دکتر مصطفی چمران یکی از شهیدان بنام در تاریخ انقلاب اسلامی است. سابقه مبارزاتی او در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی وسیع‌تر از آن است که بتوان به اجمال از آن یاد کرد. بنابراین ظرفی مانند کتاب می‌تواند به جد به این موضوع بپردازد و این دوره را از زوایای گوناگون کالبدشکافی کند. بازه زمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا شهادت دکتر مصطفی چمران در آخرین روز خردادماه 1360 اگرچه در مدت، محدودتر از سابقه پیش از انقلاب این شهید است، اما فرازهای فراوانی دارد که خاستگاه آنها دوران اوج زندگی دکتر است، آن هم در دوره‌ای که انقلاب اسلامی برای تثبیت، به همه‌گونه تلاش و کوشش فرزندانش نیاز دارد. در سی‌وسومین سالگرد شهادت دکتر چمران، کارنامه کتاب ایران درباره این شهید را بررسی کردیم و اگر از حجم به‌نسبت محدود کتاب‌هایی که درباره این شهید تاکنون منتشر شده‌اند بگذریم، این ویژگی و امتیاز نظرمان را جلب کرد که چهار عنوان کتاب با استقبال مواجه شده‌اند که دلیل آن هم، چاپ‌های مجدد و پی‌درپی آنهاست. عاشقانه‌های غاده نخستین کتاب با این ویژگی، نخستین کتاب مجموعه‌ای با عنوان «نیمه پنهان ماه» است که «چمران به روایت همسر شهید» نام دارد. این کتاب توسط انتشارات روایت فتح 21 نوبت چاپ را پشت سر گذاشته است. «چمران به روایت همسر شهید» یکی از آثار حبیبه جعفریان است. قلم او در این سال‌ها، با تک‌نگاری‌هایی که از زندگی شخصیت‌ها و چهره‌های مشهور داشته و دارد و همچنین یادداشت‌های هفتگی‌اش به توانایی تحسین‌برانگیزی رسیده است. روایت او از شهید چمران براساس گفته‌های همسر شهید، با همین توانایی، بسیاری از نظرها را به خود جلب کرده و استقبال از این اثر نشانه آن است. این کتاب با شناسنامه کوتاهی از دکتر مصطفی چمران آغاز شده‌ است:«تولد 18 اسفند 1311، ورود به لبنان 1971م/1350، ازدواج با غاده جابر 1977م/ 1356، بازگشت به ایران 1357، شهادت 31 خرداد 1360.» بیشتر متن کتاب، روایت غاده از چمران است و در بخش‌هایی که رنگ و عرض حروف‌ها با بقیه متن کتاب متفاوت است، نویسنده پادرمیانی و با اطلاعاتی از زندگی راوی فضاسازی کرده است. عاشقانه‌های غاده که در لاگوس در آفریقا به دنیا آمده و با سکونت در لبنان، لبنانی شده است، یکی از جذابیت‌های این اثر است؛ جذابیتی که از یک‌سو ریشه در احوال معنوی مصطفی چمران دارد و از سوی دیگر ناشی از تاثیر خاص شهید چمران بر راوی است. خاستگاه این عشق را می‌توان در این خاطره غاده دید: «می‌گفتند چمران لبنانی نیست، خیلی‌ها می‌رفتند پیش امام موسی صدر از مصطفی بدگویی می‌کردند. هرچند آقای صدر به شدت با آنها حرف می‌زد. می‌گفت: من اجازه نمی‌دهم کسی راجع به مصطفی بدگویی کند. ارتباط روحی خاصی بود بین او و مصطفی، طوری که کمتر کسی می‌توانست درک کند. آقای صدر به من می‌گفت: می‌دانی مصطفی برای من چی هست؟ او از برادر به من نزدیک‌تر است، او نفس من، خود من است. الفاظ عجیبی می‌گفت درباره مصطفی. وقتی داشت صحبت می‌کرد و مصطفی وارد می‌شد همه توجهش به او بود. دیگر کسی را نمی‌دید. حرکات صورتش تماشایی بود؛ گاهی می‌خندید، گاهی اشک می‌ریخت و چقدر با زیبایی همدیگر را بغل می‌کردند. اختلاف نظر هم داشتند، به شدت با هم مباحثه می‌کردند، اما آن احترام همیشه حتی در اختلافاتشان بود. اولین باری که امام موسی مرا بعد از ازدواج با مصطفی در لبنان دید، خواست تنها با من صحبت کند. گفت: غاده! شما می‌دانید با چه کسی ازدواج کرده‌اید؟ شما با مردی خیلی بزرگ ازدواج کرده‌اید. خدا به شما بزرگترین چیز در عالم را داده، باید قدرش را بدانید. من از حرف آقای صدر تعجب کردم. گفتم: من قدرش را می‌دانم. و شروع کردم از اخلاق مصطفی گفتن. آقای صدر حرف مرا قطع کرد و یک جمله به من گفت: این خلق و خوی مصطفی که شما می‌بینی، تراوش باطن اوست و نشستن حقیقت سیر و سلوک در کانون دلش. این همه معاشرت و رفت‌وآمد مصطفی با ما و دیگران تنازل از مقام معنوی اوست به عالم صورت و اعتبار. و خیلی افسوس می‌خورد که کسانی که اطراف ما هستند درک نمی‌کنند. تواضع مصطفی را از ناتوانی‌اش می‌دانند و از فقیر و بی‌کس بودنش. امام موسی صدر می‌گفت: من انتظار دارم شما این مسایل را درک کنید.» ارزش کیمیایی درد کتاب دیگری که 21 چاپ را پشت سر گذاشته، مجموعه «بینش و نیایش: یک مقاله و متن یک سخنرانی و گزیده‌ای از راز و نیازهای مصطفی چمران» نام گرفته و دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ آن را بر عهده داشته است. کتاب با پیام امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت دکتر چمران آغاز می‌شود. ایشان نوشته‌اند: «چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروه‌های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد...» ادامه کتاب یک مقاله و یک سخنرانی از دکتر چمران با عنوان‌های: «تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر منطقه و کشورهای اسلامی و جهان» و «انقلاب اسلامی ایران در راه تحقق ظهور حضرت مهدی(عج)» را دربردارد. در قطعه‌ای از سخنرانی شهید چمران آمده است: «امام زمان(عج) نمی‌خواهد هنگامی ظهور کند که مجبور شود همه انسان‌ها را از دم تیغ بگذراند. او هنگامی ظهور می‌کند که مردم دنیا به آن درجه آگاهی، رشد و تکامل رسیده باشند که فساد اجتماعات و سیستم‌ها و حکومت‌ها و طاغوت‌ها را فهمیده باشند، درک کرده باشند و آماده شوند که نظام ملکوتی او را بپذیرند، تسلیم او شوند، با عدل و داد، خود را هماهنگ کنند.» پایان‌بخش کتاب، گزیده‌ای از راز و نیازها و آلبومی از عکس‌های شهید چمران است. به گواهی پی‌نوشتی در صفحه‌های پایانی کتاب، قطعه‌ای از این راز و نیازها متعلق به آخرین روزهای قبل از شهادت دکتر چمران است و در آن آمده است: «خدایا! تو را شکر می‌کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را را لمس کنم و به ارزش کیمیایی درد پی ببرم و ناخالصی‌های وجودم را در آتش درد بسوزم و خواسته‌های نفسانی خود را زیر کوه غم و درد بکوبم و هنگام راه رفتن بر روی زمین و نفس کشیدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پی ببرم و موجودیت وجود خود را حس کنم...» داستانی، اما مستند «پاوه سرخ: بر اساس زندگی شهید دکتر مصطفی چمران» کتاب ششم از مجموعه «قصه فرماندهان» و اثری از مرحوم داوود بختیاری دانشور است که در واحد کودک و نوجوان دفتر ادبیات و هنر مقاومت تولید شده و توسط انتشارات سوره مهر و نشر شاهد 14 نوبت چاپ را پشت سرگذاشته است. این کتاب با زندگینامه کوتاهی از دکتر مصطفی چمران آغاز می‌شود و پس از آن در هشت روایت داستانی، مقطع‌هایی از کودکی و نوجوانی و مبارزات و نبردهای او نوشته شده‌اند. این روایت‌ها نشان می‌دهند که مرحوم بختیاری پیش از نگارش این کتاب، سرگذشت شهید چمران را به صورت کاملی بررسی و مقطع‌های حساس و سرنوشت‌ساز زندگی او را انتخاب کرده است. همچنین گروه‌ سنی مخاطب کتاب را که نوجوانانند هم در نظر گرفته و نثر اثر به این شیوه وفادار است. روایت «پاوه سرخ» در این اثر که نام کتاب هم از آن گرفته شده، برای کسانی که در ماه‌های اخیر فیلم سینمایی «چ» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا را دیده‌اند، بسیار آشنا به نظر خواهد رسید، زیرا داستان این فیلم به این روایت بسیار نزدیک است و این روایت برگرفته از شرح معروف و مشهوری است که دکتر مصطفی چمران از حماسه پاوه در سال 1358 دارد. «شهید چمران» هم عنوان کتابی از احمد دهقان است که در قالب یکی از آثار مجموعه‌ای با عنوان «چلچراغ» برای گروه‌های سنی «د» و «ه» از سوی موسسه‌ فرهنگی‌ مدرسه ‌برهان تاکنون 12 نوبت چاپ را تجربه کرده است. احمد دهقان خاطره‌ و داستان‌نویسی توانا در حوزه کتاب‌های دفاع مقدس است و رمان‌های او در این حوزه و همچنین برای گروه سنی نوجوان معمولا درخشان و در مسیر ادبیات دفاع در ایران تاثیرگذار بوده است. کتاب با سالشمار زندگی دکتر مصطفی چمران آغاز می‌شود و در ادامه زندگینامه این شهید در قالب روایتی داستانی، اما متکی بر مستندات و گفته‌های موجود درباره شهید چمران و نوشته‌ها و گفته‌های این شهید گنجانده شده‌اند. اینها در کنار نثر مناسبی که احمد دهقان برای گروه‌های سنی مورد نظر اثر انتخاب کرده، کتابی با اطلاعات کافی از زندگی شهید چمران به وجود آورده‌اند و فرازهای مهمی را برجسته کرده‌اند؛ مانند این که شهید چمران می‌گوید: «در واقعه 16 آذر [1332] شرکت فعال داشتم. هر سه شهید آن روز از دوستانم بودند. به همین دلیل مفصل‌ترین مقاله‌ای که درمورد آن روز نوشته شد، کار من بود. این مقاله بعدها در نشریه‌ای به نام 16 آذر در آمریکا منتشر شد.» یا در فراز دیگری توضیح می‌دهد: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم و از همه نوع امکانات برخوردار بودم؛ ولی از همه آنها گذشتم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومان زندگی کنم. می‌خواستم اگر نمی‌توانم به این مظلومان کمکی بکنم، لااقل در میانشان باشم؛ مثل آنان زندگی کنم و درد و غم آنان را در قلب خود بپذیرم.» نویسنده کتاب در شرح این فراز یادآور می‌شود که دکتر مصطفی چمران سال 1349 همراه همسر آمریکایی و چهار فرزند خود به لبنان می‌رود و به عنوان رییس مدرسه صنعتی جبل عامل مشغول به کار می‌شود اما جنوب لبنان زیر بمباران صهیونیست‌ها بود و همسر و فرزندانش دیگر نمی‌توانستند آنجا بمانند. تصویرگری ابراهیم حاتمی‌کیا از لحظات این جدایی در فیلم «چ» به روایتی از یکی از اعضای خانواده امام موسی صدر که در این کتاب آمده، بسیار نزدیک است. در سال‌های پایانی دهه‌ 1330 که عرصه فعالیت‌های سیاسی در ایران بسیار تنگ شده ‌بود و به نوعی امکان فعالیت‌های سیاسی در اعتراض به حکومت شاه در خارج از ایران مهیا بود، تعداد قابل‌توجهی از فعالان و از جمله آنان شهید چمران، به خارج از کشور رفتند. دوره اقامت دکتر چمران در آمریکا بیش از 10 سال از زندگی او را دربرمی‌گیرد. احمد دهقان در کتابش درباره شهید چمران می‌نویسد: «مصطفی در آمریکا ازدواج می‌کند. همسر آمریکایی‌اش در سخنرانی‌های مصطفی شرکت می‌کرد و در همان‌جا با هم آشنا شدند. مصطفی نام او را پروانه می‌گذارد و...» این کتاب با توضیح درباره اسامی و مفاهیم نام‌برده شده در متن کتاب و چندین عکس از شهید چمران به پایان می‌رسد.