مرگ؛ این واژه چیزی نیست که بشود قیدش را زد و کسی هم که به وادی اش پا گذاشته باشد برنمی گردد تا کتابی درباره خاطراتش بنویسد و من و شما بخوانیم و بفهمیم برای رفتن به آن سفر چه چیزهایی باید با خودمان ببریم! اگر در بازار کتاب بگردیم یا نمایشگاهی برپا شود و چرخی در آن بزنیم کتاب های زیادی را می بینیم که با عنوان اسرار مرگ ، سرای جاوید ، عالم برزخ ، منازل الاخره ، بهداشت سفر یا روانشناسی سفر آخرت نوشته شده اند. یکی از کتاب هایی که خیلی هم تا به حال خواننده داشته، کتاب سیاحت غرب بوده که آقانجفی قوچانی با حوصله و جزئیات از مرحله پیش از ورود به قبر شروع به نوشتن می کند تا گردنه ها و بیابان هایی که شخصی در این سفر دیده است و آنچنان خواننده را با خود همراه می سازد که احساس می کنی بالای قبر خودت ایستاده ای و بعد تو را توی قبر می گذارند و این، تو هستی که آنقدر فشارت می دهند که... از سؤالات به لکنت می افتی و بدتر از همه اینکه می پرسند دلیلت بر این جواب ها چیست. من تا یک ماه از خواندن این کتاب مریض بودم و مدام به این فکر می کردم که چه بگویم و چگونه دلیل بیاورم که حقیقتاً خدای من اوست که می گویم. اسرار عالم مرگ چیزی نیست که بشود از آن گذشت و چیزی هم نیست که بتوان کاملاً به آن دست پیدا کرد. حال و وضع دیگران نیست و راهی است روبه روی خود ما و نه فقط ما بلکه آنقدر اتفاق می افتد، آنقدر در زندگی به گورستان ها می رویم، آنقدر برای بدرقه کسانی که تا دیروز با ما حرف می زدند و الان قادر نیستند حتی پلک خود را تکان دهند می رویم که دائم داغمان تازه می شود. با هر مرگی از خود می پرسیم چه شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ او اکنون کجاست؟ آیا ما را می بیند؟ چگونه می توانیم با او ارتباط برقرار کنیم؟ و... اگر ما قرار باشد نفر بعدی باشیم... به اینجا که می رسیم این فکر را رها می کنیم! گاهی وقتی کسی عزیزی را از دست می دهد می گوید من دیگر زنده نمی مانم و شروع می کند به خواندن چنین کتاب هایی. کتاب هایی از قبیل 76 پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد نوشته غلامرضا حیدری ابهری از موسسه انتشارات قدیانی، برزخ، دنیای پس از مرگ نوشته جابر رضوانی از کتابسرای عادل، دروازه های ابدیت موضوع: مرگ، برزخ، قیامت، بهشت و جهنم نوشته ناصر نادری از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شنیدم که دیگر نمی آیی آنجا که روزی می روی نوشته فرح قربانی از انتشارات آرمان رشد، نود دقیقه در بهشت: داستانی واقعی از مرگ و زندگی نوشته دان پایپر و سسیل مورفی از انتشارات داستان، مناسک موت: اعمالی که می بایست برای محتضر و مرده انجام داد به همراه بیان حقایقی از عالم برزخ نوشته سیده عالیه علوی از انتشارات شیرزاد، صراط، پل سرنوشت نوشته جابر رضوانی از انتشارات کتابسرای عادل و صحیفه آخرت نوشته امیر معصومی از انتشارات حدیث مهر. از این دنیا تا آن دنیا یکی از کتاب هایی که در سال های اخیر نوشته شده و صاحبان عزا خواندنش را به هم توصیه می کنند، مجموعه گفتارهای حجت الاسلام مسعود عالی در برنامه سمت خدا است. این کتاب ها از احتضار، قبر و برزخ شروع می کنند و تا قیامت ادامه می دهند. کتاب های این نویسنده با استفاده از منابع دینی و احادیث و همگی مستند نوشته شده اند و خصوصیتشان این است که نور امیدی در دل خواننده می تابانند. در جلد دوم که با نام برزخ و نفخه صور و به انضمام مباحث رجعت به چاپ رسیده، درباره نقش صلوات در آخرت چنین نوشته: امام رضا(ع) فرمود: هرکس قدرت نداشته باشد بر چیزی که سبب پاک شدن و برطرف شدن گناهانش گردد، بر محمد و آل محمد زیاد صلوات بفرستد که گناهان را محو و نابود می کند. نگارنده کتاب از متونی مانند منازل الاخره مرحوم محدث قمی هم استفاده کرده است. قلم روان این کتاب طوری است که برای همه قابل فهم است و گویا خود نویسنده است که برایشان صحبت می کند. اگرچه این کتاب ها از کتب صوتی نیستند ولی به لحاظ طرح مباحثشان در برنامه های تلویزیونی، گویا صدای نویسنده را می شنویم و او را می بینیم. کتاب هم مانند هر رسانه دیگری زمینه فرهنگی مشترک می طلبد و با خواندن آن از خود می پرسیم چه کسی با چه زمینه فرهنگی ای آن را نوشته؟ نویسنده در چه اوضاع و احوال اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... زندگی می کرده است و چه تجربیاتی را با خود به ارمغان آورده؟ نوع نگاه او به زندگی چگونه بوده و از درس چه استادان و معلمانی بهره برده؟ و آن استادان تابع چه مکتب و مشربی بوده اند و چگونه فکر می کرده اند و نهایتاً چه پیامی را منتقل می کنند؟ عالی در جلد نخست یعنی احتضار و عالم قبر، برخورد با مرگ را سه گونه توصیف کرده است؛ برخورد مایوسانه و بدبینانه، برخورد غافلانه و بی خیالی و دیدگاه واقع بینانه. او درباره دیدگاه واقع بینانه از زندگی دنیا نوشته است و اینکه اهل دنیا بودن و کسب و کار با از دست دادن فرصت ها در دنیا تفاوت دارد و همین دیدگاه را به داشتن نشاط و وجدان در زندگی ربط داده است. تصاویر شفاف سال ها پیش در نمایشگاه کتاب سیاحت غرب را خریدم و یک نفس خواندم و مریض شدم. یکی از معلمان مهربان در آن وضع و حال گفت تو خوراک الانت را نخوردی و این کتاب مناسب سن تو نبوده است اما امروز که دوباره بخش هایی از آن را خواندم به نظرم شیرین و گوارا می آمد. سن، موقعیت، تجربیات و بسیاری از عوامل دیگر در برقراری ارتباط با متن، مفاهیم و معانی و موردنظر نویسنده تأثیر دارند. تصور آن سال ها از سیاحت غرب برای من غولی ساخته بود که جرأت نداشتم به آن نزدیک شوم اما امروز اینچنین خواندم: (بعد از شب اول قبر) صورت و اعضایم از کثافات و کدورت طهارت یافته بود و شفاف و درخشندگی داشت و فهمیدم که آن فشار یک نوع تطهیری است برای شخص که مواد کثافات و کدورات و شرور به آن فشار گرفته می شود چنان که به صورت نفت سیاه دیده شد... . سیاحت غرب که کسی به درستی نمی داند مطالبش را آقانجفی در مکاشفه دیده یا در خواب یا داستانی از حقایق عالم پس از مرگ را با استفاده از آیات قرآن و روایات نوشته است یک معنا و حقیقت را گوشزد می کند و درونمایه اش، آگاهی است. او در گذر از یک یک مراحل برزخ یادآوری می کند که در زمان حیاتم چشمانم بسته بود، در دنیا غافل بودم، زبانم با حقیقت عملم یکی نبود و حتی تأسف می خورد به حال صاحب عزاهایی که در غفلتند و کاری نه برای خود می کنند نه برای تازه گذشته شان. این کتاب طوری آگاهی می دهد که با خواندنش می فهمی در همین دنیا داریم آخرتمان را تجهیز می کنیم. این کتاب را برای انسان ها به صورت فیلمی ترسناک ساخته اند و پیر و جوان می بیند و مثل فیلم می ترسد و بعد هم می خندد و آن را کنار می گذارد. در سال های اخیر چنین برخوردی با این کتاب شده است. هرچند برای برخی وحشتش بیمارکننده است اما حق این کتاب ادا نمی شود. یکی دیگر از کتاب های مربوط به مرگ زندگی جاوید یا حیات اخروی شهید مطهری از مجموعه مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی است. این کتاب مرگ و معاد را از زاویه ایجاد شناخت نگاه کرده است. نخستین فصل کتاب معاد از ارکان جهان بینی اسلامی نام دارد که در آن از راه های گوناگون ایمان به زندگی جاوید سخن به میان آمده است؛ راه شناخت خدا، راه شناخت جهان و راه شناخت روح و نفس انسان. نویسنده بدون توضیح این راه ها وارد مبحث ماهیت مرگ شده و با اشاره به آیات سوره زمر اینچنین می نویسد: این آیه شباهت و سنخیت خواب و مرگ(و ضمناً شباهت و سنخیت بیداری و بعث اخروی) را بیان می کند... کاملاً می توان فهمید که ماهیت مرگ از نظر قرآن، نیستی و نابودی و تمام شدن نیست بلکه انتقال از نشئه ای به نشئه دیگر است. ضمناً ماهیت خواب از نظر قرآن نیز روشن شد، معلوم شد که خواب هرچند از نظر جسمی و ظاهری تعطیل قوای طبیعت است ولی از نظر روحی و نفسی، نوعی گریز و رجوع به باطن و ملکوت است. نویسنده در این بخش می نویسد خواب هم مثل مرگ از مجهولات است و علم تنها قسمتی از جریانات جسمانی زمان خواب را می تواند بشناسد هرچند در این سال ها کتاب هایی با عنوان در آغوش نور نوشته شده و مخاطبان بسیاری هم داشته و به بررسی و خاطرات تجربه های نزدیک به مرگ پرداخته اما روانپزشکان می گویند به حافظه زمان خواب و بیهوشی و تجربه نزدیک به مرگ نمی توان اعتماد کرد. آنان این امور را در حیطه علم نمی دانند. ما می خوابیم بی آنکه ترسی از این خواب داشته باشیم. هیچ کس برای نزدیک شدن زمان خواب به تلاطم نمی افتد مگر کسی که نتواند خواب خوبی را تجربه کند و بیدار می شویم بی آنکه اتفاقات هولناکی برایمان بیفتد اما درباره مرگ حتی جرأت نداریم به مدت طولانی فکر کنیم. اگر دیدگاه ما هم مثل کتاب خدا همین دیدگاه خواب باشد دیگر ترسی نخواهیم داشت. این، زاویه دید و نگاهی است که این کتاب به ما می دهد. در حقیقت خواب ما را به عالمی می برد که نمی دانیم کجاست و چگونه است؛ عالمی که پرده دنیا نمی گذارد آن را ببینیم. دیدزدن از آن سوی دیوار کتاب دیگری در این سال ها به قلم دکتر محمدمهدی اصفهانی به چاپ رسیده است با نام آوای رحیل ؛ نگاهی به بهداشت در سفر بی بازگشت. خواننده از خود می پرسد مگر بهداشت برای مراقبت از جسم و روح آدم زنده نیست؟ نویسنده در این کتاب چنین می نویسد: بهداشت به معنای تأمین سلامت، حفظ و ارتقای آن است... تأمین بهداشت در سفر هم به معنای اقداماتی است که انسان در این سفر بتواند نه تنها خود را از بیماری در امان بدارد بلکه بتواند سلامت و آسایش خود را حفظ کند و تا حد امکان سطح سلامت را بالا ببرد. این کتاب 110 صفحه ای با دیدی امیدوارانه به سفر بی بازگشت توجه می کند. در این کتاب به حدیثی از امام صادق(ع) اشاره شده است که فرمودند: یاد مرگ شهوت ها را می میراند و ریشه های غفلت را برمی کند و دل را به وعده های خدا مطمئن و محکم می سازد و طبیعت و روحیه انسان را لطیف می کند و پرچم ها و نشانه های خواهش های نفسانی را می شکند و آتش زیاده خواهی را خاموش می کند و دنیا را در چشم آدمی حقیر و کوچک می سازد . نوشتن از بزرگ ترین رازهای عالم و رابطه انسان با این عالم ناشناخته، نه تنها جرأت می خواهد بلکه نویسنده و خواننده هیچ یک نه رفته اند و نه می دانند که با چه عالمی مواجه می شوند. فقط و فقط آنچه از راه خداوند و پیامبران و معصومین(ع) به دست ما رسیده اند می توانند به ما کمک کنند تا کمی پرده غیب را کنار بزنیم و مشاهده ای کنیم. نوشتن و خواندن این کتاب ها برای کسانی مفید است که خود را مسافر می دانند و می خواهند در این عالم وسایل سفری ابدی را مهیا کنند؛ سفری که هر لبخندش نشانه های سپیدی و هر شر و بدخواهی و ناراستی اش می تواند نشانه ای از سیاهی را در کوله بار ما بگذارد. آنچه نوشته شد نه در شأن و حق تمامی کتاب های نگاشته شده در این زمینه بود و نه ادعایی چنین دارد بلکه تنها نگاهی بر آثار یادشده داشت.