داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که با زباني ساده و بيان جزئيات لازم نگاشته شده است. نويسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه سازد. در داستان ميخوانيم: «از اتاق دکتر که بيرون آمديم ديگر نگاهم نکرد. رويش را برگرداند و تند پيچيد طرف پلهها و حالا نميدانم کجاست، بداخلاق شده. از ديروز که زنگ زد و گفت «ندا» را آورده بيمارستان و عصباني داد زد».