نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
درویش خرقهپوش و ذاکر مولا علی(ع)، در شبی با خاتون و کنیزش روبهرو میشود. درویش عاشق خاتون میشود و از آن به بعد ذکرش درخواست وصال با خاتون است. او عشق واقعی را در چشمان خاتون مییابد و شب و روز بر درگاه او نغمهسرایی میکند. خاتون بیوهای است که چهل روز است همسر خود را از دست داده و پسری به سن درویش دارد. او کنیزش را برای صحبت با درویش عاشق میفرستد. امّا درویش در مقابل خواست کنیز برای رها کردن خاتون پاکدامن و زیبا، مقاومت میکند و همچنان به التماس و دعا و نذر و نیاز خود ادامه میدهد. تا اینکه خاتون دو چشمان خود را که درویش عاشق آنها شده بود، نذر این میکند که درویش به خودش و مولایش علی(ع) برگردد. او دو چشمان خود را در میآورد و به کنیز میدهد تا او به عاشق دهد. عاشق با دیدن چشمها در وجدی توصیفناپذیر جان میدهد. گفتگوی کنیز و درویش عاشق در این نمایشنامه به تصویر کشیده شده است. کتاب حاضر شامل چندین نمایشنامه با عناوین وقت آمین، رستگاری، روشنان، به خورشید بگو، پروین من بمان به خورشید بگو، آواز پر جبرئیل، دست هزار غریب، سمن بویان و... است.