داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
برخی داستانهای کوتاه این مجموعه، عبارتاند از: سومین نامه، دل درد، به زانو درنیا، شصت و ششمین، کاغذها، نازی، ننهجان و آرامشگاه شبانهروزی. باری مثال در داستان "به زانو درنیا"، راوی میگوید: "روبهروی آینه برو! من اینجام. من در فضای این تالارم. محاط بر تو. من این جایم، شکستناپذیر و نامیرا. شما را از قدرت من گریزی نیست. سپاهیان من در چشم به همزدنی، سیارهها و ستارگانی را که در فاصلهی میلیونها سال نوری از شما قرار دارند، درمینوردند. واژههای شما برای بیان قدرت من ناتواناند. دل نازک احمق! به زانو درنیا، اشکهات را پاک کن. من اینجایم. اینجا و همهی آنجاهایی که در تصور شما نمیگنجد. اینک آخرین فرمان من به تو این است: حتی در اندیشه هم یک لحظه از من دور مشو!".