسلامی هم تا به امروز بر این محور استوار است، اما علامه جعفری این دیدگاه فلسفی را قبول نداشت و شناخت «من» و «انسان» را محور تفکر فلسفی خود قرار داد و از این نظر، من فلسفه اسلامی را به قبل و بعد از علامه جعفری تقسیم میکنم. در واقع علامه جعفری دغدغه توجه به مسائل روز را داشت و کوشش میکرد بهعنوان عالم دینی به مسائل روز بیتفاوت نباشد.
وی ضمن تشریح تفاوت ریشهای بستر تفکر علامه جعفری با فلسفه ارسطویی با اشاره بر محوریت انسان و ارتباط انسان و جهان(عالم هستی) که طرح و اندیشهای نو در فلسفه اسلامیاست، افزود: علامه جعفری تأکید داشت که برای شناخت انسان باید به این 6 پرسش پاسخ داد که این پرسشها میتواند پرسش هر انسانی باشد و عبارتند از «من کیستم؟»، «از کجا آمدم؟»، «به کجا آمدم؟»، «برای چه آمدم؟»، «با کیستم؟» و «به کجا میروم؟». علامه اعتقاد داشت که در حیات معقول این 6 پرسش به واسطه همکاری دین، علم و فلسفه پاسخ داده میشود. برخی از این پرسشها مانند «من از کجا آمدم»، «به کجا میروم» در محدوده پاسخگویی علم نیست. علم نهایتا از آغاز هستی مادی سخن میگوید و گفته میشود که این جهان بعد از چندین میلیون سال نابود شده یا خورشید خاموش میشود. حداکثر پاسخ علم این است که ابتدا و انتهای حیات مادی چیست؛ اما جهان هستی فراتر از جهان مادی است. فلسفه هم میتواند کمک کند و کلیات جهان هستی را توضیح دهد. اما پاسخ دادن به اینکه انسان کجا بوده و کجا میرود و پرداختن به جزئیات اینکه حیات انسان به ماده ختم نمیشود نه توسط علم و نه توسط فلسفه، به کمک دین توضیح داده میشود.
اسدی تصریح کرد: علم و فلسفه میتوانند در مسیر پاسخگویی به این پرسشها به کمک دین بیایند، ولی دین باید محور باشد. مرحوم جعفری میگفت حیات معقول دارای سه بال دین و علم و فلسفه است. دین میتواند بر علم پرتوافشانی کند و بگوید اگر می خواهی انسان را بشناسی، انسان محدود به این حیات نیست. میتواند بدون اینکه باری بر فلسفه باشد بر او پرتو بیفکند و بگوید حیات بشری دارای اصول الهی است. بنابراین در حیات معقول که اصطلاح خاص ایشان است، جایگاه علم و فلسفه کاملا در هماهنگی با دین تعریف شده است. از نگاه ایشان حیات معقول معادل همان حیات طیب است. این چرخش از سمت درک حیات مادی به انسان و ارتباطش با هستی زمینههای تفکری او را متفاوت میسازد که در تمامی آثار و نوشتههایش مشهود است.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی با تاکید بر عمق نگاه علامه جعفری ادامه داد: علامه از این علم و فلسفه مادی و پوزیتیویستی دوری میکرد. نگاه انتقادی به تفکر فلسفی و علم جدید و حتی نگاه انتقادی به فلسفه اسلامی داشت و معتقد بود نظام فلسفی اسلام نباید محدود به چند فیلسوف شود، تفکر تا وقتی حیات وجود دارد، جریان دارد. این نگاه استاد برخاسته از تعالم دینی ماست. تأکید علامه جعفری این بود که ما یک متر و میزان به نام ترازوی الهی داریم. حقایق دینی میزان هستند و به انسانشناسی، طبیعتشناسی و تاریخشناسی جهت میدهد. قرآن میگوید زندگی شما حساب و کتاب دارد و آمد و رفت شما حسابشده است. در قرآن اطلاعات زیادی درباره انسان و ماهیت او در آیههای مختلف استخراج شده است، اما هیچکدام انتهایی ندارد و بخشی از وجود انسان را توضیح میدهد و تأکید دارد که شناخت و علم انسان از خودش بسیار پایین است، اما در مواردی هم اجازه داده شده که با دریافتهای علمی و عقلی کاوش کنند. طبق آراء علامه جعفری، دین چارچوبهایی برای ما درنظر گرفته و گفته با این چارچوبها علم را به پرواز درآوردید.
در بخش پایانی این مراسم، علی جعفری فرزند علامه جعفری و نویسنده کتاب «علامه محمدتقی جعفری: سرگذشت و ایام، آراء و اندیشهها»، گفت: این کتاب حاصل گفتوگو و جمعآوری اطلاعات و مباحث پیرامون علامه جعفری است که کار آن از زمان فوت ایشان بهصورت ناپیوسته شروع و در پنج سال اخیر با جدیت بیشتر پیگیری شد و به چاپ رسید.
سیاُمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار «ما همانیم که میخوانیم» از ۲۱ آبانماه آغاز شده و تا ۲۷ آبانماه ۱۴۰۱ ادامه دارد.