داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان
شش داستان کوتاه، نوشته ((شهرام شفیعی)) در این مجموعه برای نوجوانان به طبع رسیده است .داستانها عبارتاند از :((دارم میلرزم))، ((پیادهرو))، ((چراغ قوه))، ((مردی که میخندید))، ((دیشب مهتاب عروسی کرد)) و ((ماه من، گریه من، پلیس من)) .پنجمین داستان که نام کتاب نیز برگرفته از آن است تجدید خاطرات دوران کودکی برادر و خواهری است که اینک خواهر ازدواج کرده است .راوی داستان، با خواهرش ـ مهتاب ـ که در لباس عروس بر سر سفره عقد نشسته، به گفت و گو مینشیند و از بازیها و شیطنتهای کودکانه و خاطرات ایام سخن میگوید .یکی از این خاطرات، درباره لیوانی پلاستیکی است که با قطعهای کش لابهلای درخت بزرگ کوچه، مقابل بقالی محل آویزان بوده است .خواهر و برادر هر وقت که برای خوردن نوشابه به مغازه میرفتند، لیوان پلاستیکی را میدیدند .اما شبی که مهتاب عروس میشود، برادرش به او میگوید آخرین باری که برای خوردن نوشابه به بقالی میرود، لیوان را در جای همیشگی نمیبیند .