داستانهای اخلاقی
داستانهای اخلاقی
کتاب حاضر، مجموعهای از داستانهای واقعی و عبرتآموز است که با زبانی ساده و روان نگاشته شدهاند. «لال فصیح»، «یک کلیه»، «پسر کشیش»، «جوشها»، «ساره»، «دوری از خدا»، «خیانت»، «مردهشور»، «کتاب خدا مرا نجات داد»، «زن غافل»، «حجاب» و «خویشاوندان شوهر مرگآورند» عنوانهای برخی از داستانهای این کتاب هستند. در داستان «حجاب» میخوانیم: «من از زمان کودکی در راحتی و آسایش زندگی می کرم و وسایل و امکانات لازم برای راحتی من فراهم بود، در مدارس خارجی درس خواندم. ما به زبان عربی که زبان قرآن و زبان عربهاست صحبت نمیکردیم».