داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر دربردارندة رمانی فارسی و ماجرای زندگی پسری به نام «رهام» است. رهام، پسر سرایدار باغ «اسفندیار وهابزاده»، یکی از ملّاکین بزرگ است. رهام به دلیل نصیحتهای پدر، از نزدیک شدن به خانوادة اسفندیار خودداری میکرده است. تا اینکه روزی، «شوکا»، برادرزادة اسفندیار را میبیند. رهام، شوکا را از کودکی میدیده و برای خود خیالبافی میکرده است. امّا علاقة ایجاد شده در رهام و علاقة شوکا، علیرغم ظاهر بیتفاوتش، آنها را به سوی سرنوشت جدید میخواند و رازهایی از زندگی شوکا و رهام آشکار میشود که همسطح بودن آنها را نشان داده و علاقة آنها را عمیقتر میکند.