فرهنگ
فرهنگ
این کتاب، نگاهی است بهمقوله فرهنگ از این جهت که دارای بُعدی درونذاتی است. در بخش نخست کتاب، نویسنده با تحقیقی گسترده در دایرهالمعارفها و برخی منابع جامعهشناسی در صدد نشان دادن این نکته است که وجود تکاملی انسان در تعریف فرهنگ در میان همه جوامع پذیرفته شده است. بهعبارت دیگر در تمام جوامع، جنبه اصیل و حقیقت ثابت انسانی (بُعد درونذاتی فرهنگ) که عامل رشد و تکامل و وجه تمایز انسان با دیگر موجودات است، مورد پذیرش است. در بخش دوم کتاب، ایشان کوشش میکند که آن حقیقت جامع، ثابت و ارزشی را پیدا کند. در این بخش ایشان با نقد فرهنگ لذتگرا و منفعتطلب غرب، فرهنگ اسلامی را که بر پایه حیات معقول است چنین تعریف میکند: «کیفیت یا شیوه بایسته و یا شایسته برای آن دسته از فعالیتهای حیات مادی و معنوی انسانها که مستند به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعیدشده آنان در حیات معقول تکاملی باشد». ایشان در این بخش با تقسیم فرهنگها به «فرهنگ رسوبی»، «فرهنگ مایع و شفاف»، «فرهنگ پیرو» و «فرهنگ پیشرو»، بحثهای متنوعی را در مورد فرهنگ پیشرو، مطرح مینمایند. تسلط نویسنده بر آراي فلاسفه غرب و دقت و باریکبینی ایشان از ویژگیهای این کتاب است.