فعالیت انتشاراتی یا کارخانه تولید نویسنده؟ / ساره گودرزی
صنعت نشر کشور مشکلات عدیده و گاه عجیب و غریبی دارد. بر هر چالشی که تمرکز میکنیم، چالش دیگری بیرون میزند و از هر زاویهای که به مشکلات وارد میشویم، نگاه جدیدی رخ مینماید. به بهانه بررسی عملکرد ناشران اصفهانی سراغ مهدی شریعتی، نایبرییس تعاونی ناشران استان اصفهان رفتیم اما او که مدیریت انتشارات «وسپان» را هم بر عهده دارد، در تحقیقی میدانی درباره مشکلات صنعت نشر، به زوایای کمتر دیدهشده صنعت نشر نظر انداخته و در این گفتوگو دست روی موضوعی گذاشت که سمت و سوی مصاحبه تغییر کرد و گفتوگوی مستقلی را شکل داد. نتیجه این گفتوگو را در ادامه میخوانید. باشد که در فرصتی دیگر به بررسی وضعیت نشر و کتاب و کتابخوانی استان اصفهان بپردازیم. این شما و این درددلهای آقای شریعتی، رییس سابق انجمن ناشران اصفهان.
برخی معتقدند که ناآشنایی ناشران به حوزه فعالیتشان دلیل اصلی نابسامانیهای موجود در صنعت نشر است. نظر شما چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید بگویم اگر بپرسید چند ناشر فعال در ایران داریم، خواهم گفت نمیدانم و اگر بپرسید چند واسطه نشر در ایران داریم، باز خواهم گفت نمیدانم. ولی اگر از من بپرسید مجموع ناشران و واسطگانشان در ایران چه تعداد است، میتوانم با مراجعه به جدیدترین کتاب مرجع نشر ایران، رقم دقیق آن را به شما اعلام کنم.
واسطگان؟ آن هم در صنعت نشر؟
قرار گرفتن نام واسطگانی نشر در کنار نام ناشران از یکسو اعتبار ناشران را زیر سوال میبرد و از سوی دیگر سبب میشود همین واسطگان در حالی که خود را از جماعت ناشران به حساب میآورند، با اعتماد بهنفس بیشتری به آشفتگی بازار نشر دامن بزنند به طوری که هر متن ضعیفی را به عنوان کتاب منتشر میکنند تا بر آمار کتابهای منتشرشده بیفزایند. برخی از همین واسطگان نشر در چنان سطحی از بیدانشیاند که اگر مثلاً «شرح کَشّاف» زمخشری و «نصاب الصبیان» ابونصر فراهی را جلوی آنها بگذارید و بخواهید تفاوتشان را بیان کنند، شاید تنها چیزی که به نظرشان برسد، تفاوت ظاهری آن دو کتاب است که مثلاً یکی با سطرهای پیوسته نوشته شده و دیگری با عبارتهای کوتاه هماندازه روبهروی هم. این افراد به رغم داشتن پروانه نشر، نه از مدیریت تولید چیزی میدانند و نه دغدغه آن را دارند چون اصلاً پروانه نشر را دریافت نکردهاند که کالایی فرهنگی تولید کنند.
پس کار این گروه چیست؟
این گروه به عنوان واسطه با به کار گرفتن غریزه نیاز انسانها به جاودانگی که غالباً به صورت بر جای ماندن نام تجلی مییابد، انگیزههای صرفاً مادی خود را محقق میکنند حتی اگر به بهای تیشه زدن به ریشه نشر تمام شود.
پس آنها با استفاده از زمینههای اقتصادی، علاقهمندان به نویسندگی را به چاپ کتاب ترغیب میکنند.
بله این گروه علاوه بر انگیزههایی که پیش از این به آنها اشاره شد، با تحریک حس طمع سفارشدهنده کتاب، او را ترغیب به چاپ دستنوشتههایش میکنند و با دریافت مبلغی هنگفت، کتابش را چاپ میکنند و آن بندهخدا هم که از بازار رقابت، خواب کتاب و مشکلات قرار گرفتن در چرخه توزیع و امثال آن چیزی نمیداند، تصور میکند اگر مثلاً ده میلیون تومان سرمایهگذاری کند، هم کتابش چاپ شده و هم در کوتاهمدت، سود هنگفتی نصیبش میشود در صورتی که همه میدانیم اینگونه نیست و این ترفندها، هم سفارشدهنده مبتدی را متضرر میکند و هم مشکلاتی برای صنعت نشر به وجود میآورد.
از این مساله بگذریم و از زاویه دیگری به ادامه بحث بپردازیم. اینکه دیده میشود برخی ناشران به دلایلی چون تمدید پروانه نشر خود هر کتابی را چاپ میکنند. به نظر شما این کار چه آسیبهایی به صنعت نشر کشور آن هم در شرایط تحریم و تنگناهای اقتصادی وارد میکند؟
هر ناشر برای تداوم فعالیت و تمدید پروانه نشر خود باید حداقل چهار عنوان کتاب در سال منتشر کند. ناشرانی که پروانه نشر خود را به دلالان فعال نشر سپردهاند، حداقل، خود به طور مستقیم نقشی در جریان واسطهگری ندارند. در حقیقت اگر گروه نخست، واسطگان نشر نامیده میشدند، این گروه را میتوان دارندگان پروانه نشر نامید. این دسته از ناشران به چهار گروه تقسیم میشوند؛ نخست، افرادی که توانایی برای راهاندازی نشر دارند اما سرمایه ندارند، دسته دوم افرادیاند که تنها به طمع بهرهمند شدن از کاغذ دولتی یا دیگر مزایای نشر، پروانه نشر دریافت کردهاند، گروه سوم را هم افرادی تشکیل میدهند که به واسطه پایبندیهای اخلاقی اصلاً نمیخواهند در جایگاه نشر قرار بگیرند و گروه چهارم کسانی هستند که به هر نحوی پروانه نشر دریافت کردهاند، سرمایهی لازم را برای این کار هم دارند اما چون اطلاعات کافی درباره نشر ندارند، ترجیح میدهند سرمایه خود را در راههای دیگری به جریان بیندازند. این افراد در شرایطی قادر به فعالیت نشرند که بازار را پررونق ببینند.
به نظر شما چرا چنین فعالیتهایی رواج پیدا کردهاند؟
هنگام مطالعات آماری ناشران، معمولاً آنان را به گروه ناشران فعال، ناشران نیمهفعال و ناشران غیرفعال تقسیم میکنند. ملاک عمل هم شمارگان کتابهای ناشر در یک سال است در صورتی که چنین روشی بسیار غیرعلمی است. گاه یک واسطه نشر به سبب آنکه با ترفندهایی توانسته قراردادهای بیشتری ببندد و عناوین بیشتری منتشر کند، مورد تقدیر واقع میشود در صورتی که یک ناشر تأثیرگذار کتابهای کمتری چاپ کرده، اگر حداقل مورد بیمهری قرار نگیرد، مورد تشویق هم واقع نمیشود. اگر بپذیریم که فعالیت نشر عبارت است از تولید فنی کتاب و قرار دادن آن در چرخه پخش کشور یا مدد جستن از نیروهای آموزشدیده و مجرب و همچنین داشتن سرمایه کافی، خواهیم دانست که نمیتوان بسیاری از افرادی را که با تکیه بر پروانه نشر، خود را ناشر به حساب میآورند، در مجموعه ناشران جای داد. اینها حتی در مجموعه ناشران تأثیرپذیر هم قرار نمیگیرند چون حاضر نیستند حتی برای تولید کتابهایی سرمایهگذاری کنند که نویسندگان آنها حاضر به انعقاد هر نوع قراردادی با هر میزان حقالتألیف یا حقالترجمه هستند تا به این وسیله کتابهایشان در چرخه توزیع قرار گیرند و اگر در بین آنها کسانی باشند که حاضر شوند برای چنین کتابهایی سرمایهگذاری کنند، باز قادر نیستند ارزش علمی یا ادبی یک کتاب را دریابند و مشخص کنند آیا اثر مذکور اصلاً ارزش چاپ کردن دارد یا خیر. در صورتی که اگر نویسندهای بخواهد کتاب خود را به وسیله این ناشران به چاپ برساند، آنها به هیچوجه نمیتوانند قابلچاپ بودن یا قابلچاپ نبودن اثر را تشخیص دهند. بنابراین همانگونه که گفته شد واسطگان نشر به هیچوجه حاضر به هزینه کردن نیستند. آنها تنها به خدمات نشر یا درآمد حاصل از آن فکر میکنند. ملاک آنها برای قابل چاپ بودن یا قابل چاپ نبودن کتاب، تنها مجوز نشر است که پس از تأیید بررسان وزارت ارشاد صادر میشود. گاه اتفاق میافتد که ناشری در سال صد عنوان کتاب را برای بررسی به وزارت ارشاد میسپارد و جالب اینکه همین واسطه نشر به عنوان ناشر پرکار مورد تقدیر قرار میگیرد و به عنوان ناشر نمونه سال هم شناخته میشود!
و زیانهایی که واسطگان نشر به چرخه کتاب وارد میکنند؟
تولید کتابهای بیمحتوا و بدبین کردن مردم به کتاب و کتابخوانی. هدررفتن سرمایه عظیمی از کاغذ برای چاپ و انتشار آثار بیمحتوا و بدون ارزش علمی که بیشک یکی از علل گران شدن کاغذ، تولید همین آثار بیمحتواست و کاستن از اعتبار ناشران، سردرگم کردن مردم در انتخاب کتاب، بیرونق کردن بازار نشر، قرار دادن آثار ارزشمند در کنار آثار بیارزش و آسیبزدن به تلقی مردم از کتاب. کمک به بیاعتباری آثار ارزشمند به وسیله واسطگان نشر، بخشی از این آسیبهاست.
اینها نکات مهمیاند که باید به آنها توجه شود. به نظر شما وزارت ارشاد چه نقشی میتواند در رفع این مشکلات داشته باشد؟
هرگونه تسهیلاتی که وزارت ارشاد بخواهد برای ناشران منظور کند، شامل واسطگان نشر هم میشود و از سهم ناشران واقعی میکاهد. از طرفی دیگر ناشر غیرحرفهای چون هزینهای بابت تصحیح و ویرایش کتاب نمیدهد، کتابی ارزانتر از کتاب ناشر حرفهای تولید کرده، بخش زیادی از مردم از این موضوع آگاهی ندارند و به صرف ارزان بودن کتاب، سراغ آن میروند.
پر بازدیدها
بازدید 83114
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است