نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

جریان‌های انحرافی برای آینده ادبیات انقلاب خطرناک‌اند | خانه کتاب و ادبیات ایران
- 1393/11/11 | بازدید 48

جریان‌های انحرافی برای آینده ادبیات انقلاب خطرناک‌اند

روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، دوران پیش و پس از انقلاب، هریک قصه‌ و روایتی دارند. به همین دلیل آثار متعددی در این زمینه منتشر شده‌اند و هریک از دریچه‌ای به انقلاب و ابعاد آن پرداخته‌اند. برخی آثار ادبی و تاریخی‌اند و برخی دیگر پژوهشی اما در هر حوزه‌ای ارزیابی آثار منتشرشده و بررسی آفت‌های پیش روی آن آثار برای ادامه مسیر نویسندگان و پژوهشگران راهگشاست. در این زمینه گفت‌وگویی با محمدرضا سرشار داشتیم که در ادامه می‌خوانید. سرشار متولد 1332 کازرون، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی است. او علاوه بر سردبیری و گویندگی رادیو، سردبیری برخی نشریه‌های ادبی را هم برای گروه سنی کودک و نوجوان و هم بزرگسال در کارنامه دارد. «گرداب سکندر»، «تشنه دیدار»، «هستم اگر می‌روم»، «یثرب شهر یادها و یادگارها»، «نردبان جهان» و «نگاهی به ادبیات کودکان قبل و بعد از انقلاب» از جمله آثار منتشرشده اویند. سرشار ورود جریان صوفی‌گری عوام‌گرایانه به حوزه ادبیات انقلاب اسلامی را یکی از آفت‌های این حوزه می‌داند و معتقد است مسائلی از این دست سبب تحریف جریان اصلی انقلاب می‌شوند. 

دستاوردهای انقلاب اسلامی را در حوزه کتاب، چگونه و از چه منظری ارزیابی می‌کنید؟
دستاوردهای کمی و آماری این موضوع به‌طور کامل مشخص اند و نمی‌توان آن را انکار کرد. مجموعه عنوان‌های چاپ نخست منتشرشده ما در آخرین سال پیش از پیروزی انقلاب به حدود پنج هزار و 500 یا 600 نسخه می‌رسند در حالی‌ که اکنون این تعداد به 70 هزار عنوان رسیده است بنابراین می‌بینیم که حجم فعالیت‌ها در عرصه کتاب حدود 11 تا 12 برابر آن دوران شده است. نکته دوم، بحث کیفیت کتاب‌هاست. البته این بحث در هر حوزه‌ای به صورت مستقل باید بررسی شود اما من در کتابی با عنوان «چشم‌انداز ادبیات داستانی پس از انقلاب» به ادبیات داستانی امروز و تفاوت‌های کیفی آن با پیش از انقلاب پرداخته‌ام و از این نظر می‌توانم بگویم پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشته‌ایم. البته هنوز با کمال مطلوب و مورد انتظار از یک انقلاب فرهنگی یا ملتی فرهنگی با سابقه چند هزار ساله فاصله داریم اما به نسبت گذشته و در مقایسه با دیگر کشورهای مشابه در این حوزه پیشرفت قابل‌توجهی داشته‌ایم. تعداد زیادی نویسنده وارد این عرصه شده‌اند و سمت و سوی محتوایی آثار جدید، تغییرات فراوانی داشته است. همچنین نسبت آثار ترجمه‌ای به تألیفی تغییر کرده و اکنون تعداد آثار تألیفی بیش از آثار ترجمه‌ای است.


وضع کتاب‌های پژوهشی و ادبیات انقلاب را چگونه می‌بینید؟
در همان کتاب، بخشی از کار به پژوهش‌های ادبی اختصاص دارد. در زمینه پژوهش هم رشد قابل‌توجهی داشته‌ایم و حتی در حوزه آثار پژوهشی پیشرفتمان در زمینه آثار تألیفی و ترجمه‌ای چشمگیر بوده است. برای نمونه در زمینه نقد در بعضی از سال‌های دهه 20 حتی یک نقد ژورنالیستی -صرف‌نظر از بحث کیفیت آن- نداریم. پیش از انقلاب شاید فقط یک منتقد فعال و پیگیر داشتیم، در حالی‌که اکنون تعداد زیادی منتقد ادبی مشغول فعالیتند. همچنین از نظر کیف در دوران پیش از انقلاب، نقد به داستان‌های خارجی صورت نمی‌گرفت و به دلیل خودباختگی فرهنگی حتی در میان همان تعداد محدود، باز هم منتقدان آن دوران جرأت نمی‌کردند دست به نقد جدی یک اثر داخلی بزنند و اغلب نقدها هم در حد توصیف و تفسیر بودند و کمتر نقدی سراغ ساختار ادبی یک اثر می‌رفت اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، منتقدانی که خود برخاسته از انقلاب بودند با جرأت و شهامت به نقد آثار مشهور داستانی خارجی از نظر ساختاری و بیان نقاط ضعف و قوت آنها پرداختند. در حالی‌ که در نقدهای پیش از انقلاب حتی اشاره‌ای به برخی از عناصر داستانی نشده و فقط افرادی که تجربه مطالعه بیشتر آثار داستانی را داشتند، برداشت‌های شخصی خود را در قالب توصیف و تفسیر از آثار ارائه می‌کردند. در زمینه آموزش هم بررسی‌هایی که داشتم نشان می‌داد پیش از انقلاب ما فقط در مقطعی آموزش داستان‌نویسی داشته‌ایم که مدرس آن یکی از نویسندگان به‌اصطلاح بازاری‌نویس آن دوران بوده و خودش جزو نویسندگان مورد قبول جامعه ادبی آن دوران به حساب نمی‌آمده است اما اکنون در هر فرهنگسرایی در هر جای کشور یک کلاس آموزش داستان‌نویسی یا جلسه نقد کتاب برگزار می‌شود. البته در اینجا کاری به بحث کیفیت این جلسه‌ها ندارم و فقط از نظر کمی و آماری تعداد این جلسه‌ها و کلاس‌ها مد نظرم است. درباره جایزه‌های ادبی هم پیش از انقلاب اسلامی فقط جایزه سلطنتی کتاب سال برگزار می‌شد اما در حال حاضر از سوی وزارت ارشاد جایزه‌هایی چون جایزه گام اول، جلال آل‌احمد، پروین اعتصامی، کتاب سال یا جایزه کتاب فصل و همچنین از سوی نهادهای گوناگون و مؤسسه های خصوصی هم جایزه‌های متنوعی برگزار می‌شوند. برای نمونه انجمن قلم جایزه‌ای مستقل برگزار می‌کند یا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان جایزه‌ای برای کتاب‌های این حوزه دارد. این موضوع نشان‌دهنده دو نکته است؛ نخست آن‌که آثار تولیدی به حدی رسیده که شایسته ارزیابی و بررسی در جشنواره‌ها و جایزه‌های گوناگونند و دیگر اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای فرهنگی و مردمی همگی برای کتاب و ادبیات اهمیت قائل می‌شوند. برپایی جایزه‌ها و جشنواره‌های گوناگون مشوقی برای نویسندگان است و علاوه بر افزایش و رشد تعداد جایزه‌های حوزه کتاب، ارزش مالی این جایزه‌های هم افزایش یافته است.


به نظر شما درباره انقلاب اسلامی و کتاب‌های مرتبط با انقلاب چه نکته‌ای از دید مولفان پنهان مانده و کمتر سراغ آن رفته‌اند؟ همچنین چه خطرهایی پیش روی ادبیات انقلاب و کتاب‌های این حوزه اند؟
پژوهشگران باید کمبودها و ضعف‌های حوزه ادبیات داستانی یا دیگر حوزه‌ها را برای مولفان طرح کنند اما من هم در همان کتاب بخشی را به بیان نواقص و کمبودهای این حوزه اختصاص داده‌ام. یکی از مشکلات کنونی این است که نویسندگان جوان ما تجربه زیستی کمتری نسبت به نویسندگان نسل گذشته دارند؛ چراکه کودکی آنها در آرامش گذشته و از نزدیک با انقلاب و جنگ تحمیلی درگیر نبوده‌اند. این آرامش، وضعی ایده‌آل برای زندگی است اما برای نویسنده خسارت‌هایی دارد چون تجربه کافی از زندگی و وضعیت‌های آن ندارد. البته در تمام دنیا نویسندگانی بوده‌اند که دوران کودکی خود را در آرامش سپری کرده‌اند اما در بزرگسالی برای کسب تجربه زیستی کافی، خود را درگیر مسائل و حوادث گوناگون کرده‌اند. نویسندگان جوان ما هم باید به کانون خبرها و حادثه‌ها بروند و خود را درگیر آن موضوع‌ها کنند، سفر بروند و ناشناخته‌ها را کشف کنند تا بتوانند کمبود تجربه را جبران کرده و موضوع‌های حقیقی زندگی را بهتر در داستان‌هایشان خلق کنند. دومین مشکل، ضعف زبان است البته این مشکل در نویسندگان پیش از انقلاب هم مطرح بوده است اما همیشه نویسندگان شاخص بر این مشکل غلبه کرده‌اند و اکنون هم باید شاهد چنین روندی باشیم اما متاسفانه همیشه زبان اهمیت خودش را برای نویسندگان ندارد. هرچند ویراستاران به ویرایش آثار می‌پردازند اما باید توجه داشت که در نهایت یک ویراستار اغلب غلط‌های نوشتاری را تصحیح می‌کند و به ظرافت‌های زبانی کاری ندارد. یک نویسنده باید به درست‌نویسی تسلط داشته باشد و دایره واژگانی‌اش را وسعت بخشد و ظرافت‌های زبانی را در آثارش رعایت کند. از سوی دیگر یکی از مشکلات پیش‌رو، جریانی انحرافی است که در یک دهه اخیر وارد ادبیات شده است. برخی نویسندگان نوعی صوفی‌گری عوامانه را در ادبیات رواج داده‌اند. برای نمونه در داستان‌هایی از انقلاب یا دفاع مقدس با قهرمانانی روبه‌رو می‌شویم که از میان دزدان، قاچاقچیان یا افراد لاابالی و بدنام اند. این انحراف ابتدا از سینما آغاز شد و بعد در ادبیات داستانی نمود پیدا کرد. توجه داشته باشیم که در هنر واقع‌گرا اگر به نمونه‌ای اشاره می‌شود آن نمونه به سرعت تعمیم پیدا می‌کند و این کج فهمی به تحریف کامل انقلاب اسلامی و دفاع مقدس منجر خواهد شد. شاید استثناهایی هم در آن دوران وجود داشته و افرادی از این قشر هم در جریان انقلاب یا جنگ بوده‌اند اما باید دید جریان غالب چه بوده است. من به عنوان فردی که از نزدیک در جریان انقلاب بوده‌ام و در آن مشارکت داشته‌ام، می‌توانم با اطمینان بگویم در آن دوران طبقه روشنفکر مذهبی و دانشگاهی نقش غالب را داشتند و ورود چنین جریان‌های انحرافی به ادبیات انقلاب اسلامی، پدیده ای خطرناک است.





پر بازدیدها
بازدید 82943
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81647
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79297
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78981
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78770
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید