داستانهای ترکی - ادبیات کودکان و نوجوانان
داستانهای ترکی - ادبیات کودکان و نوجوانان
در سرزمين مصر مردي دانا كنار رود نيل نشسته بود كه يكدفعه عقربي را ميبيند كه به سمت او ميآيد. از ترس ميخواهد آن را بكشد اما متوجه ميشود كه عقرب با او كاري ندارد و به سمت رود ميرود. عقرب در كنار رودخانه قورباغهاي را ميبيند و سوار بر پشت قورباغه به آن طرف ميرود. مرد متعجب از اين كار به دنبال آنها ميرود تا بداند ماجرا از چه قرار است ...