به گزارش ستاد خبری بیست ونهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران؛ نشست کیفیت سنجی ترجمه کتاب، چرایی و چگونگی از سلسله نشست های خانه کتاب و ادبیات ایران به مناسبت بیست و نهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، چهارشنبه 26 آبان 1400 با حضور فرزانه فرحزاد، علیرضا خان جان و محمدرضا اربابی در سرای اهل قلم برگزار شد. در ابتدای این نشست، فرزانه فرحزاد (مترجم) با بیان اینکه همواره دو اصطلاح نقد و کیفیت سنجی زیاد به جای یکدیگر به کار برده می شوند، گفت: برای تفکیک این دو ابزاری لازم بود که اخیرا به دست آمده است. همواره درباره این موضوع مطالعه کردم که آیا می توان نقد ترجمه را با پارادایم های جدید مطرح کرد؟ در این حالت ترجمه ها چه می کنند؟ در این صورت مترجم نمره نمی گیرد بلکه نقش ترجمه سنجیده می شود. بر اساس این پارادایم جدید، ترجمه در فضای شبکه های قدرت با نگاه ساختارگرا چه چیزی می تواند باشد؟ فرحزاد با بیان اینکه می توان کیفیت سنجی و نقد را از یکدیگر جدا کرد در حالی که خروجی کیفیت سنجی می تواند مقدمه نقد باشد، عنوان کرد: کیفیت سنجی برای بازار و آموزش و نقد برای لایه های پنهان معنا و شبکه های کنترل کننده متن به کار می رود؛ در این صورت هر متن مبدا، یک هویت مستقل دارد. از نظر من باید کیفیت سنجی را از نقد جدا کرد. این استاد دانشگاه درباره تعادل در ترجمه توضیح داد و گفت: در ترجمه تعادل وجود دارد اما معادله وجود ندارد؛ در تفکیک و تمایز ترجمه های درست باید مدلی برای سنجش آموزش قرار داده شود. در پارادایم جدید مطالعات ترجمه صرفا گفتمان انتقادی وجود دارد بدون این که مستقیماً به جای دیگری ارجاع بدهند. در ترجمه، متن متعادل معنا ندارد و ترجمه مقصد در جامعه خود نقش ایفا می کند. شاید ما آن نقش را کاملا کاربردی، سیاسی یا غیرعادی تصور کنیم اما اکثرا آن را در گفتمان سیاسی، بسیار ایدئولوژیک می کنند. بر همین اساس یک مدل سه بعدی و سه وجهی را در نظر گرفتم که بتواند رابطه مبدا و مقصد را مشخص کند. فرحزاد با بیان اینکه به کارگیری مدل ترجمه با دیدگاه های جدید به خوبی نهادینه می شود، گفت: در این نگاه رابطه بین مبدا و مقصد نمی تواند معادله باشد، در این تقدم و تاخر زمانی به اضافه اشتراک صورت هاست. درباره ترجمه صحبت نکردم اما وقتی سراغ مفهوم آنها می رویم می گویند متن ها با یکدیگر ارتباط دارند و برخی دیگری را به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقد می کنند. وی ادامه داد: اگر در یک ترجمه که وجه معلوم آن بسیار رایج است، مترجم اکثر آن را به وجه مجهول ترجمه کند مجبور است فاعل را بردارد، وقتی در فرایند ترجمه، فاعل های متن حذف شوند کنشگری و پدیده ها در آن مهم می شوند اما پدیدآورنده در آن مهم نخواهد بود؛ این امر تحلیل انتقادی است. این استاد دانشگاه درباره هدف نقد در ترجمه گفت: در برخی سطوح ترجمه، تعادل وجود دارد و در برخی سطوح تعادل وجود ندارد، اما به نظر من خوب است که لفظ تعادل را به کار نبریم. ما همیشه با یک متن مبدا و مقصد مواجه نیستیم بلکه آنچه متن مبدا و مقصد را به یکدیگر پیوند می دهد تنها رابطه بینامتنی است. وی درباره نقش گرایی در متن توضیح داد و گفت: متن ها را باید مورد توجه قرار داد اما وقتی از جایگاه یک پژوهشگر به آن نگاه می کنیم می بینیم آنها نمی تواند هدف من باشند و می دانیم که در نقد اگر ارزشیابی بر اساس چارچوب نظری نباشد مفید نیست. وقتی ما به متن مبدا و مقصد نگاه می کنیم متن پیش از ترجمه و پس از ترجمه دو متن مختلف می شوند که کارکردهای ایدئولوژیکی متفاوتی دارند، چرا که بافت هر دو فرهنگ هرگز شبیه هم نیست یا کاملاً شبیه نیست. این استاد دانشگاه اضافه کرد: مجموعه متن مقصد را یک متن مستقل بینیم چرا که وقتی خوانده می شود فقط مترجم است که نگاه می کند که این به اصطلاح چه چیزی ترجمه شده است و خواننده متن مستقل از ترجمه را می خواند، ما در جنگ ایران و عراق با ترجمه های موازی بسیار داشتیم چرا که ورود کتاب های جدید محدود بود و مردم هم سراغ ژانرهای ادبی نمی رفتند یا معرفی نمی شد یا خواننده نداشت در چنین فضاهای ترجمه موازی خیلی به وجود آمد. در چنین مواردی می بینیم آن متن ها وقتی خوانده می شود می گویند ترجمه فلانی را خواندید آنجا مترجم یک هویتی پیدا می کند. فرحزادی گفت: برگزاری نشست های کناب برای مخاطب کتابخانه ضرورت دارد، همه چیز از جمله نقد و ارزشیابی باید به چارچوب نظری باشد که برای مخاطب آن قابل درک باشد. وی با بیان اینکه نقد ترجمه ابعادی را روشن می کند که قبلاً دیده نشده است، گفت: وقتی شما انتقادی به زبان ترجمه نگاه می کنید دنبال چیز دیگری می گردید، من اعتقاد دارم نقد ترجمه با نقد مترجم متفاوت است، مترجم در یک ساختار بسیار وسیع قرار دارد چراکه ما تابع گفتمانی هستیم که با آن جهان را می بینیم و خود را در آن تعریف می کنیم و ارتباط برقرار می کنیم. فرحزادی با بیان اینکه اختیار مترجم بسیار محدود است چرا که در نظام گفتمانی تعریف می شود، ادامه داد: اختیار ما حتی در قضاوت محدود است چرا که در سیستم ها، نظام ها و گفتمان ها تعریف می شویم و با آنها می اندیشیم و به جهان پیرامون نگاه می کنیم، بنابراین متن مقصد مستقل از متن مبدا رفتار مستقل دارد و با فرهنگ مقصد قابل برابری نیست. این استاد دانشگاه بیان کرد: در ترجمه چیزی به نام خطا وجود ندارد چراکه هر کس هر گونه ترجمه کرده یک تحلیل گفتمانی و اعتقادی دارد. نقد ترجمه نقد مترجم نیست. هرچند که خطای ترجمه را می شود از نگاه کیفیت سنجی نگاه کرد. در ترجمه ایدئولوژی حمایت دارد جمعی و گروهی است و فردی نیست پس خطا در آن مهم نیست. در ترجمه آنچه خواننده ها در آن فضای گفتمانی می فهمند مهم است. فرحزادی گفت: در زندگی روزمره ما متن های ترجمه هر روز خوانده می شود اما یک نهاد ناظر برای آن وجود ندارد که جلوی برخی چیزها را بگیرد، در این حوزه اتفاق نظر بسیار سخت است، اگر می خواهیم ارزشیابی کنیم متن مقصد باید منعکس کننده متن مبداء باشد. یکی از کاستی های نقد ترجمه در ایران مدل های پیچیده آن است علیرضا خان جان (پژوهشگر نقد ترجمه و زبانشناس) گفت: در رابطه با وجوه تمایز نقد ترجمه و ارزشیابی کیفی ترجمه و کیفیت سنجی ترجمه باید گفت که اینها یک وجه اشتراک مهم با یکدیگر دارند و آن اینکه هر دو با داوری سروکار دارند. یعنی قضاوت درباره عملکرد مترجم و پیامد ترجمه در سطح کلان سیاسی اجتماعی و سطوح کلان فراتر از آن. وی افزود: این وجه اشتراک خیلی مهم است. البته ضلع سومی داریم که مرور ترجمه است یا بررسی مروری که با داوری سروکار دارد. منتها تفاوت هایی که دارند از نظر اهداف داوری و قضاوت و دامنه داوری و مبانی تحلیلی است. این پژوهشگر ادامه داد: طبیعتاً ما خودمان را به دلیل محدودیت هایی که از نظر منابع زمان و انرژی داریم، می سنجیم. به عبارتی من بر اساس کارمزدی که به من می دهند می توانم انرژی بگذارم و بر همین اساس نیز می توانم خود را محدود به ارزیابی کیفی ترجمه یا همان معیارهای درون متنی کنم. ارزشیابی کیفی ترجمه عموماً در سطح محدود متن باقی می ماند و خیلی کم بسته به قابلیت های آدمی که تحلیلگر و ارزیاب است از سطوح متنی و فرهنگی فراتر می رود. وی در ادامه به تفاوت نقد با این روند اشاره کرد و گفت: اما نقد فعالیت بسیار دقیق تری است و اساساً خود را محدود به نوشتار نمی کند. متغیرهای فرامتنی از جمله پارامترهای ایدئولوژیکی عقیدتی تاثیر و تاثر ترجمه در سطح جامعه و بین الملل در دامنه تحلیل خود را می گنجاند. از نظر اهداف و ارزیابی کیفی ترجمه در محیط های آموزشی که هدف مشخصی دارد و آن هدف آموزشی است عموماً دنبال می شود اما اهداف بسیار عالی تری از نقد ترجمه انتظار می رود که دنبال کند. وی یک وجه تفاوت دیگر بین این دو را چنین بیان کرد و گفت: چون هر دوی اینها از نظر من در بنیان مقابل استوار هستند منتها در ارزشیابی کیفیت ترجمه مقابله محدود می شود به مقابله متنی در حالی که نقد ترجمه تکنیک مقابله به تخطی پیدا می کند از متن. خانجان ادامه داد: ارزشیابی کیفی ترجمه نقطه شروع است. ولی مقابله در سطوح کلان است. نشانه شناختی زبانی فرهنگی تاریخی و ابعاد را در تکنیک مقابله مدنظر قرار می دهد. بنابراین در نهایت وجه تشابه اصلی آنها از نظر من این است که هر دو با داوری سر و کار دارند و وجوه تفاوت آنها مربوط به دامنه و گستره داوری و اهداف داوری و روش هایی است که به خدمت می گیرند. این پژوهشگر در ادامه به برداشت اشتباه از مفهوم ترجمه میان عامه مردم اشاره کرد: بین ترجمه به مثابه چیزی که باید باشد و آنچه که تلقی عوام درباره ترجمه وجود دارد، تفاوت وجود دارد. افراد اعتقادشان این است که متن مقصد یا پسین باید معادله ای از متن پیشین باشد. بین این طرز تلقی و آنچه که در عمل اتفاق می افتد نتیجه و محصول و فرایند ترجمه در بسیاری از مواقع اختلاف وجود دارد و نتیجه نهایی کار از رابطه تعادلی فرسنگ ها فاصله می گیرد. خانجان همچنین مدلی را برای نقد ترجمه به این شرح پیشنهاد داد: اساساً نگاه به مطالعات ترجمه از نگاه درباره بایسته بودن یک چیز را باید به سمت اینکه ترجمه چیست و در عمل چه می کند، جابه جا کرد. در تعادل مدل خانم فرحزاد رابطه بینامتنی جایگزین رابطه تعادلی می شود. رابطه بینامتنی قطعاً بین متن مقصد و مبدا بی شمار متن دیگر در فرهنگ مبدا و مقصد وجود دارد. وی افزود: من در مدل خود از مناسبات بینامتنی استفاده می کنم و به نظرم این یک ابزار متمم و کمک کننده است، بویژه در جایی که تحلیل روابط تعادلی متعارف به بن بست می رسد، بسیار کارآیی دارد. خانجان ادامه داد: اولاً تعادل سطوح مختلفی دارد؛ حرف روز در نحله مطالعات فرهنگی در حوزه مطالعات ترجمه این است که اساس آن برداشت سنتی تعادل که ناظر بر رابطه ریاضی بار مکانیکی بین یک متن مقصد بود تغییر کرده است و باید این را کنار بگذاریم و باز تعریفی از مفهوم تعادل ارائه دهیم. این زبان شناس خاطر نشان کرد: در نظریات پارادایم فرهنگی در مورد مطالعات ترجمه، هیچ کسی نافی تعادل به طور کلی نیست. من بر اساس مدل خودم همچنان می گویم تعادل می تواند سلبا و ایجابا مبنای داوری باشد. من منتقد ترجمه اول از هرچیز می گویم در ترجمه یک غزل از فارسی به انگلیسی، وزن، موسیقی، قافیه و ردیف را از متن مبدا نمی توان به متن مقصد منتقل کرد و حتی اگر چنین هم شود، آیا کاربرد و کارکردی که غزل در جامعه مبدا دارد در جامعه مقصد خواهد داشت؟ اما با توجه به اینکه هیچ ترجمه ای ره به کمال نمی برد، نمی توان تعادل را در ترجمه کنار گذاشت. زیرا تعادل سنگ بنای ترجمه است، آنچه در مطالعات ترجمه نیاز است این است که ما باید تعریفمان از تعادل را تغییر دهیم و رویکردمان را نسبت به آن عوض کنیم . خانجان در ادامه با اشاره به این نکته که نمی توان انتظار داشت که یک متن در زبان مقصد همان تاثیرگذاری زبان مبدا را داشته باشد، گفت: این کار با موقعیت های فرهنگی و ادبی سازگار نیست؛ بنابراین فی نفسه باید برداشتی را که از مفهوم سنتی تعادل وجود داشته، کنار گذاشت. آن جایی که می پرسیم چرا رابطه تعادلی ایجاد نشده، می توان از تحلیل مناسبات بین المللی به عنوان یک ابزار تحلیلی کمک گرفت. یعنی من از نظر شکل، فرمت غزل را در تاریخ ادبیات فارسی بررسی می کنم و مضامینی که در قالب غزل گفته می شود، در ذهنم وجود دارد: مانند واژه ها، ساختارها و تم های قالب و تحلیل بینامتنی که در ذهنمان به شکل ناخودآگاه وجود دارد. بر این اساس می توان غزل را به عنوان یک قالب در زبان فارسی پذیرفت. مگر اینکه مترجمی بتواند این فرم غزل را در فارسی با قافیه بندی و وزن و تکرار بازآفرینی کند. نهایتاً کارکردی که در قالب شعر یا غزل در فرهنگ مقصد، می بینیم با این شعر محقق می شود. هیچکس ادعا نمی کند اگر ترجمه با معیار سنتی انجام شود، رابطه تعادلی سنتی را برقرار کرده و به موفقیت رسیده است. بنابراین از دید من همچنان نمی توان تعادل را کنار گذاشت و تعادل سنگ بنای ترجمه است. وی در رابطه با هدف نقد ترجمه گفت: من در مورد بایدها و نبایدهای تعادل صحبت نمی کنم. واحد شکل گیری معنا در غزل بیت است. در غزل مدرن خانم بهبهانی و آقای ابتهاج رابطه به صورت عمودی درآمده و می توان مباحث زبانشناسی را در آثار آنها دید و صرفا آثار در یک اتمسفر مشترک قرار ندارد، بلکه رابطه سلسله وار متنی برقرار است. مترجمان به دنبال ایجاد رابطه تعادلی هستند و تعادل در سطوح معنایی و سبکی وجود دارد. مترجم زیباشناس آن بیت را تکمیل و به سراغ بیت بعدی می رود؛ اگر هدف مترجم این باشد می گوید که من در سطح متن هستم و بیت اول به لحاظ معنایی تعادل معنایی با بیت دوم ندارد. خان جان تصریح کرد: وقتی قرارداد حقوقی به من به عنوان یک مترجم رسمی داده می شود انتظار دارم که یک ویرگول تغییر نکند. من باید رابطه تعادلی به معنی سنتی کلمه آن را رعایت کنم. سطوح عالی تر از ترجمه در حد ماکزیمم متعادل ترین سطح ترجمه است. حتی اگر مترجم به دنبال ایجاد روابط عرفی تعادلی باشد نتیجه نهایی کار قطعاً با آن چیزی که در ذهن اوست فرق می کند. ولی من مفهوم سنتی رابطه تعادلی را مبنای کارم قرار می دهم و در ۹۰ درصد مواقع به این نتیجه می رسم که این اتفاق نیفتاده و این متن معادلی از متن مبدا نیست؛ این مبنای کار من است که آیا این متن همان کاری را انجام می دهد که متن مبدا در فرهنگ مبدا انجام می داد؟ اگر پاسخ مثبت باشد تحلیل مناسبات بین المللی بینامتنی اثرگذار است. اگر پاسخ منفی باشد نیز به همین ترتیب. در مقام ایجاب و سلب نیاز به ابزارهای تحلیل جدید داریم که مهمترین آن تحلیل مناسبات بینامتنی در نظام مبدا و نظام مقصد است. اینکه ما به جای کلمه تعادل، برابری و همسنگی و هم عرضی را استفاده کنیم. اصلا این کلمه را به دلیل اینکه بار معنایی ضمنی با آن است که مطالعات ترجمه را به قهقرا برده است. این پژوهشگر نقد ترجمه یادآور شد: ارزیابی کیفی ترجمه سه معیار کیفی را مد نظر قرار می دهد، طبیعی بودن دوم خوانش پذیری و سوم مقبولیت که از این سه معیار برای تحلیل کیفی حاصل کار مترجم استفاده می شود. اعتقاد دارم یکی از کاستی های نقد ترجمه در ایران و همه جای دنیا پیچدگی مدل هاست. در یک مصاحبه گفتم ایراد کار من این است که برای همکار می نویسم نه برای عامه مردم. اینجا مسئله اهداف نقد ترجمه مطرح می شود. از نظر من نقد ترجمه سه رسالت دارد که اگر حتی مخاطب عام هم پیدا نکند نمی توان گفت که این سه هدف محقق نشده است. اولین هدف برخورد ایدئولوژیک نداشتن با ترجمه است. به عبارتی اصلاح رفتار در سطوح کلان و خرد مهم است. وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سخنی از آگوست کنت گفت: این اندیشمند گفته است که هیچکس نمی تواند راه رفتن خود در پیاده رو را از پشت پنجره نگاه کند. یعنی چون بر رفتار خود مسلط نیستیم نمی توانیم داور خوبی هم برای کارهای خودمان باشیم. از طرف دیگر ترجمه یک فعالیت ذهنی بسیار پیچیده است. یعنی یک فرآیند هرمنوتیکی پیش می آید و از آنجایی که ظرفیت ذهنی انسان ها محدود است، امکان خطا در درک و خطا در باز آفرینی وجود دارد. چیزی که گفته شده و قرار است چیزی شبیه به آن گفته شود بنابراین ممکن است راه به خطا ببریم. خان جان هدف دوم نقد ترجمه را هدف حقوقی دانست و گفت: اینکه بگوییم فلان ترجمه حق مطلب را در مورد نمایشنامه آرتور میلر ادا نکرد، یک حق چند جانبه برای نمایشنامه نویس مبدا و فرهنگ مبدا است.ذ این پژوهشگر در ادامه هدف سوم نقد ترجمه را آگاهی بخشی عمومی بیان داشت و گفت: اگر مترجم با جانبداری و برخورد ایدئولوژیکی با محتوای متن برخورد و یک ایدئولوژی متفاوت را ایجاد کرد و بینش را تغییر داد، من منتقد باید به افشاسازی بپردازم. اینجا نقد ترجمه همان تعبیری است که در علوم اجتماعی مصطلح است. یعنی آشکارسازی پدیدارها از لایه های پنهانی درونی آن. این کار را فقط یک متخصص می تواند به معنای دقیق کلمه انجام دهد؛ و این من هستم که به جامعه سیگنال می دهم که فلان خبرگزاری و مترجم این گونه متن را ترجمه کرده است. از این طریق می توان رفتار مصرف کننده را نیز تغییر داد. بیست و نهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران از بیست و چهارم آبان ماه آغاز و تا یکم آذر ماه 1400 با شعار جای خالی را با کتاب خوب پر کنیم در سراسر کشور ادامه دارد.