به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، کتاب شطرنج با ماشین قیامت نوشته حبیب احمدزاده نیز یکی از آثار شاخص ادبیات پایداری است که برای نخستین بار در سال 1387 توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شد. قهرمان این رمان دیده بان نوجوان 17 ساله ای است که به ناچار به جای دوست مجروحش راننده ماشین حمل غذا می شود. او از این شغل ابا دارد و سعی دارد افراد کمتری از آن باخبر شوند. وی مأمور به انجام دیده بانی برای عملیاتی می شود که طی آن قرار است رادار عراقی موسوم به سامبلین را گمراه کنند؛ راداری که آن را ماشین قیامت ساز می نامند. وی در طی این روزها در زمان ماموریتش در شغل جدید با افراد مختلفی (از جمله یک مهندس نیمه دیوانه) آشنا می شود و این آشنایی تحولی بزرگ را در او ایجاد می کند. آنچه شطرنج با ماشین قیامت را از بسیاری آثار دیگر ادبیات پایداری متمایز می کند، لحن و زبان آن است. احمدزاده از زبانی طنزآمیز، گزنده و گاه سیاه استفاده می کند تا تناقض ها و پوچی های موجود در فضای جنگی را به تصویر بکشد. راوی نوجوان داستان، با نگاهی ساده و بی پیرایه، وقایع تلخی مانند بمباران، شهادت دوستان و ویرانی شهر را روایت می کند. این تضاد میان محتوای تلخ و لحن ساده داستان، یکی از دلایل اصلی محبوبیت این کتاب میان نسل جوان است. راویت اول شخص و از زاویه دید ناصر، به خواننده اجازه می دهد تا از نزدیک با دنیای درونی یک نوجوان درگیر جنگ همراه شود. ناصر در ابتدای داستان پسری است ساده و تا حدودی سربه هوا، اما به تدریج با قرار گرفتن در موقعیت های مختلف جنگی، مجبور می شود زودتر از موعد بزرگ شود. او با مفاهیمی مانند مرگ، ترس، تنهایی و مسئولیت روبرو می شود و این مواجهه، شخصیت او را دستخوش تغییر می کند. منتقدان معتقدند که این روند تحول شخصیت، یکی از نقاط قوت اصلی رمان است. فضای داستان عمدتا در آبادان و مناطق جنگی جنوب ایران می گذرد. احمدزاده با تسلط کامل بر جغرافیا و فضای انسانی منطقه، تصویری زنده و ملموس از روزهای نخست جنگ ارائه می دهد. توصیف های او از کوچه پس کوچه های آبادان، نخلستان ها و فضای خانه های سنتی جنوب، به خواننده کمک می کند تا خود را در آن مکان و زمان تصور کند. شطرنج با ماشین قیامت در عین حال که یک رمان جنگی است، به مسائل انسانی و فلسفی عمیق تری نیز می پردازد. کتاب به این پرسش پاسخ می دهد که یک نوجوان عادی چگونه در برابر خشونت بی سابقه جنگ معنا می آفریند و مقاومت می کند. برخلاف بسیاری از آثار حماسی که جنگ را عرصه قهرمان پروری می دانند، احمدزاده تصویری انسانی و ملموس از رزمندگان ارائه می دهد. آنها انسان هایی با ترس ها، ضعف ها و امیدهای خود هستند. منتقدان معتقدند که شطرنج با ماشین قیامت از دو لایه گفتمانی تشکیل شده است: لایه جهادگرایانه و لایه بازبینی گرا. سبک نوشتاری احمدزاده در این رمان، ساده، روان و در عین حال عمیق است. او از جملات کوتاه و دیالوگ های طبیعی استفاده می کند که با شخصیت نوجوان راوی هماهنگی کامل دارد. طنز تلخ و موقعیت های کمیک در کنار صحنه های غم انگیز و تکان دهنده، ریتمی پویا و جذاب به داستان بخشیده است. شطرنج با ماشین قیامت روایتی است از دست دادن معصومیت، مواجهه با خشونت و جست وجوی معنا در دل تاریکی. ناصر در این داستان از یک نوجوان بازیگوش به انسانی تبدیل می شود که با تمام وجود درک می کند که زندگی چیزی فراتر از بقاست. احمدزاده در این اثر نشان می دهد که حتی در جهنمی به نام جنگ، انسان می تواند امید، عشق و انسانیت خود را حفظ کند. شطرنج با ماشین قیامت یکی از پرمخاطب ترین آثار ادبیات پایداری ایران است. این رمان به زبان های انگلیسی، عربی، فرانسوی، آلبانیایی و زبان های دیگر نیز ترجمه شده و مورد استقبال مخاطبان غیرایرانی نیز قرار گرفته است. حبیب احمدزاده پس از این رمان، آثار دیگری نیز در حوزه ادبیات پایداری نوشته است. از جمله کد 24 که به ماجرای نفوذ یک جاسوس عراقی می پردازد و شب بخیر فرمانده که داستانی دیگر از روزهای جنگ است. او همچنین به عنوان فیلمنامه نویس، در آثاری مانند اتوبوس شب (به کارگردانی کیومرث پوراحمد) همکاری داشته است.