داستانهای حیوانات تنهایی - داستان گوریلها - داستان
داستانهای حیوانات تنهایی - داستان گوریلها - داستان
روزی روزگاری گوریل عجیبی در باغ وحش زندگی میکرد؛ گوریلی که یاد گرفته بود به زبانِ اشاره صحبت کند. او اگر چیزی میخواست با استفاده از دستانش به نگهبان میفهماند. گوریل همه چیز داشت و فقط یک دوست میخواست، نگهبانهای باغ وحش تصمیم گرفتند گربهای به نام «ملوس» را به عنوان دوست در قفس گوریل بیندازند و... .