صنعت نشر کشور مشکلات عدیده و گاه عجیب و غریبی دارد. بر هر چالشی که تمرکز می کنیم، چالش دیگری بیرون می زند و از هر زاویه ای که به مشکلات وارد می شویم، نگاه جدیدی رخ می نماید. به بهانه بررسی عملکرد ناشران اصفهانی سراغ مهدی شریعتی، نایب رییس تعاونی ناشران استان اصفهان رفتیم اما او که مدیریت انتشارات وسپان را هم بر عهده دارد، در تحقیقی میدانی درباره مشکلات صنعت نشر، به زوایای کمتر دیده شده صنعت نشر نظر انداخته و در این گفت وگو دست روی موضوعی گذاشت که سمت و سوی مصاحبه تغییر کرد و گفت وگوی مستقلی را شکل داد. نتیجه این گفت وگو را در ادامه می خوانید. باشد که در فرصتی دیگر به بررسی وضعیت نشر و کتاب و کتابخوانی استان اصفهان بپردازیم. این شما و این درددل های آقای شریعتی، رییس سابق انجمن ناشران اصفهان. برخی معتقدند که ناآشنایی ناشران به حوزه فعالیتشان دلیل اصلی نابسامانی های موجود در صنعت نشر است. نظر شما چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید بگویم اگر بپرسید چند ناشر فعال در ایران داریم، خواهم گفت نمی دانم و اگر بپرسید چند واسطه نشر در ایران داریم، باز خواهم گفت نمی دانم. ولی اگر از من بپرسید مجموع ناشران و واسطگانشان در ایران چه تعداد است، می توانم با مراجعه به جدیدترین کتاب مرجع نشر ایران، رقم دقیق آن را به شما اعلام کنم. واسطگان؟ آن هم در صنعت نشر؟ قرار گرفتن نام واسطگانی نشر در کنار نام ناشران از یک سو اعتبار ناشران را زیر سوال می برد و از سوی دیگر سبب می شود همین واسطگان در حالی که خود را از جماعت ناشران به حساب می آورند، با اعتماد به نفس بیشتری به آشفتگی بازار نشر دامن بزنند به طوری که هر متن ضعیفی را به عنوان کتاب منتشر می کنند تا بر آمار کتاب های منتشرشده بیفزایند. برخی از همین واسطگان نشر در چنان سطحی از بی دانشی اند که اگر مثلاً شرح کَشّاف زمخشری و نصاب الصبیان ابونصر فراهی را جلوی آنها بگذارید و بخواهید تفاوتشان را بیان کنند، شاید تنها چیزی که به نظرشان برسد، تفاوت ظاهری آن دو کتاب است که مثلاً یکی با سطرهای پیوسته نوشته شده و دیگری با عبارت های کوتاه هم اندازه روبه روی هم. این افراد به رغم داشتن پروانه نشر، نه از مدیریت تولید چیزی می دانند و نه دغدغه آن را دارند چون اصلاً پروانه نشر را دریافت نکرده اند که کالایی فرهنگی تولید کنند. پس کار این گروه چیست؟ این گروه به عنوان واسطه با به کار گرفتن غریزه نیاز انسان ها به جاودانگی که غالباً به صورت بر جای ماندن نام تجلی می یابد، انگیزه های صرفاً مادی خود را محقق می کنند حتی اگر به بهای تیشه زدن به ریشه نشر تمام شود. پس آنها با استفاده از زمینه های اقتصادی، علاقه مندان به نویسندگی را به چاپ کتاب ترغیب می کنند. بله این گروه علاوه بر انگیزه هایی که پیش از این به آنها اشاره شد، با تحریک حس طمع سفارش دهنده کتاب، او را ترغیب به چاپ دست نوشته هایش می کنند و با دریافت مبلغی هنگفت، کتابش را چاپ می کنند و آن بنده خدا هم که از بازار رقابت، خواب کتاب و مشکلات قرار گرفتن در چرخه توزیع و امثال آن چیزی نمی داند، تصور می کند اگر مثلاً ده میلیون تومان سرمایه گذاری کند، هم کتابش چاپ شده و هم در کوتاه مدت، سود هنگفتی نصیبش می شود در صورتی که همه می دانیم اینگونه نیست و این ترفندها، هم سفارش دهنده مبتدی را متضرر می کند و هم مشکلاتی برای صنعت نشر به وجود می آورد. از این مساله بگذریم و از زاویه دیگری به ادامه بحث بپردازیم. اینکه دیده می شود برخی ناشران به دلایلی چون تمدید پروانه نشر خود هر کتابی را چاپ می کنند. به نظر شما این کار چه آسیب هایی به صنعت نشر کشور آن هم در شرایط تحریم و تنگناهای اقتصادی وارد می کند؟ هر ناشر برای تداوم فعالیت و تمدید پروانه نشر خود باید حداقل چهار عنوان کتاب در سال منتشر کند. ناشرانی که پروانه نشر خود را به دلالان فعال نشر سپرده اند، حداقل، خود به طور مستقیم نقشی در جریان واسطه گری ندارند. در حقیقت اگر گروه نخست، واسطگان نشر نامیده می شدند، این گروه را می توان دارندگان پروانه نشر نامید. این دسته از ناشران به چهار گروه تقسیم می شوند؛ نخست، افرادی که توانایی برای راه اندازی نشر دارند اما سرمایه ندارند، دسته دوم افرادی اند که تنها به طمع بهره مند شدن از کاغذ دولتی یا دیگر مزایای نشر، پروانه نشر دریافت کرده اند، گروه سوم را هم افرادی تشکیل می دهند که به واسطه پایبندی های اخلاقی اصلاً نمی خواهند در جایگاه نشر قرار بگیرند و گروه چهارم کسانی هستند که به هر نحوی پروانه نشر دریافت کرده اند، سرمایه ی لازم را برای این کار هم دارند اما چون اطلاعات کافی درباره نشر ندارند، ترجیح می دهند سرمایه خود را در راه های دیگری به جریان بیندازند. این افراد در شرایطی قادر به فعالیت نشرند که بازار را پررونق ببینند. به نظر شما چرا چنین فعالیت هایی رواج پیدا کرده اند؟ هنگام مطالعات آماری ناشران، معمولاً آنان را به گروه ناشران فعال، ناشران نیمه فعال و ناشران غیرفعال تقسیم می کنند. ملاک عمل هم شمارگان کتاب های ناشر در یک سال است در صورتی که چنین روشی بسیار غیرعلمی است. گاه یک واسطه نشر به سبب آنکه با ترفندهایی توانسته قراردادهای بیشتری ببندد و عناوین بیشتری منتشر کند، مورد تقدیر واقع می شود در صورتی که یک ناشر تأثیرگذار کتاب های کمتری چاپ کرده، اگر حداقل مورد بی مهری قرار نگیرد، مورد تشویق هم واقع نمی شود. اگر بپذیریم که فعالیت نشر عبارت است از تولید فنی کتاب و قرار دادن آن در چرخه پخش کشور یا مدد جستن از نیروهای آموزش دیده و مجرب و همچنین داشتن سرمایه کافی، خواهیم دانست که نمی توان بسیاری از افرادی را که با تکیه بر پروانه نشر، خود را ناشر به حساب می آورند، در مجموعه ناشران جای داد. اینها حتی در مجموعه ناشران تأثیرپذیر هم قرار نمی گیرند چون حاضر نیستند حتی برای تولید کتاب هایی سرمایه گذاری کنند که نویسندگان آنها حاضر به انعقاد هر نوع قراردادی با هر میزان حق التألیف یا حق الترجمه هستند تا به این وسیله کتاب هایشان در چرخه توزیع قرار گیرند و اگر در بین آنها کسانی باشند که حاضر شوند برای چنین کتاب هایی سرمایه گذاری کنند، باز قادر نیستند ارزش علمی یا ادبی یک کتاب را دریابند و مشخص کنند آیا اثر مذکور اصلاً ارزش چاپ کردن دارد یا خیر. در صورتی که اگر نویسنده ای بخواهد کتاب خود را به وسیله این ناشران به چاپ برساند، آنها به هیچ وجه نمی توانند قابل چاپ بودن یا قابل چاپ نبودن اثر را تشخیص دهند. بنابراین همان گونه که گفته شد واسطگان نشر به هیچ وجه حاضر به هزینه کردن نیستند. آنها تنها به خدمات نشر یا درآمد حاصل از آن فکر می کنند. ملاک آنها برای قابل چاپ بودن یا قابل چاپ نبودن کتاب، تنها مجوز نشر است که پس از تأیید بررسان وزارت ارشاد صادر می شود. گاه اتفاق می افتد که ناشری در سال صد عنوان کتاب را برای بررسی به وزارت ارشاد می سپارد و جالب اینکه همین واسطه نشر به عنوان ناشر پرکار مورد تقدیر قرار می گیرد و به عنوان ناشر نمونه سال هم شناخته می شود! و زیان هایی که واسطگان نشر به چرخه کتاب وارد می کنند؟ تولید کتاب های بی محتوا و بدبین کردن مردم به کتاب و کتابخوانی. هدررفتن سرمایه عظیمی از کاغذ برای چاپ و انتشار آثار بی محتوا و بدون ارزش علمی که بی شک یکی از علل گران شدن کاغذ، تولید همین آثار بی محتواست و کاستن از اعتبار ناشران، سردرگم کردن مردم در انتخاب کتاب، بی رونق کردن بازار نشر، قرار دادن آثار ارزشمند در کنار آثار بی ارزش و آسیب زدن به تلقی مردم از کتاب. کمک به بی اعتباری آثار ارزشمند به وسیله واسطگان نشر، بخشی از این آسیب هاست. اینها نکات مهمی اند که باید به آنها توجه شود. به نظر شما وزارت ارشاد چه نقشی می تواند در رفع این مشکلات داشته باشد؟ هرگونه تسهیلاتی که وزارت ارشاد بخواهد برای ناشران منظور کند، شامل واسطگان نشر هم می شود و از سهم ناشران واقعی می کاهد. از طرفی دیگر ناشر غیرحرفه ای چون هزینه ای بابت تصحیح و ویرایش کتاب نمی دهد، کتابی ارزان تر از کتاب ناشر حرفه ای تولید کرده، بخش زیادی از مردم از این موضوع آگاهی ندارند و به صرف ارزان بودن کتاب، سراغ آن می روند.