نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

کتابت را بیاور  خودم چاپ می‌کنم / ترجمه: محمد سروش | خانه کتاب و ادبیات ایران
- 1393/08/10 | بازدید 53

کتابت را بیاور خودم چاپ می‌کنم / ترجمه: محمد سروش

در شماره 453 کتاب‌هفته مطلبی با عنوان «نویسندگان آمریکایی هم قانون را دور می‌زنند» منتشر کردیم که به قوانین حق کپی در انتشار کتاب به صورت شخصی(خودانتشاری) اختصاص داشت. در این شماره سعی بر آن داشته‌ایم تا درباره مسائل گوناگون در حوزه قرارداد میان ناشر و نویسنده مطلبی را برایتان آماده کنیم. باز هم سایت قلم خلاق و البته دوباره گفت‌وگویی با خانم «هلن سدویک» که وکیلی کارآزموده و متخصص در زمینه نشر کتاب است. کتاب دیگر او یعنی «قوانین خودانتشاری به زبان ساده» یکی از موفق‌ترین کتاب‌های آموزش قوانین در محدوده نشر و البته بازار ایالات متحده آمریکا به شمار می‌رود. از همین رو به نظر می‌رسد صحبت‌های وی درباره حقوق ناشر و نویسنده بتواند برای دست‌اندرکاران نشر و انتشار محتوا در ایران جذاب و خواندنی باشد؛ حرف‌هایی که می‌توانند انتظار ما را از وجود قانون مدون حمایتی از ناشران و نویسندگان برآورده و راه را روشن کنند.
کمی درباره قانون انتشار کتاب و جزئیات موجود میان ناشر و نویسنده برایمان توضیح دهید. بسیاری از مخاطبان پرسش‌های زیادی را مطرح کرده‌اند تا از شما بپرسیم اما پیش از آن، از تعاریف قانونی در این زمینه بگویید.
قانون انتشار کتاب از دو بخش کلی تشکیل شده است؛ بخش نخست به قرارداد میان ناشر و نویسنده اختصاص دارد؛ جایی که نویسنده پس از اتمام کار نگارش کتاب، آن را برای مطالعه اولیه و بیان دیدگاه به ناشر می‌دهد. توصیه قانون در این مرحله از کار، حضور یک وکیل، خواه از طرف ناشر و ترجیحاً از سمت نویسنده است زیرا خیانت به اعتماد نویسندگان در موارد بسیاری اتفاق افتاده و متاسفانه ناشران با تخلفاتی آشکار، کتاب و محتوای آن را دزدیده‌اند بنابراین حضور وکیل و انجام کار به صورت رسمی بسیار کمک می‌کند و البته در حال حاضر وکلای سازمان نشر و رسانه در آمریکا، کاملاً رایگان این مرحله از قرارداد را تنظیم می‌کنند. تنها یک مراجعه ساده به شعبه‌های این سازمان برای به سرانجام رساندن کار کافی است. پس از این مرحله، ناشر فرصت دارد ظرف مدت زمان حداکثر 45 روز کاری، نسبت به مطاله محتوای تقدیم‌شده از سوی نویسنده اقدام و نتیجه را ابلاغ کند. در صورتی که کتاب مورد پسند ناشر قرار بگیرد، قرارداد نشر کتاب توسط هر دو طرف امضا خواهد شد که می‌تواند شامل تعداد نسخه‌ها، تقسیم هزینه‌های ویراستاری و طراحی جلد و تزئین کتاب و میزان درصد سود از فروش کتاب باشد که به ناشر و نویسنده تعلق می‌گیرد. همچنین طبق قانون در قرارداد تنظیم‌شده باید بندی برای قبول شکست تجاری کتاب گنجانده شود. این عمل باعث می‌شود ناشر به فکر پرداخت هزینه بیمه کار بیفتد و کتاب‌های در پروسه انتشار را بیمه کند.
اما بخش دوم این قانون سعی در حمایت از نویسنده و زحمت او برای نگارش کتاب و جلوگیری از وقوع استثمار وی توسط انتشارات دارد. به این صورت که نویسندگان می‌توانند با مراجعه یا ثبت‌نام آنلاین در سایت سازمان نشر و رسانه به شعبه‌های مذکور، یک نسخه از کپی جزئیات مربوط به قرارداد را به این سازمان تحویل بدهند و در صورت پایبند نبودن ناشر به تعهدات مالی و کاری خود، روند قانونی را با سرعت بیشتری طی کنند. از جمله این حمایت‌ها، بحث هزینه چاپ کتاب برای نویسندگان جوان است. اغلب این نویسندگان به دلیل سن پایین و ناتوانی در پرداخت هزینه‌ها باید برای انتشار کتاب خود معطل شوند. این قانون با مجاب کردن دولت برای ارائه خدمات ویژه به ناشران مانند بن تخفیف خرید کاغذ و قراردادهای آسان با چاپخانه‌ها، باعث می‌شود هزینه‌های چاپ کتاب به طور محسوسی کاهش یابند. در صورتی که کتاب نخست نویسندگان جوان (کتاب اولی) با موفقیت روبه‌رو شود، ناشر با تشویق مالی و حمایتی روبه‌رو خواهد شد که خود انگیزه‌ای مضاعف برای حمایت از نویسندگان است. 
پس باید گفت قانون محکمی پشت قراردادها وجود دارد.
واقعیت این است که این قانون خوب است اما همچنان از چند نقطه ضعف کلی رنج می‌برد؛ ضعف‌هایی که صفت خوب را از آن می‌گیرد! نخستین ایراد این قانون به نوع قرارداد با ناشران بازمی‌گردد. هنوز نمی‌توان ناشران را مجاب کرد که به همه مراجعان و نویسندگان خوش‌ذوق فرصت عرض اندام بدهند. اکثر ناشران به دنبال کتابی‌اند که اصطلاحاً بازار را تکان بدهد. متاسفانه در این مواقع خیل بی‌شماری از نویسندگان تازه‌کار از گود خارج می‌مانند و بهایی به آنان داده نمی‌شود. قانون حمایت از این نویسندگان بسیار کلی است و بیشتر به یک توصیه‌نامه غیرعملی می‌ماند. مضاف بر اینکه در برخی ایالت‌ها نمی‌توان ناشری را یافت که به نشر کتاب‌های کم‌تیراژ علاقه‌مند باشد. مثلاً در داکوتای شمالی با آمار مطالعه حیرت‌انگیز و خوب، بسیاری از ناشران برای انتشار کتاب‌های نویسندگان گمنام هزینه نمی‌کنند زیرا به چاپ بعدی رساندن کتاب‌های قدیمی‌تر برای آنان سودمندتر است. هنوز قانونی وجود ندارد که بتواند ناشران را برای حمایت بیشتر نویسندگان کتاب‌اولی مجاب و تشویق کند.
ضعف دیگر قانون قراردادها به بی‌توجهی قانون‌گذار درباره حذفیات بدون همانگی ناشر با نویسنده و از محتوای کتاب  است. ناشران حق دارند با اعمال نظر روی محتوای کتاب، آن را به درجه‌بندی سنی موردنظر خود برسانند که بعضی اوقات مشاهده می‌شود این کار باعث گسیختگی کار نویسنده و متعاقب آن شکست تجاری کتاب است. چگونگی تثبیت و ثبت محتوا در قراردادها همچنان جزو مواردی‌اند که حل‌نشده باقی مانده‌اند و نویسندگان پس از امضای قرارداد باید منتظر اتفاقات عجیبی باشند که درباره محتوای کتابشان می‌افتد. حتی یک بار نویسنده‌ای به من مراجعه کرد و گفت ناشر تا قبل از امضای قرارداد به او شش بار درخواست تصحیح محتوا داده و پس از تأیید با وی، قرارداد امضا کرده است اما نویسنده پس از انتشار کتاب متوجه اعمال نظر دوباره و وجود تغییرات دیگر در متن شده است که حقیقتاً قابل‌قبول نیست و قانون مجازاتی را برای این عمل ناشران در نظر نگرفته است. شاید بهتر باشد در این مورد درجه‌بندی سنی و قبول تبعات آن از طرف ناشر و نویسنده به صورت توامان در قراردادها گنجانده شود که البته این یک نظریه تئوری است و قانون مکتوب نیست. 
ضعف آخر هم مربوط به پرداخت سود به نویسندگان است. در بسیاری از موارد، هزینه حمل و پخش کتاب‌ها به صورت درصدی از حساب نویسندگان کسر می‌شود که در این زمینه هم نمی‌شود به قانون خاصی استناد کرد. با توجه به نبود صراحت لهجه در این باره به نظر می‌رسد قانون‌گذار کمی کوتاهی کرده و باید دوباره به این مورد مهم پرداخته شود. بسیاری از نویسندگان، خود به پخش کتاب اقدام می‌کنند که این موضوع می‌تواند در روند فروش و به ثمر رسیدن زحمت‌های آنان ایجاد مانع کند.  
درباره کتاب‌هایی با چند نویسنده، قوانین به چه صورت است؟ قرارداد آنها چطور تنظیم می‌شود؟
طبق آمار، میل ناشران به انتشار کتاب‌هایی با چند نویسنده کم است اما خوشبختانه و قاطعانه می‌توان گفت که قانون این مورد را پیش‌بینی کرده و با توجه به توافق میان نویسندگان، قرارداد آنها تنظیم می‌شود. یعنی با حضور یک وکیل، نویسندگان یک کتاب به گفت‌وگو پرداخته و پس از رسیدن به توافق در همه زمینه‌های سود و زیان، آن را مکتوب می‌کنند. این توافق ضمیمه‌ای بر قرارداد آنان با ناشر است و بر همان اساس هم به درصد سود خود از فروش کتاب می‌رسند. 





پر بازدیدها
بازدید 83114
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81730
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79330
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79045
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78800
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید