بی شک کتاب برای یک کودک یا نوجوان دریچه ای به دنیای خیال و واقعیت توامان است و این گروه سنی به واسطه ذهن های پاک و اغلب خالی از دغدغه ، ضبط و ثبت کننده تمامی آموزه ها، رویاها، تصاویر، نکته ها، واژگان و... هستند. بر همین اساس همواره بحث ممیزی پیش از چاپ کتاب های کودک و نوجوان در همه کشورها به ویژه کشورهای پیشرفته مطرح است تا موضوع ها و مسایل غیراخلاقی، آموزش های خطرناک، مطالب نژادپرستانه، تصاویر و واژگان نامناسب و... از داستان ها یا شعرهای این گروه سنی حذف شوند اما گاهی نگاه سلیقه ای و غیرکارشناسانه سبب می شود این کتاب ها خالی از هر نوع جذابیت برای مخاطبان خود باشند یا بسیاری از نیازهای این گروه سنی نادیده گرفته شوند؛ موضوعی که همیشه در نشست های تخصصی این حوزه و از سوی صاحب نظران و نویسندگان کودک و نوجوان مطرح می شود. درباره موضوع ممیزی پیش از چاپ و پیامدهای مثبت و منفی آن با جعفر ابراهیمی(شاهد)، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان به بحث و گفت و گو نشستیم که حاصل آن در ادامه می آید. به طور کلی ممیزی چه تاثیرات مثبت و منفی ای بر کتاب های حوزه کودک و نوجوان دارد؟ متاسفانه بحث ممیزی تاثیر مستقیمی بر کتاب های کودک و نوجوان گذاشته است. البته مشکل خود ممیزی به تنهایی نیست؛ بلکه سبب شده در سال های گذشته به نوعی خودسانسوری دچار شویم و بر همین اساس بسیاری از موضوع های مهم دنیای کودکان و نوجوانان را کنار گذاشته ایم. در درازمدت و به ویژه در دورانی که دنیای کودکان و نوجوانان تغییر کرده و سبک و نوع زندگی متفاوت شده و افراد از جمله کودکان و نوجوانان نیازهای جدیدی از قبیل اینترنت و ماهواره پیدا کرده اند، این موضوع لطمه بیشتری بر کتاب های این حوزه زده است. بنابراین معتقدم باید برای ممیزی با سعه صدر بیشتری به کتاب های این حوزه نگاه کرد. بیشتر چه موضوع ها یا مسایلی در کتاب های کودک و نوجوان ممیزی می شوند؟ برای مثال موضوع های عاشقانه در دنیای کودکان یا نوجوانان نادیده گرفته می شوند و هر بار موضوع عشق مطرح شده، نویسندگان با برخورد نامناسبی روبه رو شده اند، از همین رو بسیاری از نویسندگان جرأت نکرده اند دیگر چنین آثاری را خلق کنند. از سوی دیگر در دورانی به سر می بریم که آپارتمان نشینی در شهرهای بزرگ و حتی شهرهای کوچک مانع از تخلیه صحیح انرژی کودکان و نوجوانان شده و تمام انرژی آنان صرف تماشای تلویزیون و ماهواره یا بازی های رایانه ای و... می شود و کمتر می توانند انرژی شان را خارج از خانه و از رهگذر بازی و تفریح تخلیه کنند. برهمین اساس به کتاب هایی نیاز دارند که به تخلیه انرژی کودکان و نوجوانان کمک کنند اما به دلیل همین ممیزی، امکان خلق داستان های عاطفی سالم یا گاهی افسانه ای وجود ندارد. امروزه یکی از دلایل رکود در دنیای کتاب کودک و نوجوان همین موضوع است و باید بپذیریم ما در این زمینه کم کاری کرده ایم. برای نمونه، در دوره ای موضوع های تخیلی یا سحر و جادو از کتاب های کودک و نوجوان حذف می شدند اما اکنون این موضوع به نوعی و با ترجمه هایی که وارد بازار کتاب کودک و نوجوان شده اند، حل شده و تا حدودی بر تالیف هم تاثیر گذاشته است. اما فراموش نکنیم موضوع های فراوانی وجود دارند که کودکان و نوجوانان به وجودشان در دنیای کتاب ها نیاز دارند و جایشان خالی است. به نظر شما ریشه اصلی این مشکل کجاست؟ یعنی اگر ممیزی از سوی وزارت ارشاد حذف شود، شاهد چنین کمبودهایی نخواهیم بود؟ نمی خواهم بگویم مقصر کیست یا مقصر مشخصی برای این مساله وجود دارد. همه ما یعنی افرادی که در حوزه کتاب کودک و نوجوان فعال بوده ایم به نوعی مقصریم یا کم کاری کرده ایم؛ چراکه از ابتدای انقلاب اسلامی و حتی عده ای خارج از وزارت ارشاد و دستگاه های دولتی یا اجرایی در این زمینه اعمال قدرت کرده و نویسندگان دچار خودسانسوری شده اند. نگرانی من هم از همین موضوع است؛ چراکه این خودسانسوری به نویسندگان کتاب کودک و نوجوان لطمه می زند. برای مثال اوایل انقلاب بسیاری از کتاب های قابل استفاده و مناسب حوزه کودک و نوجوان حتی به دلیل وجود کلمه عشق و حوصله نداشتن تیم اجرایی برای کامل خواندن محتوای کتاب ها، پاکسازی و حذف شدند. این مشکل فقط در وزارت ارشاد وجود نداشت؛ بلکه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و آموزش و پرورش هم وجود داشت. به یاد دارم که در سال های گذشته مرا برای شعرخوانی به مدارس دعوت می کردند و گاهی دختران دانش آموز به گونه ای که معلمان و مربیان پرورشی آنها متوجه نشوند از من می پرسیدند چرا شعر سرودن درباره عشق و دوست داشتن گناه دارد؟ یا حرام است؟ از همان جا بود که متوجه شدم دانش آموزان ما تحت چه فشار عظیمی در مدارس هستند. زمانی که این احساسات خدادادی را از آنها بگیریم و به آنها هیچ گونه آموزشی در زمینه چگونگی رویارویی با احساسات یا بروز عواطفشان ندهیم، بی شک این کار در آینده ضربه های جبران ناپذیر روحی بر آنان وارد می کند. در حالی که ما در کتاب های درسی و داستان و مجله های کودک و نوجوان این موضوع طبیعی را از آنان دریغ کرده ایم. در مواردی هم بسیار سلیقه ای عمل کرده ایم. گاهی افرادی نظر می دهند که به هیچ وجه صلاحیت لازم را ندارند. چنین نگاه های سلیقه ای باید تعدیل شوند. البته نظارت بر ادبیات کودک و نوجوان باید باشد، اما از سوی دیگر باید به نویسندگان باسابقه این حوزه اعتماد کرد و امتیازات بیشتری برایشان در نظر گرفت. اخیرا خبرهایی مبنی بر آزار جنسی برخی دانش آموزان در چند مدرسه منتشر شد. چنین موضوع هایی تا چه اندازه می توانند در کتاب های کودکان و نوجوانان ما پرداخته و از خلال آن آموزش های لازم به کودکان داده شود؟ آیا بحث ممیزی می تواند مانعی بر سر این کار باشد؟ این خبر را در فضاهای مجازی دیده ام. متاسفانه همیشه یک سری افراد سودجو و فاسد و بیمار وجود دارند و تنها راه مبارزه با آنها آگاهی بخشی به کودکان و نوجوانان است تا فریب این افراد را نخورند، پنهان کاری نکنند و به پدر و مادر خود اعتماد داشته باشند و هر رفتار یا اتفاق اینچنینی را به خانواده ها یا مربیان خود خیلی سریع اطلاع دهند. اما از سوی دیگر ما در مسایل آموزشی و پرورشی کم کاری کرده ایم و البته بیشتر توجه مان بر مسایل آموزشی متمرکز شده است؛ تا جایی که از پرورش غافل مانده ایم. در حالی که شفاف سازی درباره چنین مسایل و آگاهی بخشی از وقوع چنین اتفاقاتی پیشگیری می کند. این مساله درباره بسیاری از مسایل سیاسی و اجتماعی هم صادق است. درباره اطلاع رسانی و آگاهی بخشی چه چیزی بهتر از کتاب برای هوشیاری این گروه سنی وجود دارد؟ همین موضوع آزار جنسی می تواند سوژه یک داستان باشد تا در قالب داستان، آموزش های لازم را به کودکان یا نوجوانان بدهد اما برعکس ما همیشه در کتاب هایمان به گونه ای عمل کرده ایم که گویی همه انسان ها خوب، پاک، مذهبی و بی آزارند و هیچ گاه چاه را در کنار راه نشان نداده ایم. برگردیم به بحث تاثیرات ممیزی؛ این موضوع چه تاثیرات دیگری و به ویژه بر خلاقیت دارد؟ درباره خلاقیت، چه خلاقیت گروه سنی کودک و نوجوان و چه خلاقیت نویسندگان این گروه سنی، بحث ممیزی تاثیر صددرصد منفی دارد، اما متاسفانه همیشه نادیده گرفته شده است. برای نمونه این روزها سرگرم بازخوانی کتاب کاربردهای افسون: م‍ف‍ه‍وم و اه‍م‍ی‍ت اف‍س‍ان‍ه ه‍ای ج‍ن و پ‍ری از ن‍ظر رش‍د روان‍ی و اع‍ت‍لای ف‍ک‍ری ک‍ودک از ب‍رون‍و ب‍ت‍ل‍ه‍ای‍م با ت‍رج‍م‍ه و ت‍وض‍ی‍ح ک‍اظم ش‍ی‍وا رض‍وی هستم. به نظرم این کتاب هم برای نویسندگان و هم برای معلمان و مربیان تربیتی بسیار مفید است. هرچند بسیاری از صاحب نظران آن را نقد می کنند، اما نویسنده در این اثر با ذکر دلایل منطقی و صحیح نشان می دهد افسانه های جن و پری نه تنها برای بچه ها مفیدند، بلکه در رشد خلاقیت آنها تاثیر مثبتی دارند و خیال بافی های کودکانه را رشد می دهند. ضمن اینکه هیچ کودکی هرگز این افسانه ها را باور نکرده و تنها بسیاری از ناراحتی ها و دغدغه های خود را از خلال این داستان ها و افسانه ها تخلیه می کند. ما با چنین آثاری مخالفت می کنیم، در حالی که کتابی مانند هری پاتر کل ادبیات جهان را تحت تاثیر قرار می دهد. این مشکل در آثار ترجمه کمتر دیده می شود، اما همیشه نویسندگان خلاق با مشکل چاپ چنین کتاب هایی مواجه اند. همچنین بسیاری از قصه های قرآنی ما مانند شکافتن دریا توسط حضرت موسی(ع) به نوعی سحرآمیزند. داستان های ژول ورن همگی تخیلی اند اما برای کودک و نوجوان بسیار جذابند. بسیاری از اختراعات بشری روزگاری فقط در حد یک رویا و تخیل بوده اند بنابراین این که داستان های تخیلی نوشته و منتشر شوند به رشد و خلاقیت کودک و نوجوان کمک بسزایی می کنند. درباره بازنویسی آثار کلاسیک برای این گروه سنی چطور؟ آیا مشکل ممیزی همچنان وجود دارد؟ در آثار کلاسیک و کهن ما هم همین مشکل وجود دارد. بارها خواسته ام داستان گنبد سیاه نظامی گنجوی را بازنویسی کنم اما از ترس ممیزی این کار را نکرده ام یا بسیاری از داستان های مولانا که فلسفه و عرفانی در آنها نهفته و پیچیده تر است، برای بازنویسی برای گروه سنی کودک و نوجوان طبق ضوابط موجود مناسب نیستند و می بینیم که برخورد نامناسب در بحث نظارت و ممیزی سبب می شود آثار کلاسیک ما آن گونه که باید در اختیار کودکان و نوجوانان قرار نگیرند. سخن آخر؟ این قضیه هرچه زودتر باید حل شود؛ چون بحث ممیزی خیلی طولانی شده و روزبه روز پیچیده تر و بدتر هم می شود در نتیجه به آثار تالیفی ما لطمه می زند و از سوی دیگر سبب می شود ترجمه رواج گسترده تری در بازار کتاب داشته باشد. همان طور که گفتم، نظارت بر ادبیات کودک و نوجوان باید باشد اما می توان نهادها یا انتشارات معتبر را متولی این کار کرد یا به نویسندگان باسابقه اعتماد کرد. همچنین فراموش نکنیم حتی اگر کتابی در ظاهر و براساس معیارهای ما نامناسب باشد، اما در مقابل، همان موضوع ها و مسایل با تاثیرگذاری بیشتری از تلویزیون ها و ماهواره ها پخش می شوند. بنابراین باید سعی کنیم از خلال کتاب های جذاب و آموزنده، کودکان و نوجوانان را به کتاب و کتابخوانی علاقه مند کنیم.