داستانهای تخیلی همکاری - داستان
داستانهای تخیلی همکاری - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي از مجموعه بهترين نويسندگان ايران است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان پوليچو يک پل چوبي بود که وسط زمين و هوا زندگي ميکرد و دو طرف رودخانه را به هم وصل ميکرد. صبح که ميشد، پوليچو منتظر ميشد تا يکي از رويش رد شود. يکي که پيدا ميشد، از رويش رد شود، پوليچو چوبهايش را للق و لولوق صدا ميداد.