داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان واقعی، لحظات متحول شدن یک زن است که مثل خیلی از انسانها، از معرفت درونش دور مانده و در گرداب زندگی دست و پا میزند تا به خواست خداوند، دلش را به قرآن سپرد و از معجزه کلام حق، چشم دلش به حقایق زیبایی گشوده شد. ذره ذره نوری در وجودش همچون چشمهای زلال جوشید و پا به دنیای نور گذاشت و آنچنان خدای خود را سجده کرد که پاهایش بر زمین، ولی روحش همواره در آسمانها سیر میکرد.