داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی است که با بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان میخوانیم: «شب از نیمه گذشته بود. با صدای وزش باد و رگبارهای پراکنده باران که به شیشه اتاق «سلمان قادر» میخورد، برادرش «یاسر» از خواب بیدار شد. «یاسر» درحالیکه چشمهایش را میمالید دستها را بالای سرش برد و خمیازهای کشید و نگاهی به دور و برش انداخت».