زمانی تهران سه پاساژ داشت که در کار خرید و فروش کتاب های دست دوم بودند. پاساژ کتاب ایران یکی از آنهاست که زمانی پاساژ خیاط ها نام داشت که در دو طبقه بالای آن چند کتابفروشی کتاب های دست دوم به چشم می خورد. پاساژ صفوی یا سعید سابق و پاساژ فیروز هم از دیگر پاساژهایی بودند که کارشان خرید و فروش کتاب های دست دوم بود که با رکود بازار کتاب، مغازه های آنها هم یک به یک تغییر کاربری دادند. شاید همین سبب شده که بازار دستفروشان کتاب همچنان رونق داشته باشد. البته بین کتاب های آنها فقط کتاب های دست دوم نمی بینی، بلکه کتاب های زیرزمینی هم در بساطشان دیده می شود. از کنار دستفروشان گوناگون می گذرم، نگاهم بیشتر به فروشندگان است تا کتاب ها. به جوانی برمی خورم که وسط شلوغی خیابان انقلاب غرق در خواندن یکی از کتاب هایش شده است. مرا که مشتاق می بیند کتاب هایش را تبلیغ می کند که مثلاً فلان کتاب مال فلانی است و در ایران نایاب. اندکی که می گذرد از او درخواست می کنم به چند پرسشم پاسخ دهدکه با کمی دلهره می پذیرد. مخاطبان شما را اغلب چه کسانی تشکیل می دهند؟ کتاب های ما چند نوع اند؛ یعنی چند طبقه کتاب داریم. یک سری کتاب ها مخاطبان خاص خود را دارند و هرکسی نمی تواند آن ها را بخواند و بفهمد. مثلاً بوف کور هدایت که شاید به دلیل مشهور بودنش، عامه مردم این کتاب را می خرند و می خوانند، بدون آنکه چندان از آن سردربیاورند ولی مخاطبانی هم داریم که کتابی را می خرند، می خوانند و می فهمند. اکثر مشتریان ما عام هستند، مشتریانی هم داریم که خاص باشند، البته بسیار کم. جمعیت کتابخوان ما به دو دسته تقسیم می شود؛ کسانی که می خواهند کتاب های اصلی و اوریجینال بخرند و مجموعه درست کنند که از کتابفروشی های لوکس و انتشاراتی ها خرید می کنند. کسانی هم هستند که می خواهند کتابی را که می خوانند ممیزی نشده باشد و از هر جای ممکن هم که شده کتاب را پیدا خواهند کرد. کتاب ها را چطور قیمت گذاری می کنید؟ معیار خاصی برای قیمت گذاری دارید؟ کتاب را نمی توان مانند کالا قیمت گذاری کرد. قیمت گذاری کتاب باید بر مبنای عنوان و اهمیت باشد. ما به کتاب به عنوان منبع درآمد نگاه می کنیم که این قضیه را مقداری پیچیده می کند. یعنی در اصل می بینی کتابی داری از یک نویسنده خوب که آگاهی بسیار زیادی هم به تو می دهد، ولی صد برگ بیشتر ندارد و باید بر مبنای میزان کاغذی که برده، قیمت گذاری کرد نه کیفیتش. از سوی دیگر، کتابی هم هست که هزار صفحه دارد و با قیمت بالا عرضه می شود ولی بی محتواست و براساس قیمت کاغذ مجبوریم گران بفروشیم. کتاب های شما بیشتر در چه زمینه هایی اند؟ این کتاب ها موضوع های گوناگونی دارند. اکثر کتاب های ما را رمان تشکیل می دهد، به ویژه رمان های نویسندگان خاص یا مترجمان خاص. بعد از گران شدن کتاب، مشتریان شما افزایش داشته اند؟ قاعدتاً الان قیمت کتاب را کاغذ تعیین می کند. کتاب جزو لوازم ضروری زندگی نیست و در اوضاعی که متوسط درآمد خانواده ها کمتر از یک میلیون تومان در ماه است، مسلماً دغدغه این افراد خواندن کتاب نیست ولی کسانی که دنبال خواندن کتاب های خاص و ممیزی نشده اند، کتاب ها را می خرند مثلاً کتاب هایی نظیر قلعه حیوانات با ترجمه قدیم سال 1356. اینها همه فروش دارند و حتی با گران شدن قیمت کاغذ، باز هم فروش خوبی هم دارند. کتاب هایتان را از کجا و چگونه تهیه می کنید؟ من می دانم که کار ما قانونی نیست و درباره اینکه کتاب ها را از کجا تهیه می کنم نمی خواهم و نمی توانم توضیحی بدهم. بحث ترسیدن و این حرف ها هم نیست، نگرانی هم ندارم چون مسوولان خودشان می دانند که این کتاب ها چرا و برای چه تهیه می شوند.