به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست رونمایی و نقد و بررسی کتاب جامعه شناسی ادبیات آیینی ایران؛ نگاهی به کارکرد آیین ها و مناسک در شعر معاصر نوشته علیرضا حبیبی، دوشنبه (۵ مرداد ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این نشست محمود شالویی؛ مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، مهدی محبتی؛ نویسنده و پژوهشگر و مدرس زبان و ادبیات فارسی، سید عبدالحمید ضیائی؛ شاعر و پژوهشگر فلسفه، محمود بشیری؛ دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و اردشیر صالح پور؛ نویسنده، پژوهشگر و مدرس تئاتر حضور داشتند و به نقد و بررسی این اثر پرداختند. علیرضا حبیبی در این نشست با اشاره به سیر تطوّر مفهوم آیین در تاریخ تمدن بشری گفت: در طول زمان، مقوله آیین در هر دوره ای متناسب با مقتضیات زمانه، بازتعریف شده و کارکرد خود را حفظ کرده است. بخشی از آیین ها پیش از اسلام بر پایه کشاورزی و اقلیم بودند و بعدها کارکردی دینی پیدا کردند. در دوره ای بخشی از آیین به فراموشی سپرده شد و شکل مذهبی و دینی آن برجسته شد. آنچه در چند دهه اخیر رخ داده، پررنگ شدن وجه دینی و مذهبی آیین و به فراموشی سپرده شدن بخشی از وجوه دیگر آن است، حال آنکه دین و مذهب در ذیل چتر بزرگ آیین جای می گیرند. او با بیان اینکه این کتاب حاصل پژوهش ۱۴ سال پیش اوست که با تاخیر به انتشار رسیده، افزود: قرار بود این اثر در سه جلد منتشر شود؛ جلد اول ادبیات آیینی کهن ایران تا مشروطه، جلد دوم ادبیات آیینی معاصر در حوزه نظم و جلد سوم در حوزه نثر. اما فی الحال بنا بر پیشنهاد آقای بشیری که داور پایان نامه دکترای من بودند، این اثر در قالب جلد اول منتشر شد تا جلد دوم آن نیز در آینده تالیف شود. تلاش من در این کتاب آن بوده که نشان دهم ادبیات آیینی گستره ای فراتر از آن چیزی است که در ادبیات چهل تا پنجاه سال اخیر، به ویژه پس از انقلاب، رواج یافته و شاخه های متنوعی را در بر می گیرد. حبیبی در ادامه درباره روند شکل گیری ایده کتاب و انتخاب شاعران مورد بررسی گفت: در این پژوهش 10 تن از شاعرانی را برگزیدم که در گستره نیم قرن اخیر، شعر آیینی را به سمت شعر دینی و مذهبی سوق داده اند. جالب اینجاست که همین شاعران، تعریفی که خود از ادبیات آیینی دارند، با آنچه در ظاهر آثارشان دیده می شود هم خوانی ندارد. وی درباره رویکرد علمی کتاب نیز اشاره کرد: بر پایه یک نگاه علمی ابتدا به تعاریف، کلیات و مفاهیم مربوط به آیین و بازتعریف و کارکرد آنها در ادبیات ایران ورود کردم. سپس با گذری سریع از ادبیات کهن، به ادبیات معاصر رسیدم. در این مسیر از آن جا که حوزه نثر بسیار گسترده بود و از حوصله کار خارج می شد، ناگزیر تمرکز خود را بر حوزه شعر معاصر قرار دادم که ماحصل آن، کتابی است که اکنون پیش روی شماست. آیین چتر دین است یا دین چتر آیین؟ محمود شالویی نیز در سخنان خود با اشاره به عنوان کتاب، پیشنهاد کرد که عبارت شعر معاصر در عنوان فرعی به شعر فارسی تغییر یابد، زیرا در جغرافیای سرزمینی ایران گویش ها و زبان های گوناگونی وجود دارد که آیین هایشان در کتاب مغفول مانده است. وی سپس به پیش فرض اصلی نویسنده درباره تقدم آیین بر دین اشاره کرد و گفت: بر این گفته که آیین ها چتری هستند که حتی دین را تحت پوشش خویش گرفته اند خرده می گیرم. دین و آیین در کنار یکدیگرند و حتی می شود گفت که آیین پس از دین شکل گرفته است. بر اساس گزارش های وحیانی، از همان آغاز که آدم و حوا پای به عرصه حیات گذاشتند، ابتدا دین به عنوان شناخت حقیقت وجودی شکل گرفت و سپس آیین ها برای آن پدید آمدند. اگر منظور جناب حبیبی ادیان ابراهیمی نباشد، آن گاه می توان سخن ایشان را توجیه کرد. شالویی با اشاره به اهمیت پرداختن به کارکردهای اجتماعی آیین ها افزود: آیین ها هرجا نفوذ و حضور بیشتری داشته اند، بر غنای فرهنگی آن جامعه افزوده اند. برای نمونه، در استان خوزستان عرب ها آیینی به نام یزله دارند که با وجود پیشرفت شرایط زمانه، هویت و کارکرد خود را از دست نداده است. این گونه آیین ها نیز باید در این اثر مورد بررسی قرار گیرند. جامعه شناسی ادبیات یا در جامعه شناسی در ادبیات؟ در ادامه این نشست مهدی محبتی با طرح پرسشی درباره عنوان کتاب گفت: وقتی از جامعه شناسی ادبیات سخن می گوییم، باید میان دو مفهوم تمایز قائل شویم؛ یکی جامعه شناسی ادبیات که خود ادبیات را به مثابه یک امر اجتماعی بررسی می کند و دیگری جامعه شناسی در ادبیات که به شناخت مباحث اجتماعی در آثار ادبی می پردازد. مشخص نشدن این تمایز، موجب سرگردانی خواننده می شود. وی افزود: وقتی از جامعه شناسی ادبیات سخن می گوییم، باید به این نکته توجه کنیم که اساسا ما چیزی به نام جامعه و ادبیات به عنوان مفاهیم کلی نداریم. مفاهیم کلی جز در مصداق هایشان وجود خارجی ندارند. همان طور که کودک خردسال درختان را می بیند، اما جنگل را نمی شناسد، ما نیز با مصادیق روبه رو هستیم، نه با کلیات. به همین دلیل بسیاری ترجیح می دهند به جای جامعه شناسی ، از علوم اجتماعی سخن بگویند تا این وجه مناقشه انگیز کمرنگ تر شود. هر دو واژه جامعه و ادبیات قابل مناقشه اند و اصطلاح جامعه شناسی حاصل صلح و توافق ما بر سر استفاده از این واژه است. محبتی همچنین با تفکیک دو مفهوم جامعه شناسی ادبیات از جامعه شناسی در ادبیات بر ضرورت شفاف سازی رویکرد کتاب تاکید کرد و ادامه داد: در جامعه شناسی ادبیات، ما خود ادبیات را به مثابه یک امر اجتماعی بررسی می کنیم؛ مثلا می پرسیم چرا در دوره ای از تاریخ، قصیده میدان دار شد و غزل را کنار زد و در دوره ای دیگر این نسبت برعکس شد؛ یا این که چرا در قرن ششم حماسه آرام آرام جای خود را به عرفان داد. اما جامعه شناسی در ادبیات، مسیر متفاوتی را دنبال می کند؛ به این معنا که مباحث اجتماعی را در دل آثار ادبی می کاویم؛ این که خانواده در نگاه سعدی چه معنایی دارد، یا امر سیاسی در شاهنامه چگونه بازتاب یافته است. کتاب باید مشخص کند که کدام یک از این دو مسیر را می پیماید. او در ادامه، تمایزی میان دو مفهوم جامعه و جماعت نیز قائل شد و گفت: انسان هایی که آگاهانه و با انتخاب در کنار یکدیگر قرار می گیرند، جامعه را می سازند، اما آنان که از سر ضرورت و جبر گرد هم آمده اند، جماعت را تشکیل می دهند. این کتاب از آن رو ارزشمند است که در مسیر تبدیل این جماعت به جامعه گام برمی دارد و به مردم کمک می کند آگاه تر شوند. محبتی سپس با استناد به کاربردهای گوناگون واژه آیین در شعر حافظ، بر پیچیدگی تعریف این مفهوم تاکید کرد و ادامه داد: بسیار کوشیدم تعریف مشخصی از ادبیات آیینی ارائه کنم، اما دشوار بود. از همین رو به حافظ، به عنوان کسی که واژگان را از همه دقیق تر به کار می برد مراجعه کردم. او ۱۳ بار واژه آیین را به کار برده و هر بار مفهومی متفاوت از آن مراد کرده است: آیین عیاری، آیین سروری، آیین زرتشتی، آیین بندگی، آیین درویشی، آیین دلبری، آیین سرکشی، آیین تقوا، آیین رنگ و بو، آیین پادشاهی، آیین مذهب و آیین مطلق. او در ادامه با اشاره به بار معنایی منفی برخی از این کاربردها افزود: آیین صرفا بار مثبت ندارد. برای نمونه درباره آیین رنگ و بو در غزلی که می گوید قبای حسن فروشی تو را برازد و بس/ که همچو گل همه آیین رنگ و بو داری ، دقیقا معنای جلوه فروشی و خودفروشی را می رساند. بنابراین وقتی از ادبیات آیینی سخن می گوییم، باید دقیق تر مشخص کنیم که از کدام آیین حرف می زنیم. این تنوع کاربرد نشان می دهد که هنوز تعریف دقیقی از این واژه ارائه نشده است. هر کتاب تازه ای که به بازار می آید، مشکلاتی دارد، اما این کتاب از آن جهت که این خلا را پر می کند، ارزشمند است. شجاعت ورود به میدان مناقشه عبدالحمید ضیایی نیز سخنان خود را با برشمردن نقاط قوت کتاب آغاز کرد و نخستین ویژگی برجسته آن را شجاعت نویسنده در ورود به میدانی پرمناقشه دانست. او گفت: این ورود جای شکرگزاری و قدردانی دارد. من خود بیست سال پیش کتابی با نام جامعه شناسی تحریفات عاشورا نوشتم و هنوز چوب آن را می خورم و تاوانش را پس می دهم؛ اما هر کار صادقانه ای که در راه اصلاح فرهنگی انجام شود، هزینه دارد و به بلوغ فرد و جامعه کمک می کند. خوشبختانه شما چنان استادانه، عالمانه و زیرکانه نوشته اید که بعید است دچار این مشکلات شوید. وی دومین نقطه قوت کتاب را برخورداری از یک نظریه مشخص و مدرن دانست: این کتاب از نظریه برساخت گرایی یا سازه انگاری بهره برده است؛ نظریه ای که بر این اصل استوار است که واقعیت در تعاملات اجتماعی برساخته می شود. هیچ منسکی را نمی توان یافت که تنها در ذهن مومنان شکل گرفته باشد. از آن جا که این نظریه بر زبان نیز تاکید ویژه ای دارد و ادبیات آیینی هم بر شعر و قصه استوار است، انتخاب آن برای این پژوهش بسیار هوشمندانه بوده و به شما امکان داده است مفاهیم محلی را به شکلی جهانی برسازید. این پژوهشگر سومین نقطه قوت را دسته بندی منسجم و منطقی کتاب برشمرد: کتاب از همان ابتدا، شعر آیینی را به چهار شاخه شعر آیینی محض، شعر دینی و مذهبی، شعر ملی و میهنی و شعر انقلاب و دفاع مقدس تقسیم کرده است. این دسته بندی هسته ای جدی و جالب توجه دارد و می تواند همه انواع شعر آیینی را دربر بگیرد. این ساختار آموزشی و پژوهشی، خواننده را گام به گام با خود همراه می کند. ضیایی چهارمین نقطه قوت را پرداختن به تنوع و تکثر قومی و فرهنگی در ادبیات آیینی عنوان کرد و افزود: شما با اشاره به آیین های کار و کشاورزی، حماسه های پهلوانی، نغمه های آیینی و اشعار ایلیاتی، ادبیات آیینی را از انحصار دین و مذهب بیرون آورده اید و در یک فضای بزرگ تر مطرح کرده اید. این کار مطالعه ای قوم محور را به کتابی هویت بخش و اثری ملی تبدیل کرده است و این حقیقتا از نقاط قوت برجسته کتاب شماست. نویسنده کتاب جامعه شناسی تحریفات عاشورا سپس نگاه آسیب شناسانه کتاب را یکی دیگر از نقاط قوت آن خواند و گفت: در گفتار دوم فصل سوم، به آسیب غلو و اغراق در ادبیات آیینی پرداخته شده که بلیه ای روزافزون در جهان فکری ماست. هرچند صادقانه بگویم که با وجود تلاش بزرگانی چون شریعتی، مطهری، صالحی نجف آبادی و شهیدی، انگار جامعه راه خودش را می رود و نیاز انسان ها به اسطوره سازی از عقلانیت پیشی گرفته است. با این حال، همین که نویسنده تلاش کرده مخاطب را از احساس گرایی صرف به سمت تحلیل انتقادی بکشاند، ارزشمند و ستودنی است. وی اضافه کرد: به نظرم اگر در کتاب نویسنده تحلیل زیباشناختی و بلاغی را در کنار تحلیل محتوایی تقویت کند و نشان دهد که شاعر چگونه با استفاده از وزن های حماسی، قافیه های تکان دهنده و استعاره های ناب، مفاهیم انتزاعی همچون شهادت، آزادی و وطن را به هویت و واقعیت بدل کرده است، مخاطب خاص نیز جذب کتاب خواهد شد. همچنین گسستی میان نظریه برساخت گرایی در فصل نخست و فصل های بعدی دیده می شود. خوب است برای هر یک از 10 مضمون اصلی مانند وطن، آزادی، دین، جشن، جنگ، سوگ و سیاست، بخش مجزایی به تحلیل برساخت گرایانه اختصاص یابد تا مشخص شود این مفاهیم در چه بستر گفتمانی-تاریخی شکل گرفته اند و شعر آیینی چه نقشی در برساخت آنها و تبدیل شان به هنجار اجتماعی داشته است. ضیایی با اشاره به لزوم شفاف سازی روش شناختی افزود: خوب است معیار انتخاب 10 شاعر و 10 مضمون و نیز روش تحلیل متن، خواه تحلیل محتوا باشد یا نشانه شناسی یا تحلیل گفتمان، در کتاب توضیح داده شود. همچنین بخش هایی از کتاب که به تعاریف کلی و عمومی اختصاص یافته، می تواند به پی نوشت منتقل تا فضای بیشتری برای تحلیل آزاد شود. وی با تاکید بر ضرورت نگاه تاریخی به موضوع ادامه داد: ادبیات آیینی معاصر امری نیست که به یک باره پس از انقلاب پدید آمده باشد. افزودن یک تحلیل تطبیقی-تاریخی از سیر تحول شعر آیینی از آغاز تا امروز، با اشاره به دوره های مهمی چون صفویه، سبک وقوع، سبک هندی و دوره غزنوی، کمک می کند تا این تحولات، حلقه هایی از یک زنجیره پیوسته دیده شوند، نه پدیده هایی گسسته. از سوی دیگر، در بخش های مربوط به ادبیات انقلاب و بیداری، لحن کتاب جانبدارانه و غیرنقادانه می شود و جای چندصدایی های جامعه، گفتمان های رقیب و اشعار اعتراضی شاعرانی که خود دیندار و معترض بوده اند، خالی است. همچنین لازم است به شاعران زن، از رابعه و پروین اعتصامی تا فروغ فرخزاد، که در شکل گیری مناسک اجتماعی موثر بوده اند، بیش از یک مورد (طاهره صفارزاده) پرداخته شود. در پایان نیز پیشنهاد می کنم چشم اندازهای پژوهشی و محورهای پژوهشی پیش رو در کتاب معرفی شود تا محققان بدانند گام های بلند بعدی را بر شانه های شما از کجا باید بردارند. شاهنامه کتاب آیین هاست محمود بشیری نیز در این نشست گفت: شاهنامه کتاب آیین هاست. عمدتا آیین را معادل دین به کار می برد و میان این دو تفاوتی قائل نیست. آیین، دین و داد در شاهنامه یکی هستند. نخستین پادشاهان پیشدادی که آیین و دین و کیش را در میان مردم رواج دادند، چهار تن بودند. هر یک از این چهار پادشاه، مردم را به آموختن ارزش یکی از عناصر چهارگانه فرامی خواندند: کیومرث می بایست ارزش خاک را به مردم می آموخت و این که خاک در باورهای دینی و آیینی چه جایگاهی دارد. هوشنگ، ارزش آتش را تعلیم می داد و آیین مربوط به آن را که همان جشن سده است، بنیان نهاد. تهمورث، پیام آور ارزش باد در زندگی انسان بود و به همین دلیل، شخصیت او با سلیمان نبی درمی آمیزد و جمشید نیز ارزش آب را به مردم آموخت و تجارت، تمدن و آیین تازه را با خود به ارمغان آورد. بشیری در ادامه با اشاره به جشن سده و غیبت آن در کتاب، به یکی از مصادیق مغفول مانده در پژوهش های ادبیات آیینی اشاره کرد و افزود: بر اساس گفته ابوریحان، بسیاری از فرزندان کیومرث به دلیل سرما و یخ بندان طولانی از میان می رفتند و لباسی برای محافظت از خود نداشتند. در شاهنامه نیز به این نکته اشاره شده که در آن روزگاران، مردم برهنه زندگی می کردند و پوشش و لباس، بعدها در دوره هوشنگ و پادشاهان پس از او رواج یافت. هنگامی که آتش کشف شد، سپری در برابر سرما پدید آمد و به شکرانه زنده ماندن صد تن از فرزندان کیومرث، جشنی برپا کردند که به جشن سده شهرت یافت. این جشن که در شعر شاعران سبک خراسانی، به ویژه در دوره غزنوی و سلجوقی و اندکی نیز در سبک عراقی بازتاب داشته، در دوره قاجار نیز به دلیل تبلیغات آن دوران احیا شد، اما امروزه به کلی از خاطره ها رفته و در ادبیات معاصر ما چندان مطرح نمی شود او سپس با تاکید بر این که منبع و ماخذ همه این آیین ها، اوستاست، گفت: این که آیین در اوستا به معنای دین به کار رفته، جای هیچ تردیدی ندارد. بنابراین این که امروز ادبیات آیینی عمدتا به حوزه دین اختصاص یافته، ریشه در همین پیوند کهن دارد. با این حال، تعبیر نویسنده کتاب مبنی بر این که آیین چتری است که دین را نیز زیر پوشش خود گرفته، لزوما غلط نیست و می توان آن را برداشتی تازه از مفهوم آیین در طول تاریخ دانست. بشیری در بخش دیگری از سخنان خود، به طور خاص به آیین نوروز پرداخت و با اشاره به پیوند آن با مفهوم عدالت و ظهور منجی، ادامه داد: نوروز یک امر آیینی مربوط به گذشته باستانی ماست که پایه و اساس آن، دینی است. بر اساس باورهای زرتشتی، نوروز روزی است که سوشیانس، یعنی موعود زرتشتی، ظهور می کند. این موعود درست در آغاز فروردین ظهور خواهد کرد و از آن جا که باور ما شیعیان نیز بر ظهور امام زمان در همین ایام تاکید دارد، این دو سنّت با یکدیگر پیوند خورده اند. مبنای هر دو ظهور، عدالت است. اصلا نوروز، جشن عدالت است. زمانی برای تحویل سال انتخاب شده که بهترین زمان ممکن بود؛ نه از ستم گرمای تیر و مرداد خبری هست و نه از سرمای دی و بهمن. این گزینش، نشان دهنده خردمندی عجیب نیاکان ماست که نبض طبیعت را در دست داشتند و اعتدال را اصل می گرفتند. ناصر خسرو نیز به همین معنا اشاره کرده است. اسطوره ها آیین سازند؛ هیچ دینی بدون آیین وجود ندارد اردشیر صالح پور نیز سخنان خود را با بیتی از گرشاسب نامه اسدی طوسی آغاز کرد: شنیدم ز دانای فرهنگ دوست/ که زی هر کس آیین شهرش نکوست. این دو مقوله، یعنی شهر به مثابه جامعه و آیین، آن قدر جامع و فراگیرند که شاید در کوزه ای به نام یک کتاب نگنجند. امیدوارم این باب و این رشته که آقای حبیبی آغاز کرده اند، با توصیه هایی که اساتید گفتند، در جهت تکمیل و بهینه سازی هرچه بهتر ادامه یابد. کتاب عین دیکته است؛ تا زمانی که نوشته نشده، نمره اش بیست است، اما همین که نوشته می شود، غلط هایش پیدا می شود. البته این ها غلط نیستند، بلکه حیات تازه ای را برای کتاب رقم می زنند. بعد از انتشار، دوران مرگ مولف آغاز شده و این کتاب اکنون فرایند تکوینی خودش را ادامه می دهد. وی در ادامه به بحث درباره ریشه های اسطوره ای آیین پرداخت و گفت: من به واسطه حرفه خودم از پنجره پژوهش هنر به بحث وارد می شوم. اسطوره، قدیمی ترین دین بشری است. انسان اولیه با کوشش و تلاش پیگیر خود می کوشید نسبت خود را با عالم بالا، عالم درون و عالم پیرامون برقرار کند. این یک مثلث بنیادین است: انسان، رابطه، محیط. اسطوره ها اساسا آیین سازند و بشر به طور کلی موجودی آیین ساز، آیین باز و آیین پرور است. این اسطوره ها هستند که آیین می سازند و این آیین ها هستند که اسطوره ها را حفظ، ترویج و تبیین می کنند. آیا هیچ دینی را می توان یافت که آیین نداشته باشد؟ اصلا دین بدون آیین وجود ندارد. هر دینی، مناسکی، مراسمی، آدابی و رفتاری دارد. این ها اجتناب ناپذیرند و وجه کاملا مکملی با هم دارند. آیین ها نوعی از کنش ها و اعمالی هستند که ما برای تقدیس و تکمیل یک ماجرا، برای تثبیت یک باور، از خود نشان می دهیم. او سپس با برشمردن ویژگی های دوازده گانه آیین ها از منظر جامعه شناسی هنر گفت: نخست این که آیین ها نمادسازند و این نمادسازی در ابزاری که در هر آیین به کار می رود، آشکار است. نمادها ابزارمندند. دوم، نوعی سمبولیسم رنگ در آیین ها وجود دارد. برای نمونه، هنگامی که سهراب بر فراز دژ، خیمه های پهلوانان را بررسی می کند رستم می گوید آن سبز، پرده سرای من است. سبز، نماد رستم و نماد رویش است. جالب این جاست که سادات ایران نیز شال و عمامه شان سبز است. این سمبولیسم رنگ، هم جنبه دینی دارد و هم جنبه آیینی؛ یک تقدس و کاریزمای رنگی با بار قدسی بر آن مترتب است. صالح پور در ادامه، سایر ویژگی های آیین ها را چنین برشمرد: آیین ها موسمی اند و زمان دارند. اگر همه شب ها قدر بود، بی قدر می شد. آیین ها مکان مندند؛ کعبه و دیر و بت خانه و کنشت، هرکدام مکانی را به آیینی اختصاص داده اند. آیین ها برای تأکیدگذاری اند؛ جشن تولد، جشن مرگ که فستیوالی از سوگ است، و عروسی که امری کاملاً قدسی است. آیین ها حرمت گذاری می کنند و برای ما نکاتی را تکریم می کنند. همین تاسوعا و عاشورا که شیعه را زنده نگه می دارد، واقعاً یک آیین است. اگر این را از شیعه بگیریم، حرمانی ایجاد می شود. آیین ها القای فرهنگ می کنند. همچنین خوراک مندند؛ اطعمه، اشربه و اغذیه و حتی دود و دم نیز در آن ها حضور دارد. لباس مند و پوشاک مند نیز هستند؛ ما برای عروسی یک لباس می پوشیم، برای عزا یک لباس و برای تشرف به مکه یک لباس دیگر. جامعه بدون آیین، جامعه ای خشک، مکانیکی و بی روح است. آیین ها به جامعه نظم بخشی و لطافت می بخشند و ایجاد وفاق، همبستگی و همدلی می کنند. به طور کلی، آیین ها به نیازهای معنوی ما پاسخ می دهند و ضرورتشان نیز در همین است. این نویسنده و کارگردان تئاتر در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به جایگاه شعر و ادبیات در بازتاب آیین ها گفت: ظرفیت ادبی ایران، مدیوم هستی شناسی جهان ایرانی شعر است. هیچ جامعه ای به اندازه ایران شاعر ندارد. اگر یک مستشرق یا یک فرنگی که با جهان ایرانی آشنا نیست، بخواهد جامعه ایرانی را دریابد، کافی است همین مدیوم ادبیات ایران را واکاوی کند تا به بن مایه ها و گوهرهای پنهان آن برسد. ادبیات ایران، جهان بین جامعه ایرانی است. هیچ بخشی از اشعار ادبیات ایران را نمی توان یافت که تلمیحی از آیین ها در آن نباشد. برای نمونه، شعر فروغ فرخزاد که می گوید آن گاه خورشید سرد شد و برکت از زمین ها رفت ، دقیقا اشاره به همان عصر یخ بندان زمهریری دارد که حرمت آتش از همان جا پیدا شد. به قدری این مصادیق در ادبیات فراوان است که کافی است بن مایه ها را دریابیم. ایرانی ها نبض طبیعت را می گیرند؛ اعتدال، فلسفه جهان ایرانی است. بی خود نیست که در میان ۳۶۵ روز سال، تنها همان یک روز را انتخاب می کنیم که خورشید و شب و روز با هم برابر می شوند. یا شب یلدا را جشن می گیریم، مبادا که جهان یک دقیقه در ظلمت یلدایی تیره و تار باقی بماند. وی اضافه کرد: آیین ها تمام نمی شوند، تغییر شکل می دهند و تداوم پیدا می کنند. نکته ای که برای من جالب بود، این است که کتاب به شاعرانی چون سلمان هراتی و منوچهر آتشی نیز پرداخته و جنبه های آیینی شعرشان را کاویده است. در جنبه های فولکلوریک، آیین مشک زنی، که تمنای برکت بیشتر را از مشک دارد، یا آیین های تولید کشاورزی و دامداری، همه در این کتاب آمده است. هرکدام از این ساحات می تواند به طور تخصصی در ادامه کار تفکیک شود و این همان چشم اندازی است که آقای حبیبی می توانند در جلدهای بعدی دنبال کنند.