داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصوّر حاضر، داستانی تخیلی و ماجراجویانه برای گروه سنّی (الف) و (ب) است. پیام این داستان امیدواری در لحظات دشوار و استفاده از عقل هنگام مواجه با خطر است. در این داستان آمده است: «سندباد» همراه دوستانش با کشتی به سفر میرود، امّا در جزیره خواب میماند و دوستانش او را جا میگذارند. در همان لحظه پرندهای غولآسا از تخم بیرون میآید و «سندباد» با کمک او از جزیره خارج میشود، ولی در سرزمینی خشک و سوزان فرود میآیند. «سندباد» که بسیار ناامیده شده به دنبال غذا وارد سرزمینی پر از الماس میشود، تا این که چشمش به لاشة گوسفندی میافتد و فکری به ذهنش میرسد. «سندباد» در پایان داستان هم خودش را نجات میدهد و هم با فروش الماس مال زیادی را بدست میآورد.