داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
پدر و مادر «بهمن» قصد دارند تا برای کار به خارج از کشور بروند. بر این اساس پنهانی و به دور از اطلاع وی به صاحب مسافرخانهای میسپارند تا مسئولیت بزرگ کردن بهمن را برعهده بگیرد. بدینترتیب بهمن در مسافرخانه زندگی جدیدی را آغاز میکند و جدایی از پدر و مادر او را به ارتباط با دیگران وامیدارد. نخست دوستی با نام «گودرز» پیدا میکند، اما پس از چندی گودرز مسافرخانه را ترک میکند. پس از آن پنج مسافر ناشناس به مسافرخانة «تالاب گل» میآیند و بهمن سعی میکند تا به موشکافی دربارة شخصیت این پنج نفر بپردازد و پی ببرد که کدامیک از آنها میتوانند جای خالی گودرز را برای او پربکنند. این زندگی اجباری یعنی جدایی از پدر و مادر، از بهمن شخصیت ممتازی میسازد و به او تفکری خاص میبخشد. رمان، مخاطب را به دگرگونی ژرفی در زندگی وامیدارد.