گران شدن کاغذ، بالا رفتن هزینه‌های چاپ، گرایش کودکان و نوجوانان به شکل‌های جدید رسانه، پایین بودن سرانه مطالعه و... مشکلاتی‌اند که ناشران را به سمت سودآوری بیشتر و بی‌توجهی به نیازهای مخاطب می‌کشانند. فارغ از اینکه چنین مشکلاتی چقدر جدی‌اند، راه حلی دارند یا گاهی بهانه‌هایی برای کاسب کاری هستند، ادبیات کودک و نوجوان را نیز با جریان کتاب‌سازی مواجه کرده‌اند. مسعود ناصری، کار‌شناس ادبیات کودک شورای کتاب کودک، ضمن تاکید بر افزایش جریان کتاب‌سازی در ادبیات کودک و نوجوان از کیفیت کتاب‌های شعر کودک گلایه می‌کند و توضیح می‌دهد: «در این کتاب‌ها که به نام شعر و غالبا برای انتقال مفاهیم آموزشی منتشر می‌شوند، اثری از تخیل دیده نمی‌شود. این آثار آهنگین بیشتر قافیه‌سازی می‌کنند و کلام منظوم هستند. به همین دلیل باید در ارائه تعریف از شعر بازنگری شود. بسیاری از پدیدآورندگان این کتاب‌ها درک درستی از ویژگی کودکان ندارند و در انتقال مفهوم دچار مشکل هستند. هرچند استفاده از تصاویر کمیک این کتاب‌ها را برای بچه‌ها جذاب می‌کند اما فاقد عناصر هنری و تخیل هستند.» به گفته ناصری، نداشتن شناسنامه درست، مشخص نبودن پدیدآورنده یا مترجم و استفاده از کمیک‌های اینترنتی استفاده یا کپی کردن کتاب‌های خارجی از دیگر مشکلات این کتاب‌هایند که متاسفانه با شمارگان بالا منتشر و وارد مهدهای کودک و مراکز آموزشی می‌شوند. این مدرس ادبیات کودک عقیده دارد چنین آثاری در چارچوب زبانی درست نگارش نشده و بچه را از‌‌ همان ابتدا با مشکلات زبانی مواجه می‌کنند. تصویرسازی‌ها هم معمولا کلیشه‌ای هستند و نمی‌توانند موجب تقویت تخیل شوند. دور شدن از زبان غنی فارسی علاوه بر شعر در ادبیات کهن هم شاهد کتاب‌سازی هستیم. ناصری ضمن تایید این مطلب می‌گوید: «ادبیات کهن گنجینه‌ای بسیار غنی است و افسانه‌ها، قصه‌های عامیانه و اسطوره‌ها برای بچه‌ها خیلی جذاب هستند اما گاهی یک داستان بدون شناسنامه و ذکر منبع منتشر یا با داستان‌های دیگر ترکیب و به‌صورت سری ارائه می‌شود. او بزرگ‌ترین مشکل این کتاب‌ها را زبان قصه می‌داند که از زبان غنی فارسی بسیار دور و به زبان شکسته تبدیل می‌شود که درک تازه‌ای از یک اثر قدیمی را درپی ندارد. یکی دیگر از مواردی که ارائه کتاب‌هایی با محتوا و ارزش ادبی و هنری قابل قبول برای کودک و نوجوان را دچار مشکل کرده، تصویرسازی است. به گفته این کار‌شناس ادبیات کودک هرچند هنرمندان خوبی در زمینه تصویرسازی فعالیت می‌کنند اما آنچه بیشتر دیده می‌شود، استفاده از تصاویر کمیک است. او می‌گوید: «من مخالف چنین تصاویری نیستم چون در تمام جهان وجود دارد اما به شرطی که سطح پایین نباشد. در سال‌های اخیر بسیاری از ناشران به دلیل پایین آوردن هزینه‌ها با استفاده از تکنیک‌های کامپیوتری، تصاویر را در صفحات گوناگون مدام تکرار می‌کنند در صورتی که هر بخش از متن دارای شخصیتی است که باید متحول شود.» حق انتخاب وجود ندارد ناصری عقیده دارد در کشورهای دیگر هم شرکت‌هایی هستند که بیشتر به سودآوری می‌اندیشند و برخی ارزش‌های ادبی و هنری اثر زیرپا گذاشته می‌شود اما تنوع آثار بسیار است و کودک حق انتخاب دارد. اما حجم گسترده آثاری با کیفیت پایین موجب شده کودک در کشور ما به تناسب حق انتخاب نداشته باشد. البته والدین، کتابداران و مربیان می‌توانند ذوق و سطح سلیقه بچه‌ها را بالا برده و به آنان در این انتخاب کمک کنند. فریبا نباتی، مسوول بخش فرهنگی نشر پیدایش معتقد است کپی کردن آثار دیگران چه در گرته‌برداری و اقتباس چه در تالیف و ترجمه رایج است. در صورتی‌که برای خلق کار جدید باید حداقل در یک زمینه نوآوری شده باشد. او مثال می‌زند: «خودم دیدم کتابی سال‌ها قبل ترجمه شده بود و چند سال بعد نویسنده‌ای‌‌ همان کتاب را به نام خودش و در قالب یک اثر تالیفی منتشر کرد.» فقط ناشر مقصر نیست نباتی عقیده دارد نمی‌توان همه تقصیر‌ها را گردن ناشر انداخت و می‌گوید: «ناشر هم همیشه نمی‌داند. کار‌شناسان آنها همه آثار را نخوانده‌اند و تسلط کامل روی کتاب‌های منتشر شده ندارند. همیشه ناشر مقصر نیست. اما بعضی ناشران هم با آگاهی این کار را انجام می‌دهند.» او که کتاب‌های بسیاری را ویراستاری کرده، ضمن تایید پررنگ بودن کتاب‌سازی در بخش ترجمه می‌گوید: «شاید خیلی از ناشران از عهده پرداخت کپی رایت برنیایند اما وفای به عهد می‌کنند و اسم نویسنده و تصویرگر را در کنار نام مترجم ذکر می‌کنند با این حال عده‌ای هم این کار را نمی‌کنند که بسیار قبیح است.» آیا پیش آمده که ناشری کتاب‌های نشر پیدایش را کپی کند؟ نباتی پاسخ می‌دهد: «در میان کتاب‌هایی که نشر پیدایش منتشر کرده بخشی به متون کهن اختصاص دارند که بازآفرینی، ساده‌نویسی یا بازنویسی متون کهن است. یکی از این کتاب‌ها قصه‌های شیرین مثنوی نام دارد که در مقدمه آن درباره اصل اثر توضیح داده‌ایم. کتاب ما ۲۵۰ صفحه است اما متاسفانه مدتی بعد ناشری‌‌ همان قصه‌ها را خرد و در قالب کتاب‌های کوچک منتشر کرد.» به گفته نباتی بسیاری از نویسندگان کارهای نوآورانه‌ای دارند اما گاهی نویسنده‌ای از طرح نویسنده‌ای دیگر با‌‌ همان زبان و دیدگاه استفاده می‌کند بدون آنکه اشاره کند از چه منبعی بهره برده است. او دزدی طرح دیگران را موضوعی بسیار آزاردهنده می‌داند. روشن است که نویسنده از چنین اتفاقی بسیار آسیب می‌بیند. نباتی که سال‌ها پیش با چنین مشکلی مواجه شده، تاکید می‌کند: «این مساله بسیار بسیار نابهنجار است. مثل آن است که بچه شما را بدزدند زیرا آن اثر بخشی از روح فرد است بنابراین خیلی ناراحت می‌شوید.» خلأ قانونی داریم چند سال پیش وزارت ارشاد بخشی به نام ثبت اثر تاسیس کرد که می‌توان فیلمنامه، قصه‌ها یا طرح‌ها را در آن ثبت کرد. از طرفی می‌توان به قوه قضاییه مراجعه کرد اما نباتی از خلأ قانونی حرف می‌زند و توضیح می‌دهد: «پیش آمده که سازندگان یک سریال با شکایت به قوه قضاییه از حق خود دفاع کرده باشند اما این کار هم دوندگی دارد و هم پرهیاهوست و نویسندگان معمولا روحیه این کار‌ها را ندارند. هنوز خلأ قانونی وجود دارد البته از نظر اجرایی هم این خلأ احساس می‌شود.» علاوه بر پدیدآورندگان که از معضل کتاب‌سازی آسیب می‌بینند، مخاطبان هم دچار مشکل می‌شوند. نباتی مخاطب را به دو دسته حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای تقسیم می‌کند و می‌گوید: «گاهی کتاب با رعایت همه قواعد راهی بازار می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد اما گاهی مخاطب تسلیم یک موج می‌شود و کتاب به فروش می‌رسد.» مخاطب غیرحرفه‌ای که کتاب و ناشر را نمی‌شناسد، بیشتر به جذابیت ظاهری کتاب اهمیت می‌دهد. ادبیات غلط، جمله‌بندی‌های نادرست و ارائه دیدگاه سطحی به مخاطب موجب می‌شود سلیقه و سواد مخاطب پایین بماند. یک کتاب بد می‌تواند موجب دلزدگی شده و مخاطب را سراغ بازی‌های رایانه‌ای و... بفرستد. با این حال کتاب هنوز برای کسی که بخواهد آموزش ببیند یا سرگرمی‌ای داشته باشد که وسعت دید، معلومات و بینش فرد را گسترش دهد جایگاه شاخصی دارد. نگاه تخصصی به کتاب و صنعت شمردن آن نکته مهمی است که نباید از آن غافل ماند. آنچه موجب می‌شود کتاب که یک محصول فرهنگی است مانند سایر محصولات جدی گرفته نشود به عوامل بسیاری بستگی دارد و باید از زوایای گوناگون بررسی شود. نباتی هم جامعه و نهادهای پشتیبان تولید، نشر و توزیع کتاب را حلقه‌های زنجیره‌ای می‌داند که هریک باز شوند کل زنجیره را خراب می‌کنند. به عقیده او کتاب باید با قیمتی مناسب و متعادل، نه رایگان و نه خیلی گران، عرضه شود و به آن به چشم صنعت فرهنگی نگاه شود. او نتیجه‌گیری می‌کند: «اگر اقتصاد صنعت کتاب را جدی نگیریم این اتفاقی می‌افتد که الان افتاده و شمارگان کتاب‌‌ها مدام پایین می‌آید.» صنعت کتاب نه از جانب نهاد‌ها نه از جانب مخاطب جدی گرفته نمی‌شود و حتی مانند صنایع سودآوری مثل پفک نمکی هم به آن نگاه نمی‌شود. باید میان اقتصاد، فرهنگ و سیاست تعادل وجود داشته باشد چون وقتی همه در کنار هم دیده شوند و توسعه یابند از بسیاری جهات رشد می‌کنیم.» فراموش نکنیم کودکان و نوجوانان آینده‌سازان این سرزمین و صاحب سهم بزرگی هستند که نباید فدای حساب‌های دودوتا چهارتای بزرگتر‌ها شوند.