شکلگیری و تعریف
ادبیات علمیتخیلی شاخهای از ادبیات داستانی است که بر سر تاریخ آن اتفاقنظر نیست. به عقیده برخی صاحبنظران، سابقه این گونه ادبی به هزاران سال قبل برمیگردد اما تعداد دیگری از پژوهشگران مبدأ شکلگیریاش را قرون وسطی یا قرون هفده و هجده دانستهاند. ادبیات علمیتخیلی در هر دورهای با زمینه فرهنگی و زیست جهان مردمان آن دوره گره خورده است، برای مثال در گذشتههای بسیار دور شکلگیری این گونه ادبی را میتوان در بستر اساطیر و روایتهای حماسی یافت. نمونههایی مانند گیلگمش یا رامایانا به این ادوار متعلقاند. در قرون جدیدتر، ادبیات علمیتخیلی پیوندی بنیادین با ظهور و رشد علوم جدید دارد. هرچند این گونه ادبی صفت «علمی» را یدک میکشد اما به این معنا نیست که این متون، علمی یا بر پایه مستندات و پژوهشهای اثباتمدار علمیاند. در واقع علم در این آثار، منبع الهام و تخیل نویسنده است و مؤلف با نظر بر علوم و فنون موجود، امکاناتی خیالی را رقم میزند که در حال حاضر وجود ندارند. به تعبیر بهتر؛ ادبیات علمیتخیلی متکی به احتمالات علمی است که هنوز بالفعل نشده اما نویسنده به سبب تخیل خود آن را بازسازی میکند. از این جهت ادبیات علمیتخیلی میتواند آینده را پیشبینی کند. گفته شده نخستین بار در رمانهای ژولورن پدیدههایی مانند سینما و زیردریایی ظاهر شدند، همچنین ردپای ربوت و ماهوارههای مخابراتی را برای نخستین بار در آثار کارل چابک و آرتور سیکلارک میتوان یافت.
ادبیات علمیتخیلی سطح پایین نیست
ادبیات علمیتخیلی همانطور که گفته شد گونه ای ادبی است و نمیتوان درباره ماهیتش ارزشگذاری کرد. همانطور که در سایر گونههای ادبی به لحاظ محتوا و فنون ادبی و داستانی شاهد آثار گوناگونی هستیم در ادبیات علمیتخیلی هم آنچه مورد قضاوت قرار میگیرد، اثر یا متنی است که در این قالب نگاشته میشود. برخی از آثار این گونه ادبی جزو شاهکارهای تاریخ ادبیات محسوب میشوند و برخی دیگر صرفاً وجه سرگرمکننده و تجاری دارند. برای مثال اثری مانند «قصر» کافکا یا «1984» جرج اُرول که هر دو از آثار مهم تاریخ ادبیات محسوب میشوند با ارائه تصویری تخیلی، وجوه تاریک و دهشتناک زندگی مدرن را نشان میدهند. از آنجا که آثار علمیتخیلی جذابیتهای زیادی برای مخاطب دارند، بسیاری از این آثار در سینما یا تئاتر مورد اقتباس قرار گرفتهاند. نمونههای مشهوری چون «2001 یک ادیسه فضایی» و «فارنهایت 451» هریک با اقتباس از اثری که در این قالب به تحریر درآمدهاند، ساخته شدهاند بنابراین به لحاظ ارزشگذاری نمیتوان قضاوتی کلی درباره این گونه داشت چون برخلاف دیدگاه عدهای است که این گونه ادبی را سطح پایین و مضر میدانند.
ادبیات علمیتخیلی در ایران
بر سرمبدأ و شیوع ادبیات علمیتخیلی در ایران اتفاق نظر وجود ندارد. بسیاری معتقدند که ادبیات علمی و تخیلی وارداتی است و عمدتاً شروع آن را از دهههای بیست و سی قرن بیستم با ترجمه آثار ورن، ولتر و چابک میدانند و همچنین در همین دوران متعاقب ترجمه این آثار، شاهد آثار تألیفی هم هستیم که مهمترین آنها «س.گ.ل.ل» اثر صادق هدایت و «رستم در قرن بیست و دوم» نگاشته صنعتیزاده است. از طرف دیگر دیدگاهی وجود دارد که مبنی بر آن، شکلگیری ادبیات علمی و تخیلی نه با ترجمه آثار اروپایی در دهه بیست و سی بلکه ریشه در تاریخی بسیار دورتر دارد. محمد قصاع که خود در این حوزه نویسندگی میکند در مقالهای که در این زمینه نگاشته، معتقد است که این خطا ناشی از دو دلیل مهم است؛ نخست ناآشنایی و شناخت محتوایی از ادبیات علمیتخیلی و دیگر نادیده گرفتن موقعیت زمانی و مکانی نویسندگان و زمان نگارش داستانها. او چنین توضیح میدهد: «اگر با دو ابزار فوق به ادبیات کهن و معاصر پارسی رجوع کنیم، میتوانیم تعداد زیادی داستان علمیتخیلی بیابیم البته بدون آنکه چنین نامی بر خود داشته باشند. از جمله داستان پرواز کیکاووس و جامجم در شاهنامه فردوسی و داستان حیبنیقظان که به وسیله چند نویسنده از جمله ابنسینا نوشته شده است.» هرچند قصاع مبدأ ادبیات علمیتخیلی را در ایران به زمانهای دورتری میبرد اما اوج این ادبیات را در سالهای پس از انقلاب میداند و میافزاید: «تحول اساسی از حدود نیمه دوم دهه 60 آغاز شد؛ زمانی که تعدادی از جوانان علاقهمند به داستانها و فیلمهای علمیتخیلی به طور جدی به کار ترجمه اینگونه کتابها همت گماشتند و اغلب به یک یا دو کار بسنده نکردند. ناشران هم که با موج علاقه نوجوانان و جوانان به این شاخه ادبی روبهرو شده بودند، به نشر آثار ترجمه آنان پرداختند.» با این حال قصاع معتقد است که به دلیل وضعیت بد بازار کتاب، انتشار گاه و بیگاه بعضی از کتابهای علمیتخیلی در ایران، هرگز نتوانسته جایگاه این گونه ادبی را به سالهای طلایی دهه 60 و اوایل دهه 70 برگرداند.
موانع و مشکلات نشر کتابهای علمیتخیلی
با چشمپوشی از مشکلاتی که امروزه مبتلابه نشر ماست و طبعاً دستاندازهایی را برای نشر هرگونه کتابی ایجاد کرده، سراغ برخی آسیبهای اختصاصی کتابهایی میرویم که در این قالب ادبی نگاشته میشوند. نخستین موضوع، حضور دیدگاه برخی افراد است که بر مبنای آن ادبیات علمیتخیلی سطح پایین است. درست است که به دلیل جذابیتهای ظاهری و هیجانی بودن، ادبیات علمیتخیلی از گروه مخاطبان گستردهتری برخوردار است و همین موضوع باعث شده آثار فراوانی در این حوزه با هدف صرفاً تجاری تألیف شوند اما ضعف این آثار را فقط در ارزشگذاری خودشان باید لحاظ کرد. از مشکلات مهم کتابهای مربوط به ادبیات علمیتخیلی، غلبه ترجمه بر تألیف است. امروزه شمار زیادی از رمانها و داستانهای معروف علمیتخیلی به دلیل شهرت جهانی پس از زمان اندکی از انتشارشان به فارسی برگردانده میشوند اما متاسفانه شمار آثاری که در این حوزه نگاشته میشوند بسیار پایین است. محمد تویسرکانی، مترجم، دلیل این موضوع را آشنا نبودن ناشران ایرانی به جایگاه و اهمیت این گونه ادبی میداند. اکثر نویسندگان ایرانی این ژانر، جوان و ناشناختهاند و همین موضوع باعث شده ناشران به آنان اعتماد نکنند. یکی از نکاتی که مورد توافق منتقدان این گونه ادبی است، ضرورت حضور محفلی است که در آن نویسندگان این حوزه بتوانند از حمایتهای لازم برای انتشار آثارشان برخوردار شوند. از ضعف تألیف و بیاعتمادی ناشران که بگذریم، یکی از مشکلات مهم در همین آثار اندک تألیفی، به تعبیر قصاع غربزدگی است. این نویسنده معتقد است یکی از نقاط ضعف ادبیات علمیتخیلی، نوعی غربزدگی ضعیف است که بیشتر از ذهنیت شرطیشده و عادتی خوانندگان، مترجمان و نویسندگان برمیخیزد. قصاع همچنین به امکان خلق آثاری در این ژانر اشاره میکند که ریشه در فرهنگ دارند و با آموزههای مذهبی همجهتاند. او کتاب خود را مثال میزند که در آن علاوه بر توجه به اصول و فنون این شاخه ادبی، به اصول فرهنگی شرقی- اسلامی هم توجه کرده است.