زنان داستان نویس ایران سهم درخور توجهی از داستان نویسی امروز کشور را به خود اختصاص داده اند. داستان نویسی زنان، نشانه بسیار مهمی از تحول اجتماعی، فرهنگی و انسانی بسیار عمیقی است که در این سالیان در عرصه زندگی آنان در ایران رخ داده است. با ورود زنان به دنیای داستان نویسی، یک رشته واقعیات ویژه زندگی زنان با نگاه زنانه به بن مایه های داستان نویسی افزوده شد و از آنجا که زنان نویسنده هم به طور طبیعی دردآشنای این واقعیات بودند و هم خود را نسبت به آنها متعهد می دانستند، داستان هایی افشاگرانه و دادخواهانه درباره مشکلات و معضلات زنان در جامعه نوشتند؛ درباره باورهای ریشه داری که درباره دختران و زنان در ذهن جامعه وجود داشتند. در این گزارش ضمن پرداختن به تاریخچه داستان نویسی زنان ایران با راضیه تجار، یکی از این نویسندگان موفق درباره تجربه انقلاب و جنگ در داستان نویسی زنان و مضامین داستان های این نویسندگان سخن می گوییم. با ورود به عرصه فعالیت های فرهنگی، شخصیت های زن در آثار ادبی نقش بارزتری پیدا کردند. رمان های اجتماعی دهه 1300 شمسی مانند تهران مخوف مشفق کاظمی و شهرناز یحیی دولت آبادی نشانگر دلمشغولی نویسندگان به موضوع زن است. این مشغله های ذهنی همراه با پیدایش موسسه های آموزشی جدید و برخورداری زنان از فرصت های آموزشی همسان با مردان، پدید آمدن نشریات زنان و نقش فعال در جنبش درخواست حقوق خود، زمینه ساز پیدایش نویسندگان زن شدند. به تدریج زنان که هم خواننده و هم موضوع رمان ها بودند، به خلق آن دست زدند. داستان های آنان بازتاب نگرانی و دیدگاه های گروه های گوناگون اجتماعی درباره زندگی دختران و زنان در وضع جدید و گاه بیانگر دشواری های زندگی این قشر است. در حقیقت شیوه و سبک امروزی داستان نویسی زنان ایرانی از سال 1320 شمسی پدید آمد و آثار آنان تا حدی تحت تأثیر کلیشه های ادبیات مردانه بود. با این تفاوت که این زنان نگران اوضاع همجنسان خود بودند و به طور مستمر زنگ اخلاق را به صدا درمی آوردند و سعی در هوشیار کردن همجنسان خود از خطراتی بودند که آنها را تهدید می کردند. سووشون؛ فصل تازه ای در ادبیات زنان ایرانی ایراندخت تیمورتاش، نخستین زنی است که سال 1309 کتاب داستانش را منتشر کرد. این روند نوشتن تا دهه 40 ادامه پیدا کرد تا اینکه زنده یاد سیمین دانشور، سووشون را نوشت. درست از همین زمان بود که ناگهان تحولات تازه ای در ادبیات زنان به وجود آمد به گونه ای که منتقدان و تاریخ نگاران ادبی در ایران، سال 1348، یعنی سال انتشار سووشون را آغاز داستان نویسی زنان و دانشور را مادر و نخستین قلم به دست این زمینه می دانند. کتابی که با شمارگان بالا بارها تجدیدچاپ شد. سووشون نخستین رمانی است که نویسنده، راوی و شخصیت اول آن زن است، هرچند شخصیت محوری یک مرد است. به کی سلام کنم؟ و جزیره سرگردانی از دیگر آثار دانشور بودند که با استقبال خوبی مواجه شدند. پس از دانشور، زنان داستان نویس دیگری چون مهشید امیرشاهی، مهری یلفانی، شکوه میرزادگی، پرتو نوری، غزاله علیزاده و... در سال های قبل از انقلاب چند رمان و داستان کوتاه نوشتند. این زنان، داستان نویسی را از دهه 40 و 50 شمسی آغاز کردند. انقلاب و جنگ؛ سوژه های زنان نویسنده در سال های بعد از انقلاب، روند داستان نویسی زنان با رشد چشمگیری مواجه شد. تجربه انقلاب و جنگ و پیامدهای اقتصادی و روانی آن زنان داستان نویس را هم درگیر خود کرد. تجار معتقد است: دفاع جانانه هشت ساله هم برای مردان و هم برای زنان نویسنده دستاوردهای فراوانی داشته و دارد. چون نویسنده دنبال سوژه است و از سکون دوری می کند و در وضع بحرانی و حساس سوژه اش را می یابد. بنابراین جنگ سوژه ها و مضامین بسیاری را ارائه کرده که نویسندگان می توانند آنها را صید کرده، پرورش دهند و به جامعه ارائه کنند. این نویسنده می گوید: زنان داستان نویس به ویژه از بعد از انقلاب حضور خود را صریح تر اعلام کردند و این حضور از نظر کمی و کیفی نسبت به قبل از انقلاب غنی تر و پررنگ تر بود. آنان آثار خوبی ارائه کردند که حتی در برابر آثار مردان با استقبال روزافزونی مواجه شد و در صورتی که بعضی از این آثار انتخاب و ترجمه شوند، شاید بازخوردش را بهتر ببینیم و درک کنیم که جایگاه زن ایرانی کجاست و چگونه اما متاسفانه برخی از این آثار مغفول مانده اند. بعد از انقلاب، برخی از پرفروش ترین رمان های ایرانی را زنان نوشته اند. بامداد خمار نوشته فتانه حاج سیدجوادی 47 بار و سهم من نوشته پرینوش صنیعی 14 بار تجدیدچاپ شدند. هرچند این رمان ها داستان هایی خطی اند که در مضمون آنها جریانی از پند و اندرز وجود دارد و شاید بتوان آنها را نسخه های تکراری از نوشته های نویسندگان زن دهه 20 دانست اما با نثری روان از جذابیت خاصی برای خواننده برخوردار بودند. از دیگر نویسندگان مطرح زن بعد از انقلاب باید از فرخنده آقایی، برنده جایزه گلشیری و زویا پیرزاد نام برد. در کتاب های پیرزاد مانند چراغ ها را من خاموش می کنم زنانی را می بینیم که درگیر التیام زخم ها و خودیابی اند؛ زنانی که معضل و مشکلشان، فقر و تجاوز و بدرفتاری های جامعه با آنان نیست بلکه به دنبال همدلی با اعضای خانواده خودند. زنان ایرانی در آینه رمان های ایرانی تجار با اشاره به چگونگی بازتاب واقعیت های زندگی زنان ایرانی در رمان های نویسندگان زن اظهار می کند: بعضی از این آثار را وقتی نگاه می کنید، می بینید جغرافیایش مغفول مانده و برگرفته از آثار خارجی است و متوجه نمی شوید نویسنده آن یک زن ایرانی و مسلمان است یعنی نگاهی صرفا انسانی به موضوع زن دارند و به گونه ای می نویسند که شکل و شمایل غربی دارد ولی آثاری هم وجود دارند که برگرفته از ویژگی های زن ایرانی اند و ریشه در واقعیت دارند و همان گونه اند که در حقیقت در این جغرافیا دیده می شوند و داستان هایی بسیار خوب و پرمخاطب اند. به نظرم اگر نویسنده قلمش را در جوهر واقعیات بزند و به گونه ای بنویسد که مشخص شود از کدام اقلیم با چه اعتقادات و ویژگی ها و ارزش هایی است، می تواند کار موثری انجام دهد. دهه هشتاد؛ تثبیت جایگاه زنان نویسنده ایران حسن میرعابدینی در کتاب خود صد سال ادبیات داستانی در ایران با ارائه آماری از رشد داستان نویسی زنان می نویسد: در فاصله دهه هفتاد تا هشتاد، تعداد نویسندگان زن در مقایسه با تاریخچه زنان داستان نویس سیزده برابر می شود. این روند در دهه هشتاد سیر انفجاری به خود گرفت. اگر در دهه پیشین زنان صرفاً حضور بیشتری در عرصه نوشتن و چاپ آثارشان پیدا کرده بودند، در این دهه از حیث کیفی و فرم آثار به پیشرفت قابل توجهی دست یافتند. نگاهی به کتاب هایی که در این طبقه بندی بارها بازچاپ شدند، یا رمان ها و داستان های کوتاهی که از منظرهای گوناگون نقد، مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفتند و آثار ادبی زنانی که جوایز ادبی را از آن خود کردند، گواه این مدعاست. زنانی که امروز می نویسند و می درخشند، میراث دار زنانی اند که در روزگار مردسالار جامعه ایران کوره راه ها را درنوردیدند و با تنگناهای بی شماری مبارزه کردند و راه را گشودند و به نسل های بعد از خود فرصت حرف زدن و شنیده شدن دادند.