داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
"درخت توت پیر" داستان پیرزنی است که به همراه پسرش در خانهای کوچک، که تنها یک اتاق دارد، زندگی میکنند. فشار زندگی بر آنها بسیار زیاد است و چون پسر قادر به اجارهی منزلی بزرگ نیست تا همسرش را نزد خود بیاورد به واسطهی خواهرش از مادر میخواهد تا به پیرمرد بیماری که از او خواستگاری کرده، پاسخ مثبت داده، به خانهی او برود تا جوان بتواند همسرش را در آن اتاق سکنا دهد. پیرزن، از هر دری وارد میشود تا فرزندانش را از این مساله منصرف کند، اما موفق نمیشود. او درمانده، سبدی توت جلوی دختر و پسر خویش گذاشته و در انتظار آینده میماند. این کتاب از چهارده داستان کوتاه با عناوینی از این قبیل تشکیل شده است: مچبند چرمی؛ روسری یاسی؛ لیلا؛ مادر؛ تحافی؛ و چشمروشنی.